آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۳
اقتصاد
۶
گزارش

نزدیک 30 سال پس از پایان جنگ چرا اقتصاد خرمشهر با دوران اوج خود فاصله دارد؟

عقب گرد در مشارکت

10 سال پیش در سالروز آزادسازی خرمشهر، رییس جمهور وقت ایران در این شهر حضور می یابد و در سخنرانی از همان شعارهای معروف که هر ساله در سخنرانی های سالروز آزادی خرمشهر بیان کرده، استفاده می کند. این یک سنت هر ساله و بارها تکرار شده است. اما مردمی که در این سخنرانی حضور داشتند با فریاد «بیکاری بیکاری» به عملکرد دستگاه های اجرایی اعتراض می کنند. محمود احمدی نژاد نیز در پاسخ اعتراض ها باز هم با همان لحن شعارگونه ادامه می دهد که «ان شاءالله با برنامه ریزی گسترده و با همت جوانان خوزستان و خرمشهر، ریشه بیکاری در خوزستان از بین خواهد رفت.» این جمله او با کف و سوت و تشویق شرکت کنندگان همراه نبود. نزدیک به سه دهه از زمانی که بازسازی شهرشان آغاز شده بود، می گذشت و هنوز «بیکاری» معضل اصلی و حل نشده شهرشان باقی مانده بود. حالا هم که یک دهه از آن سخنرانی می گذرد، در میان آمارها، این خرمشهر است که جزو 20 شهر اول دارای نرخ بیکاری بالا در کشور قرار دارد. بندری که در مرز مشترک ایران و عراق است و مدت ها در اشغال نیروهای دشمن بود و هنوز جای گلوله های جنگ بر بدنه آن خودنمایی می کند. گرچه، مردم خرمشهر از سال های پایانی دهه 60 به دنبال بازسازی شهر زیبای خود بودند؛ اما در این سه دهه، این روند بازسازی همواره مورد نقد آنها بوده است. در این باره بارها مطالب و گزارش هایی نیز نوشته و پرداخته شده است. شاید این گونه گزارش ها اندکی پس از سالگرد آزادسازی خرمشهر به فراموشی سپرده شود و یک سال دیگر هم بگذرد و «عروس شهرهای خوزستان»، در کناره اروند به زندگی سخت و مشقت بار خود ادامه دهد. اما به هر حال این گزارش تلاش می کند تا تصویری متفاوت از اقتصاد خرمشهر در پس این سال ها ارایه کند. 

جای پای دولت 

در تمام تاریخ اقتصادی خرمشهر، ردپای دولت ها در شکل گیری نظام اقتصادی این شهر دیده می شود. در تاریخ جنگ تحمیلی بیش از 34 درصد از خسارات ناشی از جنگ، فقط به استان خوزستان وارد شده و در تمام این سال ها، دولت بار اصلی جبران این خسارات و روند بازسازی اقتصاد بحران زده شهر خرمشهر را به عهده گرفته است. خرمشهر، در ابتدای شکل گیری، یک «بندر» نبوده است. شهری بوده به نام «محمره» که زمین های آن در اختیار بزرگ خاندان «بنی کعب» قرار داشته است، اما در زمان قاجار، انگلیسی ها که به خوبی از اهمیت این شهر باخبر بودند، دست به ساخت بندر و اسکله در خرمشهر می زنند. اعتبار تبدیل شهر به بندری با موقعیت تجاری و نظامی، از جیب دولت وقت ایران تامین شده است. در دوره رضاخان، بندر خرمشهر به واسطه حضور آلمانی ها و به عنوان سنگر دفاعی در مقابل قوای متفقین، باز هم با اعتبار و حمایت دولتی گسترش پیدا کرده و در زمان پهلوی دوم، به واسطه درآمدهای سرشار نفتی، اقدامات دولتی برای استحکام موقعیت بندر خرمشهر، به اوج خود رسیده است. بعد از سال های جنگ نیز اعتبارات دولتی برای بازسازی خرمشهر، سرازیر شده است. حتی این غلبه نگاه دولتی بر بازسازی خرمشهر را می توان در معافیت 20 درصدی عوارض واردات کالا از خرمشهر به وضوح مشاهده کرده که به نوعی دست دیگر بخش ها را برای حضور در روند بازسازی این شهر بسته است. 

تغییر نگاه

به نظر می رسد که تا پیش از دهه 40 خورشیدی، مهم ترین بندر تجاری منطقه، خرمشهر بوده و نگاه حاکمیت، از این سال ها، به این طرف به سمت بندرعباس و بندر انزلی چرخیده است. در برنامه عمرانی دوم که طی سال های 1334 تا 1341 در ایران اجرا شده، تجهیز و ظرفیت سازی بندر انزلی با اعتبارات دولتی در دستور کار قرار گرفته است. در سال های 1341 تا 1346 یعنی برنامه عمرانی سوم که عمدتا نسخه ای امریکایی از برنامه های توسعه ای بوده است، ظرفیت تجاری بندر خرمشهر در سطح 970 هزار تن باقی ماند و در مقابل، ظرفیت بندر انزلی (شاهپور) از 600 هزار تن به یک میلیون تن و بندر عباس از 750 هزار تن به 5/1 میلیون تن افزایش پیدا کرد. این سیاست هم با اعتبارات دولتی و از طریق ساخت اسکله ها و تجهیز بنادر یاد شده انجام گرفت. طی سال های 1352 تا 1356 یعنی برنامه پنجم عمرانی نیز دو بندر دیگر به جمع رقیبان اضافه شد: بندر چابهار و بندر بوشهر. به گونه ای که در این دو بندر اسکله ای جدید نصب شد و همزمان بندرعباس نیز مجهز به اسکله های جدید شد. در گزارشی که شرکت مشاور سوئدی «سوئه کو» برای دولت وقت ایران در این سال ها تهیه کرد، نقش بنادر «آلترناتیو» خرمشهر، یعنی بندرعباس، بندر انزلی، بندر بوشهر و بندر چابهار به عنوان یک نوع «بدیل سازی» برای بندر خرمشهر عنوان شده که به مهجور ماندن این شهر دامن زده است. 

نقش سیاست خارجی

به نظر می رسد که سیاستگذاران عرصه دیپلماسی کشور با نوعی دوراندیشی، دست به این «بدیل سازی» زده باشند و نقش اقتصادی بندر خرمشهر به عمد و به دلیل برخی مصلحت های منطقه ای «کم انگاشته» شد. نگاهی به رویدادهایی که در فاصله سال های 1357 تا 1380 خورشیدی در منطقه خاورمیانه رخ داد، نشان می دهد که این استراتژی چندان هم بیراه نبوده است. ابتدا جنگ هشت ساله ایران و عراق رخ می دهد و خرمشهر تا پایان جنگ، به عنوان یک بندر استراتژیک محل نزاع است. در ابتدای دهه 70 خورشیدی عراق به کویت حمله می کند و این احتمال وجود داشت که نیروهای عراقی بار دیگر به سمت خرمشهر حرکت کنند. در تهاجم اول امریکایی ها به عراق، نیروهای ارتش این کشور از کویت عقب نشینی می کنند و در تهاجم دوم، عراق اشغال و صدام سرنگون می شود. در تمام این تحولات منطقه ای، خرمشهر حضور دارد و باید به عنوان یک پایگاه نظامی و نه «تجاری» به زندگی خود ادامه دهد. 

یک مقایسه

اینچنین است که گرچه بازسازی خرمشهر از سال 1372 خورشیدی آغاز می شود، اما بندرعباس، جایگاه بهتری در میان بنادر تجاری ایران پیدا کرده است. در عین حال مطالعات مستقل نشان می دهد که مردم خرمشهر نیز در مقایسه با دیگر مردم استان خوزستان، روحیه مشارکت جویی کمتری در روند بازسازی شهرشان داشته و بیشتر چشم به اعتبارات دولتی داشته اند. به عنوان مثال، شهر دزفول در سال 1355 خورشیدی، دارای 121 هزار و 251 نفر جمعیت بوده است. این رقم نزدیک به 20 هزار نفر با جمعیت خرمشهر در همین سال فاصله دارد. دزفول در زمان جنگ، هدف بیشترین میزان حملات موشکی نیروهای عراقی قرار گرفت، اما ساکنان خود را از دست نداد. اهالی این شهر، به گواه مستندات با رفت و برگشت های متعدد و ایجاد سرپناه های موقتی، تا پایان جنگ دوام آوردند و پس از جنگ نیز با روحیه ای مشارکت جویانه دست به بازسازی شهر، منازل مسکونی و کسب و کار خود زدند. حالا که سه دهه از آن زمان می گذرد، به گواه مشاهدات عینی، اثری از جنگ در شهر دزفول دیده نمی شود. روندی که درست برخلاف شهر خرمشهر است که دورانی را به اشغال گذرانده است. همین اتفاق برای شهر «اندیمشک» نیز رخ داده است. این شهر، یکی از پایگاه های اصلی خط مقدم جبهه ها بود و از آن به عنوان «محل استقرار و عبور نیروهای خودی» استفاده می شد. پس بدیهی است که این شهر، آماج حملات نیروهای دشمن قرار گیرد. اما مردم خود این شهر معتقدند که «اندیمشک به دلیل جنگ آباد شده است»، چراکه جمعیت شهرنشین در این قسمت طی سال های 1355 تا 1375 نزدیک به 5/3 برابر افزایش پیدا کرده است. 

دلایل

شاید این سوال پیش بیاید که چرا میزان مشارکت اقتصادی شهروندان خرمشهری در مقایسه با دیگر نقاط خوزستان پایین تر است؟ پاسخ به این سوال قدری پیچیده است. بخش عمده این پایین بودن مشارکت در بازسازی خرمشهر ظرف 25 سال اخیر، به فقدان نهادهای مدنی فعال در این شهر بازمی گردد. نهادهای مدنی، خیریه ها و حتی تشکل های صنفی، بستری برای بروز آمال و آرزوهای یک توده جمعیتی ایجاد می کنند تا میل به مشارکت در ساخت وساز و بازسازی ویرانی ها بالا برود. خرمشهر از این لحاظ در فقر مطلق به سر برده می برد. جمعیتی که به خرمشهر بازگشته است، عمدتا روستایی و متعلق به عشیره های مختلف اعراب خوزستان است. این جمعیت، جایگزین جمعیت شهری شده که پیش از انقلاب در خرمشهر می زیستند و از الفبای مدیریت و مشارکت سر در می آوردند. این جمعیتی است که به دلیل ناتوانی در خلق فرصت در مشارکت اقتصادی، از شهرهای دیگر طرد شده و به خرمشهر بازگشته و پتانسیل بالایی برای بهبود شرایط این شهر ندارد. در عین حال، گفته می شود که مدیریت پایین دستی شهر خرمشهر نیز عمدتا در اختیار افراد غیربومی قرار گرفته است. مدیرانی که بدون مطالعه ای عمیق از شرایط اقتصادی و حال و روز امروز خرمشهر و حتی همسایه آن، آبادان، از پشتوانه قابل اتکایی برای طراحی استراتژی آینده اقتصاد این شهر برخوردار نبوده اند.