آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۵۶۶۵
حوادث
۱۹

دوقلوهای 5/2 ساله در استخر پرورش ماهی غرق شدند

بچه های ابدی

لیلا حسین زاده

نه مادر توان صحبت کردن دارد و نه پدر. صدای هر دو پر است از بغض و گریه برای آرمان و آرمین کوچولو شان که حالا فقط چند روز از مرگ غریبانه شان می گذرد. پدر و مادر آن قدر اشک ریخته اند که صدای شان خش دار شده و کلمات و جملات به سختی از گلوی شان خارج می شود. در کار رسانه و خبررسانی، احساسات هیچ جایی ندارد، اما درد مرگ این دو کودک برای ما هم آن قدر بزرگ است که خجالت می کشیم از مادر یا پدر داغدار بپرسیم چه شد دو نوگلت پرپر شدند و با دستان خود، اجسادشان را از محل حادثه بیرون کشیدی، اما مادر با خوشرویی و دلی داغدار قبول می کند دقایقی با جام جم در مورد این حادثه صحبت کند.

ظهر بود و وقت خواب. پدر خوابید و مادر هم پس از انجام کارهای روزانه اش، گوشه ای نشست. آرمین و آرمان 5/2 ساله هم مشغول بازیگوشی بودند و تصمیم نداشتند بخوابند. یک لحظه، یک خواب ناگهانی، چشم های مادر را در آغوش گرفت و او هم به خواب رفت. دوقلوها که مشغول بازی بودند، دست از بازی کشیدند و با باز کردن در از خانه بیرون رفتند. کلمات زینب طاهری، مادر داغدار دوقلوها به سختی قابل شنیدن است، اما با همان حال می گوید: «همیشه به خاطر بچه ها عادت داشتم در خانه را قفل کنم تا از خانه بیرون نروند، اما آن روز متاسفانه فراموش کرده بودم. ما در روستای ابوالخیر شهر ورزنه اصفهان زندگی می کنیم که نزدیک زمین های کشاورزی است. در این منطقه زمین های کشاورزی و همچنین استخرهای زیادی برای پرورش ماهی وجود دارد. خانه ما هم تقریبا 300 متر با این زمین ها و استخرها فاصله دارد. به خاطر خطراتی که استخرها دارد، همیشه به بچه هایم می گفتم مامان جان، بیرون نروید. خطرناک است و هاپو دارد.

 آنها حتی نمی دانستند نزدیکی خانه مان، استخر وجود دارد، ولی برای این که بترسند و بیرون نروند، اینها را به آنها می گفتم. روز حادثه، بعد از دقایقی وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم بچه ها نیستند.

با هول و هراس زیادی شوهرم را بیدار کردم تا دنبال بچه ها بگردیم. بعد از مدتی مادرم هم خبردار شد و همگی با هم همه جا مثل پارک را گشتیم تا آنها را پیدا کنیم. آن روز یکی از همسایه ها دیده بود که بچه ها از خانه بیرون آمده اند و فکر می کرد از همان جا به خانه برمی گردند، اما این طور نشده بود.»

جان بچه هایم مهم تر از خودم بود

همه با اضطراب زیادی دنبال بچه ها می گشتند و صدای شان می کردند، اما انگار آب شده و به زمین فرورفته بودند: «آرمین... پسرم... آرمان... مامان کجایید؟» پدر هم دست کمی از مادر نداشت و هر جا را که می شد، می گشت تا رد و نشانی از آنها پیدا کند. هرجا را که فکر می کردند، گشتند، اما بچه ها نبودند. مادر ادامه می دهد: «یک لحظه به فکرم رسید سمت استخرها هم بروم و بگردم. به سمت یکی از استخرها رفتم و بچه هایم را دیدم که روی آب مانده بودند. من شنا بلد نیستم و نمی دانستم استخر چه عمقی دارد. آن لحظه به تنها چیزی که فکر می کردم، نجات جان دوقلوهایم بود و جان خودم هیچ اهمیتی برایم نداشت. به دل آب استخر زدم و بچه هایم را بیرون کشیدم.» پس از خارج شدن بچه ها از آب، با اورژانس تماس گرفتند و از آنها کمک خواستند.

تلاش 135 دقیقه ای برای  احیا

احمد محمدی، تکنسین اورژانس 115 اصفهان، در مورد این حادثه می گوید: «بعد از اعلام حادثه غرق شدگی به ما و با توجه به حساسیت نوع حادثه، درخواست یک کد کمکی دیگر هم کردیم. پس از رسیدن به محل حادثه، بچه ها را معاینه کردیم و به سرعت عملیات احیای پیشرفته قلبی - ریوی را روی هردوی شان انجام دادیم و سپس به طرف درمانگاه شبانه روزی اژیه که تجهیزات بهتری دارد، حرکت کردیم. در دو ساعت و 15 دقیقه ای که در جاده بودیم تا به درمانگاه برسیم، بدون وقفه عملیات ساکشن، سی پی آر و اکسیژن رسانی را روی بچه ها انجام می دادیم تا پس از رساندن آنها به درمانگاه شانس شان برای زنده ماندن افزایش پیدا کند. پس از رسیدن به درمانگاه، کادر درمان به سرعت وارد عمل شدند و تمام اقدامات درمانی لازم را روی آنها انجام دادند، اما با وجود تلاش کادر درمان و اورژانس، متاسفانه بچه ها فوت شدند.

مادر دوقلوها در پایان گفت: «این اولین باری نیست که چنین حادثه ای رخ می دهد و در گذشته نیز یک جوان و دو کودک هفت و 11 ساله نیز در اثر غرق شدن در استخر جان خود را از دست دادند. استخری که بچه های من در آن غرق شدند، حفاظ و حصار نداشت، در صورتی که اگر صاحبان استخرها، اقدامات حفاظتی را انجام می دادند، این حادثه برای بچه های من و دیگر غرق شدگان اتفاق نمی افتاد. اگر همین روند ادامه داشته باشد و استخرداران به نکات ایمنی توجه نکنند، این حادثه دردناک دوباره تکرار خواهد شد و بچه های من اولین و آخرین قربانیان این بی احتیاطی ها نخواهند بود.»