آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۷۲
سیاسی
۷

فرهنگ و رسانه ابزار جدید عربستان برای نفوذ به ایران

محمد قره باغی

عربستان سعودی در سال های اخیر اصلاحات نمایشی را به خواست محمد بن سلمان ولیعهد این کشور انجام می دهد که به جهانیان القا کند که در این کشور پادشاهی و استبدادزده تحولاتی در حال انجام است. هرچند این تحولات از دید تحلیلگران ادامه همان سیاست هاست و هیچ تغییری در این کشور جز علنی شدن برخی سیاست های غلط نیست. یکی از مهم ترین این تحولات تغییر استراتژیکی و راهبرد سیاسی این کشور در عرصه منطقه ای است. به طوری که این کشور، سعی دارد از یک بازیگر پنهان و در سایه به یکی از بازیگران فعال منطقه به واسطه منافع مالی و حمایت دولت آمریکا تبدیل شود و در این راستا می توان به اقدام هایی همچون مداخله علنی در امور داخلی کشورهای عرب خلیج فارس تا جنگ وحشیانه علیه مردم مظلوم یمن و حمایت همه جانبه از گروه جهادی داعش و پشتیبانی از گروه های افراطی و سلفی موجود در منطقه و... اشاره کرد.

ایران نیز از سیاست های خصمانه دولت مرتجع عربستان در امان نبوده و به شکل و شیوه های گوناگون مشکلات و گرفتاری هایی را برای کشورما ایجاد کرده است. البته باید گفت مقامات سعودی برای مواجهه با جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده دخالت خود را نه به شکل مستقیم، بلکه به صورت غیرمستقیم اجرایی کند. یکی از این دخالت ها حضور گسترده و فراگیر در عرصه فرهنگی و رسانه ای ایران است. در همین راستا این کشور اقدام به ایجاد بخش فارسی در سایت های «العربیه» و «ایندیپندنت»، تا تاسیس تلویزیون «ایران اینترنشنال»، «ایران تلنت» و «ایران فردا» و...کرده است.

پروژه بزرگ آمریکا برای منطقه

با این توضیحات این سوال مطرح می شود که به راستی هدف واقعی این گونه اقدام های دولت سعودی چیست؟ آیا دولت سعودی با صرف هزینه های سرسام آور به نتیجه ای درخور توجه نیز دست یافته است؟

به باور نگارنده، این قبیل اقدام های حکومت پادشاهی عربستان را باید در یک نمایی بزرگ تری دید و باید این اقدام حکومت سعودی را در ادامه پروژه بزرگ آمریکا برای منطقه خاورمیانه تحلیل کرد. در این نگاه، آمریکا به عنوان تئوریسین، اسرائیل به عنوان کارفرما و عربستان در مقام مجری، ایفای نقش می کنند. هدف از این پروژه تثبیت حضور اسرائیل در منطقه با طرح کذایی «معامله قرن»، تثبیت حضور آمریکا در منطقه برای سلطه و ممانعت از حضور سایر قدرت های جهان و در نهایت کنترل و نفوذ عربستان بر بازار انرژی و تشدید مناقشات منطقه ای از جمله جنگ در سوریه، یمن و ایجاد درگیری در ایران و عراق است. پس در این پروژه عربستان نقش بسترسازی و تدارکات چی را با توجه به پتانسیل هایی همچون درآمدهای هنگفت نفتی، نفوذ منطقه ای، ذخائر عظیم انرژی و مهم تر از همه جایگاه سیاسی در دنیای عرب و اسلام که به واسطه کلیدداری حرمین شریفین در اختیار دارد، برای اهداف شوم دولت تروریست اسرائیل و آمریکا ایفای نقش می کند. البته استثمار آمریکا از عربستان تنها معطوف به اینها نمی شود چراکه آمریکا با امضای قراردادهای یک طرفه و هنگفت در قبال دفاع امنیتی از آن، این کشور را گاو شیرده خود خطاب می کند تا حاکمان سعودی همیشه مطیع و فرمانبردار دستورات آمریکا باشند.

با این توضیح عربستان برای اینکه بتواند در مقام مجری فرامین روسای آمریکایی و اسرائیلی خود توفیقی پیدا کند و همچنین به منظور شکست رقیب منطقه ای اش دستاوردی بدست آورد، تنها جبهه پیش روی خود را عرصه فرهنگ و رسانه می بیند.

جبهه ای که در پوشش آن می تواند مداخلات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حتی تنش های داخلی را به صورت گسترده انجام دهد.

عرصه رسانه و فرهنگ به مراتب تبعات و هزینه کمتری اما اثرات بلندمدت و جاری نسبت به سایر عرصه ها دارد..

در تشریح اهدافی که عربستان و متحدانش در راه اندازی جنگ فرهنگی و رسانه ای علیه ایران انجام می دهند، چند بعد وجود دارد. نخست انحراف افکارعمومی غرب و کشورهای منطقه در بحران هایی که آمریکا و اسرائیل مسبب آن هستند. دوم جلوگیری از نفوذ سیاسی و منطقه ای ایران به عنوان یک کشور مستقل و پیشرفته که با سیاست های امپریالیستی آمریکا، اسرائیل و دولت های مرتجع منطقه مقابله می کند. و در نهایت ایجاد آشوب و تشنج در داخل ایران و جلوگیری از تبدیل ایران به عنوان یک ابرقدرت نوظهور در جهان. شیوه کار نیز به این گونه است که از طریق پروپاگاندا، جنگ نرم، تهدید رسانه ای و عملیات روانی با اتکا بر فرماندهان جنگ رسانه ای، کارشناسان عملیات روانی و متخصصان تبلیغاتی در قالب تفسیر، گزارش، تولید محتوای خبری و مطبوعاتی و عکاسی انجام می شود. اما واقعیت این است که در پشت صحنه عملیات رسانه ای، سیاست رسانه ها و نظام های سلطه به مثابه راهبرد و استراتژی این حرکت قرار گرفته است که به صورت رسمی و سازمان یافته اما پنهان، با اختصاص بودجه های سری از سوی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و عرضه کنندگان خدمات جاسوسی و تشکیلات ویژه نظامی هدایت می شود.

ایجاد نارضایتی و چنددستگی

حال با توجه به آنچه به تفصیل عنوان شد می توان نتیجه گرفت که حضور عربستان در عرصه فرهنگ و رسانه به طور یقین پوششی برای ساماندهی و شبکه سازی در رخدادهای تروریستی، ایجاد نارضایتی از حکومت، ایجاد نفاق و چند دستگی در مردم، تشکیل حلقه های تجزیه طلبانه و... است. رخدادهایی همچون آبان سال گذشته که در آن افراد اجاره ای که به ظاهر مردمی و به صورت مسالمت آمیز در حال اعتراض هستند با اقدام های کاملا حرفه ای و برنامه ریزی شده دست به اقدام های خرابکارانه و تروریستی می زدند. اما این مهم برای عربستان و متحدان آمریکایی و اسرائیلی اش خوشبختانه تا به اینجا ممکن و میسر نشده است و عربستان همچون سایر عرصه ها شکست تحقیرآمیزی را از ایران و محور مقاومت متحمل شده است. چرا که ایران به واسطه سیستم اطلاعاتی قوی و تیم امنیتی مجرب توانسته است هرگونه اقدام های تروریستی، امنیتی علیه کشور را خنثی و در نطفه خفه کند و تاکنون اجازه نداده مقامات سعودی و اسرائیلی به اهداف شوم خود نائل شوند. از سوی دیگر این پروژه فرهنگی عربستان به دلیل بافت مذهبی و اعتقادات عمیق اسلام شیعی در ایران و همچنین سابقه فرهنگی و تمدنی غنی که در ایران از قدیم ریشه گسترانده، اجازه نفوذ و دخالت عربستان و هیچ کشور دیگری را نمی دهد. البته با توجه به شرایط پیش آمده در جهان و شیوع همه گیر کرونایی که قیمت جهانی نفت را با سقوط عجیبی مواجه کرده به طوری که حتی قیمت نفتی به رشد منفی خود هم رسیده عملا ادامه حیات و بقای این رسانه ها مقدور و ممکن نیست، چرا که عربستان با کسری بودجه شدیدی مواجه و برای اداره کشور مجبور به دریافت وام از صندق بین المللی پول شده است. حال به این عوامل باید گزینه هایی مانند ضعف ساختاری این رسانه ها، انتشار شایعات بی اساس، انزجار مردم ایران از دیدگاه وهابیت، وجهه تروریستی و آدم کشی عربستان، کارنامه تیره حقوق بشری آل سعود و دیکتاتوری و بی توجهی به اصول دموکراسی در عربستان را نیز اضافه کرد. البته این بدان معنا نیست که کشور ما باید در عرصه رسانه همچنان منفعلانه عمل کند، بلکه باید با تمامی پتانسیل هایی که در اختیار دارد تهدید دشمن را به فرصت تبدیل کرده و بر جریان رسانه ای کشور و منطقه مسلط شود.