آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۳
خواندنی ها
۱۳
از سر دلسوزی

قناعت، وقف یا سلطان پروری

نیوشا طبیبی گیلانی

قناعت پیشه کردن در فرهنگ ایرانی از ارکان زندگی پاکدستانه شمرده می شود. البته که قناعت کردن در سنت ما اصلا و ابدا به مفهوم گوشه ای نشستن و چشم به دست این و آن داشتن نیست. همان قدر که قناعت پیشگی ستوده شده، بیکاری و بی خیری نکوهیده می شود. در فرهنگ ما کار کردن و کوشیدن و ثروت ساختن، آباد کردن و وقف کردن راه و روش آدمیان صالح است. سرزمین ما تا همین امروز از برکت وقف ها بر پا مانده. هزاران رشته قنات توسط بانیان آن حفر و وقف آبادانی شده اند. هزاران کاروانسرا، مدرسه، شفاخانه، کتابخانه و سقاخانه به همین روش در اختیار عموم مردم قرار گرفته اند و جمع عظیمی از حاصل آنها برخوردار شده اند. 

بزرگ ترین بانی وقف در ایران، مرحوم حاج آقا حسین ملک بودند، از برکت روح بلند و بخشنده ایشان هزاران نفر از فرهنگیان مشهد خانه و مسکن پیدا کردند، بخش عظیمی از ثروت و میراث ملی و فرهنگی در کتابخانه و موزه ملی ملک گرد آمدند. موقوفات ایشان چنان پرحجم و عظیم است که آستان قدس رضوی سازمانی جداگانه برای اداره این موقوفات تاسیس کرده است.

عده زیادی از ثروتمندان ایران در دهه ها و سده های پیشین بر همین راه و روش رفتار می کردند و از ثروت خود جز بهره ای اندک چیزی برنمی داشتند و مابقی را صرف بهتر کردن زندگی دیگر مردم می کردند. 

یزد یکی از خشک ترین شهرهای ایران است. هیچ وقت این شهر روی سیرابی به خود ندیده، اما از دیرباز مسکن و ماوای جمعیت زیادی از مردم و از مهم ترین مراکز تمدنی ایران بوده است. یزد را همت و گشاده دستی مردمانش آباد کرده است. بیشترین تعداد سقاخانه در ایران متعلق به یزد است. آب انبارهای متعدد توسط متمولین شهر ساخته شده اند. آن خیرین بزرگوار تنها به ساخت آب انبار بسنده نکرده بودند، در دکان های اطراف راه هایی که به آب انبار وقفی ختم می شد، تعداد زیادی کوزه رایگان می گذاشتند تا کودکانی که کوزه های شان در راه می شکست و لاجرم مبتلا به تنبیه والدین می شدند، نترسند و آب را با کوزه اهدایی به خانه برسانند. لطافت طبع و ظرافت اندیشه و نوع دوستی تا کجا؟

رسم و راه ثروت اندوزی در ایران چنین بوده، مردمی بوده اند که کار می کردند و ثروتی به هم می زده اند و آن ثروت را برای بهتر کردن زندگی عده زیادی به کار می انداخته اند. این را مقایسه کنید با احوال امروز ما. بی تردید خیرین گشاده دست مهربان امروز هم بار عظیمی از دستگیری محرومان و مستضعفان را به دوش می کشند، اما ظهور طبقه جدیدی از ثروتمندان که پا بر دوش فقرا می گذارند، دست شان به خیری نمی رود مگر به طمع مال یا... هراس آور و غم انگیز است. راه و روش فرزندان این نوکیسه ها که در روزگار تنگدستی مردم مال و ثروت خود را به نمایش می گذارند، وحشتناک است و خبر از آینده ای می دهد که گسست طبقاتی در ایران عزیز ما، به دشمنی و کینه جویی مبدل شود.  غالب این ثروتمندان نوکیسه از راه رانت و تکیه بر قدرت و استفاده از اطلاعات انحصاری و بند و بست، مالی به دست می آورند. بیشتر آنان افرادی فاقد وجدان و حس همنوع پروری هستند. وطن برای ایشان معنایی ندارد جز فرصتی برای پر کردن جیب و متحول کردن زندگی شان. به زعم آنان این رفاهی که حاصل می کنند اگر از ثروت ملی است و از جیب هموطنان محروم، چه باک؟

آیا در طرف دیگر این سیستم اقتصادی «سلطان پرور» اشخاصی در کسوت رسمی و دارای مناصب دولتی ننشسته اند؟

جای خالی امثال حاج حسین ملک ها و عالی نسب ها که ثروت شان را برای آبادانی و پیشرفت وطن و رفاه و دستگیری از هموطنان به کار گرفتند بیش از همیشه احساس می شود.