آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۲
گفت و گو
۶
نقد

رویکردهای نوپدید در مواضع اصلاح طلبان

عباس کاظمی (عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران)

بدنه اجتماعی احزاب اصلاح طلب در جامعه، طی سالیان طولانی در کنشگری مدنی و مسالمت آمیز خود، ابزار تغییر را در صندوق آرا می جست، اما پس از آنکه به حاصلی در تحقق مطالبات خود دست نیافت، ناگزیر راه دیگری را برگزید. ابزار قهر با صندوق آرا، راهی مدنی و مسالمت آمیز برای بیان اعتراض مردم به سیاست های تاکنونی بدل گشت که در نهایت اکثریت احزاب سیاسی اصلاح طلب را همراه خود کرد و به تفکر و تدبیر و انتقاد از خود واداشت. در روزنامه اعتماد بیست و هشتم اردیبهشت ماه 99 شاهد اظهاراتی از سوی سخنگویان چهار حزب اصلاح طلب هستیم که می توان آن را نشانی از رویکردهای نوپدید در مواضع اصلاح طلبان دانست. 

سخنگوی حزب اعتماد ملی، حزبش را عدالت گرا و حمایت گرا می داند و می گوید: در بررسی های شان بیشترین استقبال از اقتصادهای سوسیال دموکراتیک شده است... در بسیاری از کشورهای مدرن ازجمله کشورهای اسکاندیناوی، استرالیا و کانادا شاهد این هستیم که سیاست های اقتصادی سوسیالیستی جواب داده است و این در حالی است که شاید در چند کشور مشخص با نگاه لیبرالی توانسته باشند، گام هایی درراستای برقراری عدالت و توزیع عادلانه ثروت برداشته باشند... در شرایط امروز و بحران کرونا هم زندگی و معیشت مردم در کشور هایی با نظام سوسیال دموکرات نسبت به کشورهایی با سیستم لیبرالی کمتر به خطر افتاده. 

در این سخنان به وضوح همدلی با نظام سوسیال دموکراسی مشاهده می شود، اما بلافاصله در نتیجه گیری می گوید: نمی توان گفت اعتماد ملی حزبی لیبرال یا معتقد به سوسیال دموکراسی است. چرا ؟ آیا حزب اعتماد ملی به رغم استقبال گسترده به نظام سوسیال دموکراسی در درون خود، هنوز به یقین نرسیده؟ یا ملاحظاتی در کار است. اثرات اجتماعی این گونه موضع گیری ها چگونه می تواند باشد؟ 

سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، ضمن اینکه نظام های اقتصادی کاپیتالیستی را خالص نمی داند و آزادترین آنها را نیز دارای محدودیت هایی در شرایط بحرانی می داند و خیلی شفاف همدلی اش را با نظام اقتصادی لیبرالیسم بیان می دارد و توسعه چین را نیز نه ناشی از نظام سوسیالیستی بلکه ناشی از اقتصاد لیبرالی می داند. در حالی که چین بیشترین دخالت دولت را در نظام اقتصادی و برنامه ریزی دارد و دارای کمپانی دولتی بسیار بزرگی است و از منابع مواد اولیه زیادی برخوردار است. البته در بخش هایی برای جلب سرمایه گذاری و دریافت تکنولوژی از سیاست در های بازی استفاده کرده و به محض یافتن توانایی مالی هم تکنولوژی را بومی کرد و هم سرمایه گذاری ها را درونی ساخت. در حال حاضر دومین اقتصادهای صنعتی قدرتمند دنیا را دارد و بنا به پیش بینی صاحب نظران در آینده ای نزدیک چین به جایگاه اول در دنیا دست خواهد یافت. چین توانسته با اقتصاد صنعتی پرقدرت خود بخشی از بازارهای جهانی را از آن خود سازد و هر سال بخش عظیمی از جمعیت فقیر خود را به جایگاه اقشار متوسط انتقال دهد، همه این دستاوردهای اقتصادی بدون تردید ناشی از دخالت حداکثری دولت و نظام برنامه ریزی متکی بر سوسیالیسم است. گرچه در حوزه دموکراسی انتقادات جدی به چین وارد است.

سخنگوی حزب اتحاد ملی ضمن انتقاد از مواضع گذشته احزاب که لیبرالی بودن آنها را القا می کرده است، از گره زدن مطالبات دموکراسی خواهانه و توسعه سیاسی با نان شب مردم می گوید و تفکیک این دو را نادرست می داند و مواضع کنونی حزب اتحاد ملی را متاثر از نظریه عدالت «جان رالز» می داند و می گوید: امروزه دولت هایی که با عنوان «سوسیال دموکرات» شناخته می شوند از همین طرز تفکر الهام گرفته اند و عنوان می کند: در این شرایط اصلاح طلبان باید دغدغه بیشتری درباره مسائل معیشتی و اقتصادی مردم نشان دهند و در واقع ارتباط میان مطالبات آزادی خواهانه و دموکراسی خواهانه خود را با معیشت مردم پیوند دهند و البته در بیانیه های اخیر و در سخنان برخی اعضای شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، به دور از تردید و با استحکام نظری بیشتری بر مناسب بودن نظام سوسیال دموکراسی تاکید ورزیده اند.

عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی با صراحت بیشتری به دفاع از مقوله آزادی و اولویت آن تاکید ورزیده و می گوید:... (مردم) نخست باید مراتب شهروند بودن خویش را محقق کرده و به اثبات برسانند... تا زمانی که آزادی و دموکراسی به عنوان نیازهای حداقلی ملت محقق نشود، می توان به طور موردی مطالبات عدالت خواهانه را مطرح کرد. او بر این نظر است که بدون توسعه سیاسی به توسعه اقتصادی نمی توان دست یافت... به نظر می رسد که بر کسی پوشیده نباشد که عدم مطالبه توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی و فقط تاکید بر مطالبه توسعه سیاسی و همچنین اقتصاد لیبرالی و نئولیبرالی، از جمله دلایل رویگردانی بدنه اجتماعی از جبهه اصلاح طلبان بوده. برای جمعیت حاشیه نشین و جمعیت عظیم زیر خط فقر جامعه و... که اولویت اول آنان نان شب است این گونه مواضع بیشتر به طنزی سیاسی شبیه است و نه تنها آنان را از همراهی با احزاب سیاسی باز می دارد، بلکه به سمت رادیکالیسم هدایت می کند. 

به نظر می رسد جامعه ایران با تکیه بر منابع مواد اولیه سرشار و وضعیت جغرافیایی و آب و هوایی مناسب، با سرمایه گذاری دولت در اقتصاد و زیرساخت ها و سیستم برنامه ریزی متمرکز در جهت تولید صنعتی و پرهیز از سلطه سرمایه داری مالی و تجاری و پذیرش دموکراسی و عدالت اجتماعی می تواند راه توسعه را هموار سازد. هرگز دموکراسی بدون عدالت اجتماعی یا عکس آن در جامعه ما باتوجه به مجموعه ویژگی هایش، نه مقدور و نه ممکن است.