آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۳۷۲۵
ادبیات
۸
عطف

ساعدی داستان نویس

ساعدی از نویسندگان پیشرو ما است که هم در داستان نویسی و هم در نمایش نامه نویسی صاحب سبک است. داستان های او در سه فضای متفاوت روایت می شوند: بندرها یا جزیره های جنوب که اقلیمی خشک و فقیر دارد و روستاهای آذربایجان که در این هر دو فقر  و بیماری موج می زند و نیز در شهرهای بزرگ با روشنفکران و کارگران و بیکاران و دیگر متعلقاتش. در تمام داستان های ساعدی نوعی وهم و ترس وجود دارد و نثر داستانی او نیز نثری ساده است که برخی منتقدان نیز آن را خشک وصف کرده اند، خودش اما می گوید: «نثر من خشک نیست. من به زبان فارسی می پردازم. من می خواهم بارش بیاورم. من ترک حتما باید این کار را بکنم. اسم این زبان را خشک نگذارید. من می خواهم... حداقل زبان بماند. زبان ستون فقرات فرهنگی یک ملت عظیم است. نمی شود از آن صرف نظر کرد». ساعدی بی شک از بزرگ ترین نویسندگان فارسی زبان است که برای ساخت زبان یا به تعبیر خودش نگهداری از ستون فقرات فرهنگی یک ملت، داستان هایی نوشته است که از زبان و افسانه ها و روایات فرهنگ ما برخاسته است. او از نسل نویسندگانی است که با تکیه بر تفکر و کنش سیاسی و باور به اجتماع، داستان نویسی و ادبیات نمایشی معاصر را در دهه چهل دگرگون ساختند. دهه سی ساعدی نخستین داستان هایش را می نویسد و در مجلات چاپ می کند، ازجمله آنها روزنامه های  «فریاد» و «صعود» و «جوانان آذربایجان» که مسئولیت انتشارشان را برعهده داشت و مجله «دانش آموز» که در تبریز چاپ می شد. همان سال ها او با چاپ داستان «از پا نیفتاده» در مجله «کبوتر صلح» به مطبوعات پایتخت راه می یابد. سال 1335 او همکاری اش با مجله معتبر «سخن» را آغاز می کند و آنجا چند داستان به چاپ می رساند. او «شب نشینی باشکوه» را در سال 1339 چاپ می کند و سال 1343 هشت داستان پیوسته به نام «عزاداران بیل» از او منتشر می شود که نظر اهالی فن را سخت به خود جلب می کند. «دندیل»، مجموعه داستان «واهمه های بی نام ونشان» و «ترس ولرز» و «گور و گهواره» و «آشفته حالان بیداربخت»، از دیگر آثار داستانی او هستند که از او نویسنده ای پیشرو و ماندگار ساختند. ساعدی همچنین سه رمان «توپ»، «تاتار خندان» و «غریبه در شهر» را نیز در کارنامه ادبی خود دارد. داستان هایی که اینک در قالب یک قاب در نشر نگاه منتشر شده اند. «مجموعه داستان های غلامحسین ساعدی» شامل هفت کتاب مجزاست که در یک قاب آمده اند و عناوینشان از این قرار است: «عزاداران بیل»، «غریبه در شهر»، «ترس ولرز»، «شب نشینی باشکوه»، «آشفته حالان بیداربخت»، «عافیتگاه» و «آشغالدونی». «عزاداران بیل» مجموعه هشت داستان پیوسته است درباره فلاکت مردمان روستایی به نام بیل که تجربه ها و زندگی تلخ و سختی را از سر می گذرانند. «غریبه در شهر» داستانی درباره مشروطه طلبان است و تلاش روس های تزاری و همدستانشان برای خاموشی این قیام. «آشفته حالان بیداربخت» ده داستان کوتاه دارد و «ترس ولرز» نیز مجموعه شش داستان به هم پیوسته است که در روستایی می گذرد و اهالی آن با حضور غریبه ها و پدیده های غریب دست به گریبان اند و همچنین با فقر و فلاکت و تنگدستی و بیماری که از موضوعات مشترک تمام داستان های ساعدی به خصوص داستان های روستایی اش است.