آرشیو پنج‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۳
ورزش
۱۴
دیدگاه

برای مردی که هنوز عاشق است

فراموش می شوی، گویی که هرگز نبوده ای

میعاد نیک

نوشتن از تنها مدافع عنوان بهترین دروازه بان قرن حتی در روز تولدش و در روزهایی که نمایش هایش در مستطیل سبز را نمی بینیم هم کار ساده ای نیست. ایکر کاسیاس تنها گلر جهان است که توانسته با پیراهن تیم ملی اسپانیا و رئال مادرید به عنوان کاپیتان به تمام افتخارات موجود در دنیای فوتبال دست یابد و عنوانی را برای سایر رقبا مانند جی جی بوفون و مانوئل نویر در دسترس نگذاشته تا روزی از او پیشی بگیرند. پسربچه کوتاه قد مادریدی که در ابتدا با اجبار پدرش تن به فوتبال داد، شاید فکرش را هم نمی کرد که روزی سنگربان قدیس سکوهای برنابئو لقب بگیرد و شماره یک مادرید سال های سال برازنده واکنش های استثنایی اش باشد. نقش آفرینی بی بدیل در 5 قهرمانی لالیگا، 3 قهرمانی چمپیونزلیگ و عناوین ملی مانند 2 قهرمانی یورو و یک قهرمانی جام جهانی اما باعث نشد تا ایکر در سیبل حملات اولتراسورهای رئال مادرید قرار نگیرد. بهترین دروازه بان تاریخ جام جهانی شاید خود را شایسته یک خداحافظی باشکوه از هواداران لوس بلانکوس در سانتیاگو برنابئو می دانست؛ اما فزونی آتش اختلافاتش با کادر مدیریتی باشگاه و رفتن دلگرمی بزرگی به نام کارلو آنچلوتی باعث شد تا آخرین تصویر گوشه ذهن مان از سن ایکر همان اشک ها و بغض هایی باشد که در سالن منحوس کنفرانس باشگاه معشوقش به یادگار ثبت شد. 

اشتباهات ناگزیر از افزایش سن که توسط کاسیاس رخ می داد و فشار کشنده کادر فنی وقت رئال بر روحیه ایکر تاثیرات بدی گذاشت و طرفداران مادرید که عادت به افت کیفیت و اشتباه توسط بازیکنان شان را ندارند؛ این بار ایکر مقدس را هدف قرار دادند و خاطرات شان از روزهای بزرگ و دلنشین با ایکر را در تاریخ باشگاه مکدر کردند.

 برای کاسیاس توصیفی بهتر از این نیست که ایکر مرد سفید تیم بین روزهای سیاه باشگاه رئال مادرید بود؛ سال های اسفباری که پروژه های کهکشانی رئال با شکست مواجه می شد و رویای فتح لیگ قهرمانان اروپا با شرمساری از فصلی به فصل دیگر موکول می شد. در روزهایی که خریدهای مدیران باشگاه یکی پس از دیگری رکوردهای مالی را می شکستند و سودای قهرمانی های پیاپی و پایین کشیدن بارسلونا از مسند قهرمانی تنها هدف مادریدیستاها بود؛ پسر محجوب خط دروازه رئال با ثباتی مثال زدنی و آرامشی عجیب و بدون داستان های پشت پرده ای و ناز کردن برای باشگاه خود را بین هواداران محبوب تر و قدیس تر می کرد. این بت سازی اما لایزال نبود و ایکر این را نمی دانست.  از روزهایی که درگیری هایش با مورینیو و نیمکت نشینی های بی دلیلش آغاز شد، کاسیاس باید اوضاع را تغییر می داد و با ترمیم روابطش با مدیریت باشگاه جای خود را مستحکم می کرد. ایکر اما بدون توجه به مسائل اداری و بدون نگاه به سیاسی بازی های داخل باشگاه توجهش را روی فوتبال بیشتر کرد و بالاخره با حکم تلویحی اخراج از باشگاه رویایی اش مواجه شد. 

شاید در نگاه اول وفادار ماندن یک بازیکن به باشگاهی مثل رئال مادرید کار سختی به نظر نرسد چراکه آن بازیکن در بهترین باشگاه فوتبال جهان بازی می کند. شاید بازیکنان دیگری که در باشگاه هایی کوچک بازی کرده و پیشنهاد تیم های بزرگ را رد می کنند در آزمون وفاداری و عشق سربلندتر بیرون بیایند و داستان شان جذاب تر از آب در بیاید اما نمی توان بازیکنی را به این جرم که همیشه بهترین بوده و در بهترین تیم جهان هم عضویت پیدا کرده، سرزنش کرد و وفاداری اش را زیر سوال برد. 

کاسیاس مصداق بارز یک عاشق در دنیای فوتبال است؛ هرچه از توتی ها و گیگزها و باتیستوتاها بگوییم، نمی تواند عشق یک بازیکن به تیمش را نشان دهد مگر آنکه نامی از کاسیاس ببریم. مردی که راه و رسم عاشقی را از همه بهتر بلد بود و با اینکه می دانست در حقش ظلمی جبران نشدنی صورت می گیرد، به ندای معشوقه اش لبیک گفت و برای کمک کردن به شرایط رئال مادرید حاضر به جدایی شد. اصل عشق به نرسیدن است و جدایی، ایکر کاسیاس با درد عمیق عشقش به مادرید زندگی می کند و برای فراموش نکردن معبودش دست به هر کاری می زند. کاسیاس پس از جدایی تراژیکش حتی اگر در تیم های بیشتری بازی می کرد و حتی اگر بتواند مسند ریاست فدراسیون فوتبال اسپانیا را در دست بگیرد؛ در اعماق قلبش هنوز همان پسربچه ای است که روزی با واکنش های استثنایی اش جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را به برنابئو تقدیم کرد. همان پسر بچه ای که در روز اول تمرین وسط ماشین های لوکس و فوق گران قیمت آن ایام ستاره های مادرید با دوچرخه خودش را به کمپ باشگاه رساند.