آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۷۳۵۳
فرهنگی
۱۵
نگاه

نگاهی به سریال های رمضانی امسال

برد با طنز

مازیار معاونی

پس از یک دوره سه چهارساله که تلویزیون سیاست چند ساله آماده سازی چهار سریال مناسبتی برای پخش در شب های رمضان را بنا به مشکلاتی از جمله تنگدستی های مالی از دستور کار خود خارج کرده و حداکثر به ساخت سه مجموعه نمایشی رضایت می داد امسال، نخستین سالی بود که باز هم چهار سریال مناسبتی در کنداکتور چهار شبکه سنتی سازنده آثار نمایشی قرار گرفتند و از اولین ساعات شب تا حدود ساعت 23 مخاطبان رمضانی سیما امکان دنبال کردن مجموعه های نمایشی مختص این ماه را داشتند. از مجموعه «پدر پسری» ساخته مجموعه ساز کمتر شناخته شده ای به نام محمدرضا حاجی غلامی که از طریق شبکه پنج سیما روی آنتن می رفت و به جهت پیشینه کم سازندگان، پخش در ساعت 19 که زمان مناسبی برای فراخواندن مخاطب روزه دار مقابل قاب شیشه ای به نظر نمی رسد که بگذریم به آثار پخش شده از طریق شبکه های قدیمی تر تلویزیون می رسیم و نگاهی گذرا به آنها می اندازیم:

زیر خاکی

چهارمین ساخته جلیل سامان که اولین تجربه این مجموعه ساز در ساخت آثار مناسبتی ماه مبارک رمضان هم به حساب می آید. کارگردان در این مجموعه هم اگرچه به سبک و سیاق بستر زمانی مورد علاقه خود وقایع داستان در یک بستر تاریخی را مربوط به سال های انتهایی رژیم پهلوی و در فضای به اوج رسیدن درگیری های انقلابیون با نیروهای امنیتی رژیم پهلوی روایت می کند؛ اما بر خلاف سه سریال تاریخ محور «ارمغان تاریکی»، «پروانه» و «نفس» که رخدادها یشان در اتمسفری کاملا جدی اتفاق می افتادند در این مجموعه با رویکردی طنز آمیز به همان بستر تاریخی ورود کرده است. روایت دوست داشتنی کاراکتر سفیهی به نام فریبرز باغ بیشه (با بازی تحسین برانگیز پژمان جمشیدی) که از کار غیرقانونی اش یعنی استخراج و خرید و فروش عتیقه گرفته تا بدشانسی های تمام نشدنی و سرانجام فضای ملتهب ماه های انتهایی رژیم گذشته و بازه زمانی اوایل انقلاب همه و همه در آفرینش یک فضای طنز موفق و جذاب موثر بوده اند. موفقیت «زیر خاکی» می تواند یک الگو برای ساخت آثار مناسبتی تلویزیون در سال های آتی باشد مشروط به اینکه ایده تازه به کارگیری یک بستر تاریخی و موقعیت های حساس تاریخ معاصر برای روایت یک قصه مبتنی بر طنز در اثر استفاده بیش از حد، کلیشه نشود.

 سرباز

اولین مجموعه تلویزیونی که نام هادی مقدم دوست را به عنوان نویسنده و کارگردان بر پیشانی خود دارد. مقدم دوست بخصوص برای اهالی سینما و مخاطبان این مدیوم، نام شناخته شده و قابل اعتنایی است و سوابق درخشان و طولانی مدت همکاری او با حمید نعمت الله به عنوان نویسنده تقریبا همیشگی ساخته های سینمایی این کارگردان بر کسی پوشیده نیست، با این حال در مقوله کارگردانی و در اختیار داشتن مسئولیت هدایت یک پروژه نمایشی، آن هادی مقدم دوست نویسنده تاکنون بروز و نمود چندانی نداشته است. مجموعه «سرباز» که سفارش ساخت آن به یک مجموعه ساز تجربه اولی کمی خام دستانه به نظر می رسد ایده خوبی دارد، پرداختن به مقوله مهم و غالبا مغفول مانده لزوم برقراری یک رابطه درست و سالم میان زوجین مساله کوچک و دغدغه کمی نیست اما اصرار کارگردان کار اولی سریال که تجربه چندانی در مقوله سریال سازی به عنوان یک مدیوم متفاوت با سینما ندارد در عمل باعث می شود که با اثری روبه رو شویم که ضرباهنگ کند، قابل پیش بینی بودن اغلب موقعیت های داستانی و نریشن (روایت) های زیاده از حد و غالبا فاقد منطق دراماتیکش به کسالت و عدم رضایت بیننده انجامیده است.

بچه مهندس 3

«بچه مهندس» ساخته علی غفاری، اولین سریال دنباله دار رمضانی است، سریالی که دو فصل از سه فصل آن در ماه رمضان پخش شده و تداوم آن در ماه رمضان شاید الگویی باشد برای ساخت دیگر آثار دنباله دار رمضانی. بنا به ماهیت گذاری مجموعه که در طول زمان و با زیاد شدن سن و سال و بزرگ شدن کاراکترهای سریال بویژه پرسوناژ اصلی آن یعنی «جواد جوادی» اتفاق می افتد بازیگران متفاوتی ایفاکننده نقش اول کار هستند که اتفاقا در نگهداشتن راکورد حسی بازیگران قبل از خود هم در مجموع موفقند. از حواشی مجموعه و انتقاداتی که بنا به ادعای برخی از منتقدان به دلیل ترویج ازدواج زودرس کودکان متوجه سریال شد و نیز کیفیت متوسط سریال از منظر ساخت (نویسندگی و کارگردانی) که بگذریم می توان گفت مجموعه بواسطه جوهره اصلی خود یعنی عشق و علاقه میان آدم هایی که ارتباط خونی با یکدیگر ندارند یک روایت دلنشین و انسانی است، که تاکید بر آن و استمرارش را باید به حساب تصمیم درست و رویکرد تحسین آمیز تصمیم گیران حوزه نمایش تلویزیون دانست.