آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۲
جلد دوم
۷
یادداشت

بی نام

زهرا چوپانکاره

اگر متر و مقیاس کار حرفه ای روزنامه نگاری باشد، همیشه بهتر است و قابل دفاع تر که نام منبع خبر، گوینده جمله، راوی داستان کامل بیاید. اولویت این است که بنویسیم فلانی که فلان کاره است و چنین و چنان گفت.   در این سال ها این بی نامی منبع در مطبوعات کشور ما البته دامنه اش خیلی گسترده شده، آدم ها از تقریبا هر چیزی که بخواهند بگویند دو دوتا چهارتا می کنند، تصویر ذهنی شان اغلب این است که اسم و صدا و شاید عکس شان از گوشی های میلیون ها نفر دیگر سردرآورد. یعنی دیگر لازم نیست پای پرونده واترگیت در میان باشد، اصل و اساس خیلی از گزارش ها شده نقل قول از کسی یا با اسم کوچکش یا با حرف اول اسم و یا با هیچی، یعنی منبع ما می شود: «یک معلم، یک کارگر، یک شهروند».  این حفاظت از هویت را معلمان خرید خدمتی بسیار جدی می گیرند و البته در معادلات آنها دیگر پای فرضیات ذهنی و اینکه نام شان در اینجا و آنجا دست این دستگاه یا آن نهاد امنیتی و قضایی بیفتد در میان نیست، ترس آنها از «موسس» است. موسس نه قدرت سوال و جواب کردن دارد و نه قرار است دستبند به دست ببردشان، موسس اما می تواند نان شان را ببرد. در اینجا منظور از «نان» یعنی حقوق ماهانه بین مثلا (در برخی موارد) 600 هزار تومان و (در اغلب موارد) یک میلیون و اندی. منظور از «حقوق ماهانه» هم یعنی حقوقی که معمولا بین شش تا هشت ماه بعد از هر ماه به دست شان می رسد. بابت بریده نشدن همین نان با مختصاتی که ذکر شد، منابع می شوند بی نام تا مبادا همین هم از کف برود که مبادا موسس مدرسه غیرانتفاعی که دستش تا دلش بخواهد باز است، مصاحبه ای، گفته ای یا نقلی از آنها در رسانه بخواند و بگوید: چیزی که زیاد است، نیروی در جست وجوی کار.  این ترس البته تنها از روی غم آن یک میلیون تومان در ماه نیست. یکی از همین معلمان بی نام تعریف می کرد: «می گفتند ادامه بدهید احتمال استخدام تان هست چون آموزش و پرورش خروجی زیاد دارد اما ورودی ندارد. هیچ کس نگفت این چاه عمیقی است که دیگر برگشتی ندارد، چون هر سال می گویی نکند امسال شروع کنند به جذب و من اگر از طرح خارج شوم بگویند دیگر تو را نمی گیریم!» حالا 5 سال است که از همین ریسمان باریک و بی جان «احتمال استخدام هست» آویخته و ادامه می دهد. از زمان آغاز طرح چهار وزیر آموزش و پرورش سر کار آمده اند، این در اما به همان پاشنه می چرخد.