آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۲
اندیشه
۱۵
دیدگاه

جنگ، کرونا، مشابهت و آینده

سعید هنرمند

جنگ دیرینه ترین واکنش جبری بشر به فعل ناپسندی است که بدون بهره گیری از قوه قهریه توان استحاله مطلوب آن را ندارد. بسیار پیش تر از شکل گیری تمدن ها از زمانی که بشر آموخت شرط بقا تدارک و تناول غذاست، جنگ سر گرفت. جنگ های ابتدایی نبردهایی دو نفره و بسیار کوتاه بودند اما پراکنده و پرتعداد، جنگ هایی ساده و فارغ از افتخارات و قهرمانان. پس از گذشت سده ها و کشش گرایشات انسان به سوی زندگی گروهی با خانواده و فامیل، تعداد رزم آوران جنگ های غذایی افزایش یافت. زیست جمعی دلیلی دیگر برای جنگیدن نیز به آن اضافه کرد، مبارزه برای حفظ یا تصرف محل ایمن برای اسکان خانواده. از دستاوردهای تمدن اولیه می توان به سازماندهی و هم زیستی خانواده های مختلف در قالب یک قبیله برای اسکان دایمی در موقعیت های دارای آب و غذا اشاره کرد که این یکجانشینی ها پایه و اساس پرورش گیاهان غذایی و اهلی کردن و نگهداری حیوانات برای تکثیر و استفاده خوراکی بود، در این شرایط اگر جنگی میان قبایل در می گرفت حتما تلفات و خسارات بیشتری نسبت به جنگ های خانوادگی بر جای می گذاشت. از زمان مرسوم شدن تاسیس کشورها و امپراتوری ها و کشف فلزات و سنگ های کمیاب و زینتی و اختراع سکه، دلایل وسوسه برانگیز برای آغاز یک جنگ فزونی یافت، جنگ هایی در ابعاد منطقه ای بسیار وسیع و کشتارهایی صدها هزار نفره. این لشکرکشی ها در ادوار مختلف و به اشکال متفاوت قرن ها ادامه داشت. اما مهم ترین جنگ های دوران معاصر ما که به جنگ های جهانی اول و دوم شهرت دارند، ده ها میلیون کشته و زخمی و آواره بر جای گذاشتند و یکی از دلایل مهم این حجم از تلفات، درگیر شدن بخش اعظمی از کشورهای جهان در آن جنگ ها بود. جدیدترین شکل گستردگی جنگ را شاید بتوان همکاری دولت های مختلف در انواع ائتلاف ها نظیر پیمان آتلانتیک شمالی، پیمان ورشو (منحل شده) و ائتلاف علیه داعش در نظر گرفت که دشمن اشتراکی باعث کنار گذاشتن اختلافات سیاسی هرچند به طور مقطعی می شود. از منظر نشانه شناسی دفاعی، اجبار دولت ها به نیمه تعطیل کردن کشورهای جهان با هدف پیشگیری هرچه بیشتر از گسترش ویروس کووید19 در قالب استانداردهای مرسوم وضعیت جنگی می گنجد، با این تفاوت که در جنگ کلاسیک متعارف ژنرال ها و سربازان دو طرف درگیر در جبهه های مشخص به لحاظ جغرافیایی شروع به رزم می کنند، حتی در جنگ های نامتقارن که به کارگیری تاکتیک های چریکی در آن مرسوم است نیز خط مقدم تعریف شده ای وجود دارد اما راجع به مبارزه با این ویروس، شرایط جنگی پیچیدگی های غریب و تجربه نشده ای دارد و میدان جنگ، بدن فرد بیمار، ژنرال جنگ، پزشک معالج بیمار و سربازان جنگ، دستگاه سیستم ایمنی بدن بیمار است اینکه راجع به مبارزه با این بیماری گاهی سران کشورها از اصطلاح جنگ استفاده می کنند و آن را در مقام قیاس با جنگ های جهانی قرار می دهند، اغراق و شبیه سازی و ترساندن مردم برای رعایت قوانین قرنطینه نیست، بل این خود واقعی جنگ است، جنگی نوظهور که واضح ترین نمود آن آسیب دیدن شدید اقتصاد کشورهاست، از صنایع کشورهای توسعه یافته اروپایی و آسیای شرقی و امریکا گرفته تا برخی کشورهای خاورمیانه که اقتصادهای تعریف شده بر پایه نفت دارند و کشورهای فقیرنشین آفریقایی که بودجه سالانه اقتصادشان بر مبنای درآمدهای حاصله از صنعت توریسم بسته می شود، براساس پیش بینی سازمان ملل متحد گسترش این بیماری احتمال فقیر شدن پانصد میلیون تن را در پی خواهد داشت که این امر آثار نامطلوب اجتماعی فراوانی را بر جای خواهد گذاشت که گسترش خشونت برای تهیه غذا و انفصال افراد جامعه از یکدیگر، افزایش افسردگی و انواع بیماری های روانی و فروپاشی خانواده ها به دلیل زیان های عمیق مالی و جانی از جمله آنها خواهد بود که میزان افزایش یا کاهش آن در هر کشور متفاوت خواهد بود. این برای نخستین بار است که رفتار تمام دولت های مختلف جهان در مواجهه با یک موضوع واحد، رفتاری تقریبا یکدست حداقل در برخورد با کلیت موضوع است (از تعطیلی مراکز آموزشی تا اماکن مذهبی و ورزشی و تفریحی گرفته تا لغو مراسمات خانوادگی و ملی) و تصمیماتی معمولا مشابه به هم اتخاذ می شود با لحاظ کردن اندکی تفاوت در نوع نگاه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هر دولت به قضیه. بنابراین باید پذیرفت این جنگ را، جنگ با دشمنی که بیانیه نمی دهد، قابل لمس فیزیکی نیست، امکان مذاکره با او وجود ندارد، نمی ترسد، خسته نمی شود، سربازانش به فکر فرار از جبهه ها نیستند و نیازی به صرف هزینه در این نبرد ندارد. فقط راه مبارزه باز است، نه تسلیم نه تهدید نه تطمیع در این جنگ موضوعیتی ندارد. شاید پزشکان بتوانند تعداد تلفات و بیماران را در آینده تخمین حدودی بزنند، اما آنچه را که به طور قطع می توان درباره آن صحبت کرد ضربه خوردن اقتصاد کشورهاست و تغییر میدان بازی و سرمایه گذاری سرمایه داران و شیفت پیدا کردن علایق ایشان به کسب و کارهای اینترنتی و غیرحضوری، چراکه اگر همین امروز نیز این بیماری به پایان برسد، وحشت شیوع بیماری های مشابه و بازگشت مجدد همین بیماری، عادت شهروندان کشورهای مختلف را به رعایت مسائل بهداشتی تا حد زیادی حفظ می کند و در کل اتمسفر فعلی موجود در جهان شاید تا ماه ها و سال ها به شرایط پیش از پاندمی کرونا بر نخواهد گشت و همین امر مسبب ایجاد شیوه هایی تازه از کسب و کار خواهد شد که برخی را از بازار خارج خواهد کرد و سرمایه داران نویی را پرورش خواهد داد و ربات ها و ماشین آلات تولیدی بیش از گذشته جای انسان ها را خواهند گرفت و کارفرمایان و مدیران نیز قطعا بهره بیشتری از امکانات تکنولوژی و ارتباطاتی خواهند برد.   در کل باید این شرایط را پذیرفت و جامعه را به لحاظ ذهنی و آموزشی و فیزیکی آماده و بسترها و زیرساخت های مورد نیاز برای شرایط پساکرونا را مهیا کرد؛ شرایطی که نیازهای جوامع تغییر خواهد کرد، تغییراتی که با آمادگی و آگاهی می توان شرایط را اگر نه بهتر که حداقل برابر با دوران پیشاکرونا نمود، این امر شدنی است، منتها نه با ایده آلیست گرایی شعار زده، بل با ترسیم فوری نقشه راه متناسب و هم افزایی پتانسیل های موجود در کشور.