آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۳۷۲۵
روزنامه فردا
۱۶
یک وکیل، یک قانون

چالش های حقوقی اهدای عضو

ابراهیم ایوبی (وکیل دادگستری)

با هدف آگاهی بخشی و ترویج اهدای عضو، سی ویکم اردیبهشت در تقویم رسمی به نام «روز اهدای عضو، اهدای زندگی» نام گذاری شده است. این روز مصادف است با تاریخ صدور فتوای بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، مبنی بر جایزبودن پیوند اعضای بدن از منظر شریعت اسلام. اولین پیوند در ایران به سال 1314 بازمی گردد که قرنیه یک بیمار در یکی از بیمارستان های تهران پیوند زده شد. امروزه بسیاری از اعضا شامل کلیه، قلب، کبد، ریه، مغز استخوان، پوست و... قابلیت پیوند را دارند، اما مهم ترین منبع برای پیوند اعضا متعلق به بیماران مرگ مغزی است، چراکه تمامی اعضا و نسوج آنها قابل پیوند بوده و هر بیمار مرگ مغزی می تواند جان هشت انسان دیگر را نجات دهد.

با جست وجو در قوانین و مقررات می توان مواد پراکنده ای در زمینه قاعده گذاری برای پیوند اعضا یافت؛ اما متن اصلی و مادر در کشور ما «قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است» مصوب فروردین ماه 1379 است. از نکات جالب این قانون، تایید آن به دلیل عدم اظهارنظر شورای نگهبان ظرف مهلت قانونی است. به این ترتیب که طبق اصل نودوچهارم قانون اساسی، شورای نگهبان موظف است حداکثر ظرف 10 روز از تاریخ وصول مصوبات مجلس شورای اسلامی آن را از نظر انطباق با موازین اسلام و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد، در غیر این صورت مصوبه قابل اجراست. در ذیل این قانون آمده: «شورای محترم نگهبان نظر خود را اعلام ننموده است». آیین نامه این قانون یک سال بعد به تصویب هیئت وزیران رسید.

بر این اساس بیمارستان های مجهز برای پیوند اعضا، پس از کسب اجازه کتبی از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می توانند از اعضای سالم بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنها طبق نظر کارشناسان خبره مسلم باشد، به شرط وصیت بیمار یا موافقت ولی میت جهت پیوند به بیمارانی که ادامه حیاتشان به پیوند عضو یا اعضای فوق بستگی دارد، استفاده کنند. همچنین تشخیص مرگ مغزی توسط کارشناسان خبره صورت می گیرد. در ماده یک آیین نامه این قانون آمده: مرگ مغزی عبارت است از قطع غیرقابل برگشت کلیه فعالیت های مغزی به طور کامل که تشخیص و تایید مرگ مغزی توسط چهار پزشک متشکل از یک متخصص نورولوژی، یک متخصص جراحی مغز و اعصاب، یک متخصص داخلی و یک متخصص بیهوشی صورت می گیرد.

به طور خلاصه در صورت وجود وصیت کتبی یا شفاهی از ناحیه فرد متوفی یا دچار مرگ مغزی شده امکان پیوند وجود دارد، در غیر این صورت لازم است اولیای دم (وراث) نسبت به پیوند اعضا موافقت کتبی خود را اعلام کنند. هرچند داشتن کارت اهدای عضو نشان دهنده علاقه شخص و رضایت او به اهدای اعضای بدن خود پس از فوت بوده، ولی با توجه به قوانین کنونی، رضایت اولیای دم ضروری است و به صرف داشتن کارت اهدای عضو پیوندی صورت نخواهد گرفت. با اصلاحاتی که در سال 1392 در «قانون مجازات اسلامی» به وجود آمد، موادی مرتبط با اهدا در نظر گرفته شد؛ ماده 724 که بیان می دارد: «قطع اعضای میت برای پیوند به دیگری در صورتی که با وصیت او باشد، دیه ندارد».

از چالش های پیوند عضو، اهدا به اتباع بیگانه است. در سال 1385 معاونت سلامت وزارت بهداشت، طی بخش نامه ای پیوند «کلیه» در اتباع خارجی را فقط از اهداکننده با تابعیت مشابه مجاز دانسته است. این موضوع در سال 1396 دست مایه ساخت فیلمی سینمایی به نام «شکستن هم زمان بیست استخوان» (با نام بین المللی «رونا، مادر عظیم») توسط جمشید محمودی، کارگردان افغانستانی مقیم ایران شد که به عنوان نماینده کشور افغانستان نیز در نودویکمین دوره جوایز اسکار حضور داشت. البته پیش از این نیز کیانوش عیاری در فیلم «بودن یا نبودن» موضوع پیوند اعضا و مسائل اجتماعی، قومی و مذهبی پیرامون آن را برای اولین بار در سینمای ایران به تصویر کشیده بود. جالب آنکه سال ها بعد عسل بدیعی، بازیگر نقش اول فیلم عیاری، دچار مرگ مغزی شد و با اهدای همه اعضای بدنش، جان هفت انسان را نجات داد.

با وجود مناقشه برانگیزبودن اهدای عضو، جامعه ایران کم کم اهمیت موضوع را پذیرفته که دو نمونه آن فراگیرشدن دریافت کارت پیوند اعضا و برگزاری سالانه جشن نفس با هدف تقدیر از خانواده های اهداکننده است. برای گسترش و ساماندهی این رفتار پسندیده نیاز است نمایندگان مجلس شورای اسلامی همپای جامعه در پی تصویب قانونی جامع و بدون ابهام با هدف تسهیل اهدای عضو و با نگاهی انسانی باشند.