آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۲۶
صفحه اول
۱
سرمقاله

2 پیام رمضان امسال

سید مصطفی هاشمی طبا

در روزهای پایانی ماه رجب، در همین جا نوشتم رمضان امسال به لطف کرونا رمضان دیگری خواهد بود و دیگر از افطارهای پرزرق و برق دولتی، فامیلی و شبه دولتی و ازدحام در تالارها، هتل ها و ترافیک کشنده قبل از افطار خبری نیست و برعکس مومنان می توانند به نیکوکاری و اختصاص هزینه های آن افطارها به محرومان بپردازند.اینک در پایان ماه مبارک رمضان و به ویژه با تاکید مقام معظم رهبری، دیدیم که نهضت کمک به ضعیفان در سراسر کشور به نیکویی شکل گرفت و مردم به خصوص از طریق نهادهای مذهبی، بسته های کمک غذایی در اختیار قشر نیازمند جامعه قرار دادند و چه نیکو این سنت حسنه نیمه فراموش شده را احیا کردند.البته نه آماری از نیازمندان در اختیار است و نه از تعداد بسته ها و کمک های انجام گرفته اطلاعی موجود و آنچه بیشتر جلب توجه می کند، ارتقای کیفی امر است، نه تعداد آن. اینکه مردم و جوانان بسیج شوند تا سفره ای خالی نماند، مهم است و نه حجم، اندازه و تعداد آن. هر چند این هم به جای خود اهمیت دارد، در عین حال می توان اذعان کرد این امر نیکو نتوانسته شامل همه ضعیفان و نابرخورداران بشود. معلوم است که پس از ماه رمضان، نوعا این کمک ها اگر قطع نشود، کم می شود و آنگاه ناتوانان همچنان باقی می مانند. می خواهیم در اینجا به این بپردازیم که آیا پایه های برخورداری مردم، البته اشتباه نوشتم حداقل اعاشه مردم، باید بر اساس کمک ها و صدقات گذاشته شود یا آنکه حکمرانی وظیفه دیگری دارد که از آن غفلت می شود.بدیهی است حکمرانی ها و دولت ها بیشتر وظیفه دارند به بدیهیات جامعه که نیاز به تصمیم گیری متمرکز و اجرای هماهنگ دارد، مانند امنیت، سیاست خارجی، سیاست گذاری های بهداشتی و آموزشی بپردازند و مردم با احساس مسئولیت و داشتن اختیار لازم، دیگر امور را مدیریت کرده و به اجرا بگذارند؛ اما آیا تامین زمینه برای حداقل برخورداری مردم، از وظایف حاکمیت نیست؟ یک روی کمک های ماه مبارک رمضان، بروز حس نوع دوستی و انجام وظایف دینی و ملی و انسانی است؛ اما روی دیگر این کمک ها، مبین فقر، ناداری و احتیاج بخشی عظیمی از جامعه ایران است.نمی توان گفت حکمرانی کشورمان نسبت به ضعفا بی تفاوت بوده؛ کمک نهاد کمیته امداد و بهزیستی و پرداخت یارانه از تصمیمات اتخاذ شده برای محرومان است و البته درباره یارانه نقض غرض شد؛ چرا که به اعم از دارا و ندار پرداخت شده است و دولت هم می گوید تشخیص دارا و ندار برای من ممکن نیست. در کنار آن، اعتبار مربوط به کمیته امداد و بهزیستی در حدی کم است که به زحمت می توانند کار خود را راه بیندازند.حال به فرض آنکه این نهادها و کمک ها انجام شود، با وضع فعلی تورم و قیمت های افسار گسیخته -حتی دارو و بهداشت- این کمک ها می تواند پاسخ گوی کدام یک از مشکلات محرومان باشد؟ از سویی معیشت مردم نمی تواند بر پایه صدقه و کمک باشد. این درست که برای اعاشه بیماران، معلولان و ازکارافتادگان باید به آنها کمک شود، ولی قاطبه جامعه باید زندگی خود را از طریق کار کردن و تولید خدمات و کالا بگذرانند. هرگاه که ایجاد کار در کشور با وقفه روبه رو شود، به دلیل فقر و نداری کارهای خلاف و حقارت آمیز در کشور ایجاد می شود. می گویند بین 50 تا صد هزار نفر به کولبری می پردازند؛ درست است که این کار در نوع خود شرافتمندانه، پرتلاش و باخطر است، ولی از نگاه ملی بسیار تحقیر آمیز است؛ چراکه جوان ایرانی به صورت غیررسمی به کشور بیگانه می رود و کالای تولیدی کشورهای نه چندان دوست - نمی گوییم دشمن- را بر شانه های خود با طی مسافتی سخت به دور از چشم گمرک به داخل کشور می آورد.چگونه است کشوری که به تصدیق همه آمارها به صورت بالقوه از ثروتمندترین هاست، بخشی از مردمش در عسرت به سر می برند؟ آیا این حاصل تصمیمات اتخاذ شده - اعم از سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- سال های نزدیک نیست؛ تصمیماتی که معلوم نیست اگر اتخاذ نمی شد، وضع بهتری در نتیجه اهداف مربوطه نصیب نمی شد؟

این را هم باید گفت که نتیجه هر تصمیمی در شرایط اجتماعی و سیاسی لزوما مطابق پیش بینی و خواست تصمیم گیران حاصل نمی شود؛ زیرا دینامیسم اجتماعی و سیاسی پادزهرهای مناسب آن را می یابد؛ چرا که خردمندی در جهان مخصوص طایفه خاصی نیست. ایدئال های تصمیم گیران حسب تصمیم هایشان به وقوع نمی پیوندد. 

حتما باید اذعان کرد تصمیمات متخذه در کشور، عامل بسیاری از توفیقات و حتی جهش ها بوده است؛ اما روند رو به تزاید محرومان و فقرا و کوچک تر شدن سفره عموم به دلیل تورم و مسائل دیگر، فقط به دولت حاضر برنمی گردد، بلکه ریشه در تصمیماتی دارد که فضای اشتغال، کسب وکار و مراودات بین المللی را تحت تاثیر قرار داده است. مصلحت کشور کدام است؟