آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۲۶
جامعه
۱۲

سعید مدنی در گفت و گو با «شرق»

ترسیمی از جهان پساکرونا

گفتگو: شهرزاد همتی

شکی در این نیست که با آمدن کرونا شکل زندگی مردم زمین تغییر کرد. تعاملات اجتماعی جای خود را به تنهایی و گوشه نشینی داد و یکباره کشورهایی نظیر ایتالیا که همیشه مملو از توریست بودند، تا روزها و ماه ها خیابان هایشان خالی از هرکسی شد. ایران هم از این قاعده مستثنا نبود. مردم کشوری که تنها چند هفته تا آغاز سال نو و جشن نوروزی فرصت داشتند، یکباره متوجه شدند خبری از جشن و دیدو بازدید نیست و حتی برای حفظ سلامتی باید از خرید شیرینی های سنتی عید بپرهیزند. همه چیز شکل و حال و هوایش عوض شد. عید بود و دیدو بازدیدش، اما مردم در خانه ماندند. لباس های نویشان را در گنجه نگه داشتند و با تماس تصویری به یکدیگر عید را تبریک گفتند. مردم ایران که اصولا اهل آغوش گرفتن و دیده بوسی هستند، حتی تا لحظه نگارش این گزارش از در آغوش گرفتن عزیزانشان منع شده اند. دست دادن، فرهنگ سلام و علیک مردم و مراودات آنها شکل عجیبی به خود گرفت و به نظر می رسد این اتفاقات تا پس از پایان بحران کرونا در فرهنگ مردم باقی بماند. مردمی که حالا حتی بسته بندی بستنی را هم ضدعفونی و در خانه جلسه آنلاین برگزار می کنند، بعید است بتوانند این عادات را به راحتی کنار بگذارند. جهان پس از کرونا احتمالا با جهان پیش از آن در تمامی جنبه ها متفاوت خواهد بود. واقعیتی که باید بپذیریم، این است که جهان پس از کرونا هرگز مثل قبل از آن نخواهد بود. مطابق آنچه تاریخ روایت می کند، پس از همه گیری های بزرگ، اتفاقات زیادی در جهان افتاده و این همه گیری ها تاثیرات بسیاری در زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم جهان داشته است. مردمی که با رنج از دست دادن جمعی روبه رو هستند و برای ماه های طولانی در تنهایی زندگی کردند، نیاز دارند دوباره بتوانند به زندگی عادی بازگردند. اما سوال اصلی این است که آیا اصلا جهان پس از کرونا واژه درستی است و در صورتی که این واژه صحیح باشد ما چقدر از آن می دانیم. بسیاری معتقدند چنانچه توفان کرونا در آینده نزدیک فروکش نکند، جهان با تغییرات بزرگی مواجه خواهد شد که بی تردید از آغاز قرن بیستم تا کنون سابقه نداشته است. ورشکستگی های بزرگ در اکثر صنایع و مشاغل از نفت تا هواپیمایی و از خودروسازی تا گردشگری رخ خواهد داد. نظام های آموزشی از ابتدایی تا دانشگاه که هم اکنون قریب یک و نیم میلیارد نفر از جمعیت 8. 7 میلیارد نفری جهان را در خود گرفته است به شکلی بی سابقه نیازمند تغییرات بنیادی خواهد شد. شکاف های طبقاتی گسترده تر خواهد شد و سرعت تبدیل بحران های اقتصادی به بحران های اجتماعی فزونی خواهد گرفت.

سعید مدنی، جامعه شناس شهری و تحلیلگر مسائل اجتماعی، در گفت وگویی با «شرق»، چارچوب ذهنی خود را درباره جهان پس از کرونا تشریح کرد. او در این باره گفت: «جهان پساکرونا، جهانی دیگرگون خواهد بود که معاشرت انسان ها و رفتار دولت ها تغییر کرده و وظایف سنتی دولت ها به دنبال تغییر تفکر انسان دگرگون خواهد شد. کرونا مثل همه بیماری های همه گیر و شایع در سطح جامعه در ادوار گذشته، بدون تردید آثار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سیاسی گسترده ای به دنبال خواهد داشت و فهم ما را از جهان هستی دگرگون می کند. می شود گفت در واقع این آثار را هم در حوزه نظری و هم در حوزه عملی و زندگی روزمره خواهیم دید. در حوزه نظری، به نظر می رسد حوزه های مختلف دینی و غیردینی را در معرض چالش های جدی قرار می دهد و از لحاظ نظری، در حوزه الهیات و اندیشه دینی، به طور مشخص اندیشه سنتی را به شدت در معرض سوالات جدی قرار می دهد و در عین حال به نظرم حتی نگاه های مترقی و نواندیش دینی را هم با چالش هایی مواجه می کند که باعث ارتقای آن خواهد شد. به طور قطع، فلسفه علم و جایگاه آن را مورد بحث قرار می دهد و این قدرتی که برای علم قائل بودیم و فکر می کردیم پاسخ گوی همه مسائل است، در نهایت با سوالاتی مواجه می شود که نشان از کاستی هایی آن است. دنیای مدرن و تعارضات آن را به چالش می کشد و از همه مهم تر، جنگ تاریخی علم و دین را بار دیگر زنده می کند و می توان انتظار داشت که در حوزه اندیشه، بشریت دستاوردهای مهم و ارزنده ای پس از کرونا داشته باشد».

او با اشاره به تبعات کرونا در زندگی اجتماعی مردم تصریح کرد: «در حوزه اجتماعی هم بدون تردید، وقوع این پدیده جهانی آثار و پیامدهای جدی دارد و حتما تغییرات جدی در باورها و ارزش ها و نگرش های جهانی ایجاد خواهد کرد؛ به ویژه در جامعه ایران به نظر من این تغییرات بسیار میمون و مبارک خواهد بود و به طور قطع جامعه ایران را یک گام دیگر جلو می برد. به طور خاص روی جامعه مدنی نقش مثبتی خواهد داشت و باید انتظار داشته باشیم که جامعه مدنی بعد از کرونا در مقایسه با قبل از آن، توانایی های بسیار بیشتری داشته باشد. تجربه این دوران و نقشی که جامعه مدنی در آن ایفا کرده و خواهد کرد، بدون تردید موجب ارتقای این جامعه خواهد شد». بالطبع دولت ها و نظامات سیاسی هم از این ماجرا  تاثیر می گذارد. اهمیت مردم بر حکمرانی را بار دیگر اثبات می کند. دولت هایی که تصور می کنند بدون پشتوانه جامعه و بدون اتکا و کسب نظر مردم، می توانند به حکمرانی ادامه دهند و مقبولیت شان را حفظ کنند به شدت در معرض چالش های جدی قرار می دهد. سهم و جایگاه پیوندهای جهانی را روشن می کند. در واقع این اندیشه که هر کشوری می تواند فارغ از قوانین و قواعد و مقررات بین الملل در درون مرزهای خودش هر سیاست و قانونی را اجرا کند، مورد سوالات جدی قرار داده و به دولت ها نشان می دهد ناچارند از این قواعد بین المللی دیر یا زود تبعیت کنند». مدنی تاکید کرد: «کرونا سهم بسیار زیادی در ضرورت شفافیت دولت ها و نظام های سیاسی خواهد داشت. به نظر می رسد هم از جهت مطالبه از سوی ملت ها و هم از جهت ضرورت حکمرانی در دنیای امروز، نظام های سیاسی بیش از گذشته ناچار هستند به سمت شفافیت بروند». مدنی با اشاره به الزام تغییر رویه در نگرش دولت های به وظایفشان در پایان خاطرنشان کرد: «اما به نظر من آنچه در میان همه این تبعات از اهمیت بیشتری برخوردار است، نگاهی است که به ما در قبال جهان و هستی می دهد. حتی آن نگاه فردگرایانه را به شدت زیر سوال خواهد برد. در واقع آن نگاه لیبرال که فردیت در راس همه چیز قرار داشت و در وضعیت خلا اجتماعی رویکرد لیبرال آن را قرار می داد و خود فرمانروایی را برای او توصیه می کرد، پس از کرونا به شدت زیر سوال می رود. کرونا نشان داد فردیت واحد وجود ندارد و نمی شود منافع فرد را بدون توجه به منافع و خیر عمومی توضیح داد و توجیه کرد. نشان داد تقدم منافع جمعی بر منافع فردی به صورت الزام آور و اجتناب ناپذیری وجود دارد و باید پذیرفته شود و همچنین باید به تامین نیازهای فرد و حقوق فرد در قالب منافع جمعی اندیشید. در واقع با این ساده اندیشی ها و صحبت های عوامانه ای مثل خصوصی سازی و کوچک سازی، در تعارض جدی قرار می گیریم. به این ترتیب که دولت باید سهم خود را در بهبود جدی جوامع پرداخت کند و توجه داشته باشد که جز تامین امنیت، سلامت، آموزش و بهداشت، همه اینها از وظایف ذاتی دولتی است که هدفش این است که مشروعیت خود را از جامعه و مردم کسب کند و دولت نمی تواند از زیر بار چنین مسئولیت هایی شانه خالی کند. به این ترتیب به نظر من شاید مهم ترین و موثرترین تغییر و پیامی که کرونا و پساکرونا برای ما دارد، این است که در رویکردهای لیبرال و نئولیبرال بازنگری شود. نظام سرمایه داری و نئولیبرالیسم متهم شماره یک دستبرد به طبیعت برای دستیابی به تولیدات بی سرحد صنعتی و در نهایت منافع حداکثری است. این سیستم متهم است با دست بردن در طبیعت، به چرخه طبیعی و اکوسیستم حیات به مقیاس زیادی آسیب رسانده و خلق بیماری های نوپدید، به شکلی واکنش چرخه حیات آسیب دیده به این دستبرد است. با این همه برای به حداقل رساندن و کاستن از عوارض این پدیده مخرب نیز نیازمند سرمایه گذاری و دانش فزاینده است که علی الظاهر در شرایط کنونی جهان ، صرفا از عهده نظام سرمایه داری برمی آید».