آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۲۶
اقتصاد
۵

دیپلمات و معاون اقتصادی اسبق وزارت امور خارجه و اقتصاد هشدار می دهد

هجوم تقاضای سوداگرانه به بورس

شرق: فضای رکود و پرش بر معاملات سهام سیطره دارد؛ سودهایی که رقم هایشان به قدری وصله ناجور تاریخ بورس و لحظه حال اقتصاد است که خیلی ها آن را نامتعارف و عجیب می دانند. برخی نمادهای بورسی که عمدتا جزء نمادهای کوچک بازار هستند، هر روز ارزششان بیشتر می شود و خلاصه کلام این است که بورس امروز یکه تاز اقتصاد رکودی تورمی ایران شده. اتفاقی نیز در کنار رکوردزنی نزدیک به سه ماهه بورس از ابتدای هفته جاری رخ داده است. شاخص بورس که وارد کانال یک میلیونی شده بود، در این هفته اندکی ریزش داشته و دلیل آن هم صف فروش سهامی است که گویا سود آنها به آستانه رسیده و سهامدار با احتمال اینکه ممکن است ریزش کند، دست به فروش برده و در عوض تقاضا برای ارز و سکه افزایش یافته و قیمت این بازارها در این هفته افزایشی بوده است. برای فهم وضعیت کنونی بورس و تحلیل آن به عنوان جزئی از کل اقتصاد سراغ «علی ماجدی» رفته ایم و چشم انداز آتی وضعیت بورس را جویا شدیم. آیا بورس همچنان جهشی خواهد بود؟ اصلا چرا بورس تا این حد رشد کرد؟ بازارهای دیگر چه واکنشی نشان دادند و در نهایت آیا می توان به وضعیت آتی بازار پولی خوش بین بود. علی ماجدی، سفیر سابق ایران در آلمان و ژاپن، مشاور اقتصادی و معاون کل وزارت امور اقتصادی و دارایی اسبق، در صحبت هایشان به چند فاکتور مهم در بازار پولی اشاره می کند و وضعیت فعلی را حول یک اصل توضیح می دهد: تقاضای سوداگرانه. او که در مقطعی هم معاون اقتصادی وزارت خارجه بوده است (1383-1384) و از طرف وزیر صنایع و معادن اسحاق جهانگیری عضو کارگروه مذاکره کنندگان هسته ای ایران در زمینه اقتصادی بوده است، از تجربه های جهانی مثال می زند. ماجدی می گوید دولت ترکیه هم زمانی برای پوشش کسری بودجه خود بازار پولی را به سمت بورس هدایت کرد و برای رفع تنگنای مالی دست به فروش دارایی های عمومی زد. او معتقد است هدایت به سمت بازار سرمایه فی نفسه ابزار خوبی است، اما به شرط آنکه با سودسازی و ارز ش سازی بادکنک جهش را به آسمان نفرستاده باشیم. او در این زمینه هشدار می دهد اگر دولت نتواند وضعیت دارایی ها و ارزش گذاری شرکت ها را درست کنترل کند، باید منتظر ریزش بورس و فشارهای اجتماعی ناشی از آن باشیم و به مردم توصیه می کند تمام تخم مرغ هایتان را در سبد بورس نگذارند. او تاکید می کند: «امروز ما شاهد هجوم تقاضای سوداگرانه به بورس هستیم که بستر و زمینه لازم آن را سیاست های پولی و جذابی این بازار برای دولت فراهم کرده است. وضعیت امروز بورس نتیجه جابه جایی نقدینگی ای است که برخی نامش را سرگردان می گذارند. بازار پولی بانک محور با کاهش سود برای بازیگرانش مواجه شده و تقاضای پول را به سمت بورس هدایت کرده است و افسار آن هم در دست دولت است؛ حالا اینکه دولت تصمیم به هدایت به سمت بازار سرمایه گرفته می توانست مثبت باشد، اگر دارایی شرکت ها به قیمت روز ارزش گذاری شده باشد».
 از او اخر اسفند تا به این لحظه در کنار رکود تورمی، اقتصاد ایران با تکانه شیوع ویروس کرونا مواجه شد. تمامی بخش های اقتصاد همگام با اقتصاد جهانی در یک وضعیت تعلیق فرورفت و این ضربه بزرگی برای اقتصاد بود؛ اما در همین دوره به طور ناگهانی بازار بورس با جهش بی نظیری همراه شد که همچنان نیز ادامه دارد. چه اتفاقی افتاده که درحالی که اقتصاد ایران با تنگنا و رکود و بحران مواجه است، با زار سرمایه یکه تاز چنین اقتصادی می شود؟

پاسخ به پرسش شما یک تحلیل تکنیکی و فنی نیاز دارد که آن هم به تقاضای پول در ایران بازمی گردد. تقاضای پول به شکل تئوریک تابع دو عامل است؛ یکی تقاضای معاملات و احتیاطی پول است که مردم در زندگی روزمره خود انجام می دهند. عامل دیگر که در اینجا مورد بحث ماست، تقاضای سوداگرانه پول است که هم به سطح درآمدها و هم حجم نقدینگی وابسته است. این بخش همواره به دنبال پول بیشتر است، معاملات پولی روزمره خود را دارد اما به دنبال پول بیشتر در هر لحظه است. تمامی تئوری های پولی به این موضوع پرداخته اند. در بازارهای جهانی سه فاکتور اساسی وجود دارد؛ یکی از آنها بازار پول است که خود تابع نرخ سود بانکی است یا در جهان تابع نرخ بهره است. در کشور ما مستقیما نرخ سود بانکی را جابه جا می کنیم. از ابتدای اردیبهشت از 18 درصد به 15 درصد تبدیل شد و عامل تعیین کننده برای مختصات بازار پول فعلی بود. دوم اینکه این بازار نامش بازار کوتاه مدت است. سود حاصل از بازار پولی همان سود بانکی است که می پردازیم. بازار بعدی بازار سرمایه به عنوان بازار بلندمدت است که تابع ارزش و سود سهام است. همیشه دست برتر در آن با ارزش سهام است. در اقتصادهای سازمان یافته این دو بازار توسط مقامات اقتصادی با تغییر ابزارهای مالی در دست، با یکدیگر همخوان است. به این معنا که اگر شما با بازارهای مالی در ایران سود بانکی را کاهش دادید، عملا تقاضای سوداگرانه را به بازار سرمایه منتقل می کنید تا از ارزش و سود سهام استفاده کنند. یک فاکتور دیگر دارایی هاست که در تمام دنیا بازار آن بلندمدت تر از بازار سرمایه است و به آن اصطلاحا بازار دیر نقدشو گفته می شود؛ مانند بازار مسکن. این بازار معمولا در جهان در بازار سوداگرانه کم رنگ تر است؛ اما در ایران دارایی هایی داریم که در تقاضای سوداگرانه بسیار نقش پررنگی دارند و دارایی های زود نقدشو هستند. مانند ارز و طلا. در بازارهای سرمایه داری مانند انگلستان و آمریکا این بازار عملا نقشی ندارد، ولی در اقتصاد ما نقش دارد. دارایی نقدشو دیگری هم در اقتصاد ما وجود دارد و آن بازار خودرو است که دیدیم همین روزها سلطان آن هم پیدا شد. ما باید پاسخ های علمی پیدا کنیم. علاوه بر بازار سرمایه، بازار دارایی های آنی نقدشو مانند ارز و طلا هم دارد نقش سوداگرانه را ایفا می کند. دارایی هایی مانند خودرو که نقدشو است ولی آنی نیست هم باز این نقش را دارد. سیاست گذار پولی امسال خواسته است این تقاضا را از بازارهای دیگر به سمت بازار سرمایه هدایت کند و افزایش نرخ های بورس تقاضای سوداگرانه را جذاب کرده و مابقی این تقاضا هم به سمت ارز و طلا و خودرو می رود. مسکن درحال حاضر بسیار کم رنگ شده است.

زمانی که ترازنامه شرکت ها ثبت می شود، آنجاست که تغییرات صورت می گیرد. آنچه الان شاهد هستیم به دلیل کاهش حداقلی سه درصد و پنج درصدی حداکثری سود بانکی، بسیاری از تقاضای سوداگرانه متوجه فاکتورهای دیگر می شود. بازار بورس حالا جایی است که محل مکش این تقاضا شده. دولت هم سعی کرده برای پوشش کسری بودجه و رهایی از تنگناهای مالی این بازار را جذاب تر کند و سودده باشد.

 اینکه بازار بورس این روزها حبابی است یا غیرحبابی بسیار مورد بحث است. آیا از نظر شما جهش بورس یک حباب است؟

دارایی های شرکت ها اگر به روز تقدیم شود، املاک و ماشین آلات آنها با قیمت روز به روز و ارزش شناسی شود و به تعداد سهام تقسیم شود، ارزش سهام هم بالا می رود؛ اما سوال اساسی اینجاست که آیا شرکت ها امروز سهام خود را به ارزش قیمت روز دارایی های خود در بورس تقسیم کرده اند؟ اگر این اتفاق افتاده باشد بخشی از افزایش شاخص بورس حقیقی است ولی این هم در ترازنامه شرکت ها سقف دارد و از یک حدی نمی تواند بالاتر برود؛ اما اگر دارایی شرکت ها به روز تقدیم نشده باشد، می توانیم بگوییم افزایش ارزش سهام در بورس حبابی است. با توجه به حجم نقدینگی ما به هرحال این واقعیت است که تقاضای سوداگرانه یا وارد سیستم بانکی می شود یا وارد بازار ارز و سکه و بورس. امروز ما شاهد هجوم تقاضای سوداگرانه به بورس هستیم که بستر و زمینه لازم آن را سیاست های پولی و جذابی این بازار برای دولت فراهم کرده است. وضعیت امروز بورس نتیجه جابه جایی نقدینگی ای است که برخی نامش را سرگردان می گذارند. بازار پولی بانک محور با کاهش سود برای بازیگرانش مواجه شده و تقاضای پول را به سمت بورس هدایت کرده و افسار آن هم به دست دولت است. حالا اینکه دولت تصمیم به هدایت به سمت بازار سرمایه گرفته می توانست مثبت باشد، اگر دارایی شرکت ها به قیمت روز ارزش گذاری شده باشد.

 گفته می شود تجدید ارزیابی دارایی ها به یک ترفند برای برخی شرکت ها تبدیل شده تا برای عرضه سهام بتوانند خود را سودده نشان دهند.

واقعیت این است که در ترازنامه شرکت ها باید ارزش روز دارایی ها منعکس شود، حالا اگر شرکتی دست به معامله صوری بزند اما ارزش دارایی واقعی و به روز خود را وارد ترازنامه نکند، یعنی سهام خود را با ارزش غیرواقعی دارد می فروشد.

 به نظر شما هدف اصلی از تقویت بازار سرمایه و گرایش آن به سمت روند صعودی در شرایط فعلی اقتصاد ایران چیست؟

افزایش حجم معاملات بورس و فروش حجم زیادی از دارایی های دولت، اتفاقی نیست که فقط در ایران افتاده باشد. در دولت هایی مانند ترکیه هم چنین تجربه ای وجود دارد. دولت ایران هم برای پوشش کسری بودجه خود که رقم کمی هم نیست، بهترین گزینه را فروش دارایی و عرضه آن در بورس می بیند. اصلا تردیدی در آن وجود ندارد. بورس مجموعه ای از شرکت های واگذارشده دولت و غیر از آن است. اگر افزایش شاخص بورس میانگین موزون ارزش سهام باشد، می توان به آینده آن خوش بین بود؛ اما اگر ارزش دارایی ها به روز نشده و بدون به روزرسانی قیمت ارزش سهام جابه جا شود، دمیدن در حباب است و سود حاصل از آن هم سرابی است که خیلی ها را زمین خواهد زد. زمانی که افزایش دارایی انجام شود و یک دفعه ارزش دارایی چند برابر می شود، سال آینده استهلاک آن هم چند برابر خواهد شد. یعنی به صورت اتوماتیک زمانی که استهلاک را می خواهید لحاظ کنید، به میزان ارزش دارایی باید آن را تعیین کنید. اینجاست که میزان تولید مولد شرکت ها اهمیت پیدا می کند. اگر شرکت نتوانسته باشد سرمایه گذاری لازم را انجام دهد، میزان استهلاک آن بیشتر از میزان تشکیل سرمایه و میزان دارایی آن خواهد بود؛ بنابراین اگر نتوانیم ظرفیت تولید را افزایش داده و میزان ارزش افزوده شرکت ها را با میزان ارزش تعیین شده آنها در بورس هماهنگ کنیم، به ناچار سهام در بلندمدت افت خواهد کرد و بورس با ریزش مواجه خواهد شد. اگر تولید واقعی افزایش پیدا نکند یا سرمایه گذاری جدیدی اتفاق نیفتد، میزان بدهی های شرکت ها بیشتر از میزان ارزش دارایی ها و سهامشان خواهد بود.

 صعود بازار بورس چه تبعاتی روی دیگر بازارها خواهد داشت؟

به شکل طبیعی همواره قیمت هر بازار روی قیمت بازارهای دیگر تاثیر می گذارد. همین الان هم ارز و سکه با وقفه خیلی کمی اثر افزایش قیمتی بورس را نشان دادند و روند صعودی به خود گرفتند. دولت مجبور است تقاضای سوداگرانه را میان این بازارها به نوعی تقسیم کند. این آخرین ترکش تقاضای پولی است و بعد معلوم نیست کدام ابزار قرار است به نجات اقتصاد ایران بیاید. آن زمان ممکن است بحرانی حول افزایش افسارگسیخته قیمت ها در اقتصاد رخ دهد و فشارهای اجتماعی از ناحیه متضرران را می توان پیش بینی کرد.

 چه چشم اندازی را برای بازار بورس و آینده آن متصور هستید؟

در بازار بورس به درستی از آن استفاده می شود، اما ما نباید سایر فاکتورهای اقتصادی را فراموش کنیم یا باعث مرگ کوتاه مدت برخی بازارها مانند مسکن شویم. بخشی از سهام این روزها در بازار بورس قیمت گذاری می شود و ارزش آن بالا می رود، درحالی که ارزش واقعی آن قیمتی است که در تابلوی تالار بورس مشاهده می کنیم. حضور در این بازار حتما باید با متخصص انجام شود، سبد پرتفوی باید متنوع باشد. دولت شاید بتواند یک بار با عرضه شرکت ها و دارایی ها یا سیاست گذاری، وضعیت بورس را به سمت صعود پیش ببرد اما این شاید 10 سال یک بار آن هم بسیار بعید است بتواند به کار بیاید یا اساسا دولت ها بتوانند از آن استفاده کنند. این آخرین ابزاری است که برای تحریک تقاضا استفاده شده و اتفاقا فقط در اقتصاد تورمی امکان آن وجود دارد. زیان های هنگفتی ممکن است در بالارفتن بادکنکی ارزش سهام نصیب افراد جامعه شود. هشدارهایی که اقتصاددانان می دهند کاملا درست است. اگر کسی می خواهد وارد بازار سرمایه شود باید با مطالعه و آگاهی باشد و بخشی از دارایی و پس انداز خود را وارد بورس کند نه همه آن را. نباید تمام تخم مرغ ها را در یک سبد گذاشت.