آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۷۲
معارف
۶
زیبایی های ماه مبارک رمضان در بیان رهبری

تکبر، سم راه تکامل

یکی از صفاتی که مانع راه کمال انسانی است و در قرآن، به عبارات گوناگون و در جاهای فراوان و همچنین در روایات و فرمایش های ائمه (علیهم‏السلام)، نسبت به آن صفت پرهیز داده شده‏ایم و برحذر داشته شده‏ایم، صفت تکبر و خودبزرگ‏بینی است. این صفت، برای پیشرفت انسان در مدارج معنوی، چیز بسیار خطرناکی است. هدف نهایی از این‏همه جنجال‏هایی که از اول تاریخ بوده است یعنی آمدن پیامبران، مبارزات فراوان، دو صف شدن حق و باطل، جنگها، نبردها، درگیری ها، صبرها بر مشکلات، تلاش عظیم اهل حق، حتی تشکیل حکومت اسلامی و استقرار عدل اسلامی، تکامل و کمال انسان و نزدیک شدن او به خداست. همه چیز، مقدمه‏ این است؛ ولی تکبر حالتی است که‏ اگر در کسی وجود داشت، او دچار خودشگفتی می‏شود و وقتی خودش، کارش، معلوماتش و خصوصیات فردی اش را مورد توجه قرار می‏دهد، حس اعجاب به او دست می‏دهد و به نظرش بزرگ و زیبا و مطلوب می‏آید. شاید بشود گفت که بزرگ ترین مانع و بدترین درد و بیماری در راه تکامل بشری، عبارت از خود را بزرگ دیدن، خود را پاک و بی‏غش دیدن، خود را قدرتمند و توانا دیدن و خود را برتر از دیگران مشاهده کردن است.

یکی از خصوصیات تکبر، این است که انسان خودش را از دیگران بزرگ تر ببیند. معنای تکبر این نیست؛ این یکی از خصوصیات تکبر است. این، چیز خیلی خطرناک و عجیبی است. انسان وقتی آیات قرآن را ملاحظه می‏کند، می‏بیند روی این صفت که با اسم های گوناگونی هم از آن یاد شده: استعلا، علو، استکبار، تکبر خیلی تکیه شده و انسان مومن که در راه خدا حرکت می‏کند، از این خصوصیت خیلی برحذر داشته شده است.

برای کسی که خود را مقتدر ببیند، تکبر فرق نمی‏کند. این، نوعی از تکبر است. انسان خود را دارای قدرت و غنا و بی‏نیازی احساس کند، یا خود را دارای علم و دانش احساس کند و هر چیزی که به او عرضه می‏شود، چون به علم و دانش خود خیلی معتقد است، همه چیز را با دانش خود تطبیق بکند؛ هرچه در دایره‏ علم او گنجید، آن درست است؛ هر چیزی در دایره‏ علم او نگنجید، آن را رد خواهد کرد! این هم شعبه‏ ای از تکبر و یکی از انواع خطرناک آن است. حتی برای کسانی هم که اهل عبادت و زهد و توجه به خدا و تلاش معنوی هستند، تکبر در کار و رشته‏ خودشان وجود دارد. همان عجبی که انسان عابد و زاهد، به عبادت خود پیدا می‏کند، یکی از شعب تکبر است؛ خود را بزرگ دیدن، خود را پاک دیدن، خود را برتر از دیگران دیدن.

شب قدر را کسی به دعا و مناجات و گریه و توجه به خدا و نماز و استغفار و امثال اینها بگذراند، بعد فردای آن روز، وقتی‏که در بین جمع می‏آید و مردم را در خیابان ها مشغول کار خودشان می‏بیند، در دل خود بگوید: ای بیچاره‏ها! شما دیشب در چه حالی بودید، ما چه حالی داشتیم؛ شما غافل بودید! یعنی خود را از دیگران بالاتر حساب کند و این چنین بپندارد. هرکدام از اینها باشد، برای پیشرفت تکاملی انسان، سم قاتل است.

امثال ما افراد معمولی، دچار تکبرهای عامیانه هستیم. آن کسانی که در درجات معنوی سیر می‏کنند و مقامات بالاتری را می‏بینند، آنها هم در هر رتبه و شانی که باشند، ممکن است دچار تکبر و اعجاب به نفس و خودبزرگ‏بینی بشوند، که برای آنها خطر عظیمی است. این، برای هرکسی در هر مرتبه‏ای، خطر است.

قدم اول در راه خدا، شکستن خویشتن و خود را فقیر و تهی‏دست مطلق دیدن است. یعنی انسان در عین قدرت و ثروت و علم و برخورداری از مزایا و محاسن و خصوصیات مثبت و در اوج دارایی و توانایی، واقعا نه به صورت تعارف، خود را در مقابل خدا، نیازمند و تهیدست و محتاج و کوچک و حقیر ببیند. این، آن روحیه‏ کمال انسانی است که البته باید با تمرین به این جاها رسید.