آرشیو شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۷۳
معارف
۸

مراتب سه گانه کمال

دکتر حسین قدمی

خداوند به عنوان آفریدگار انسان خود مسئولیت آموزش و پرورش او را به عهده گرفته و به عنوان رب العالمین در حال تعلیم و تزکیه بشر است. البته در این حوزه برای خود خلفایی را برگزیده است که پیامبران از جمله پیامبر اکرم(ص) و معصومان(ع) هستند.(بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ جمعه، آیه 2)

هدف و فلسفه بعثت پیامبر(ص) تعلیم و تزکیه مردمان است تا مراتب کمالی را بشناسند وبه آن برسند و سپس در قالب مکارم اخلاقی به آخرین مرتبه کمالی دست یابند. از این رو، مراتبی از کمالات را به انسان ها نشان می دهند که جز با تعلیم و علم الهی آنان دست یافتنی نیست و همچنین انسان ها را به کمالاتی می رسانند که جز با تزکیه الهی آنان شدنی نیست.

خداوند بر آن است تا انسان ها به درجه نخست کمالی یعنی عدل برسند و قیام به عدالت کنند(حدید، آیه 25) سپس در یک تعلیم و تزکیه خاص که برای مسلمانان و مومنان در نظر گرفته ، این دسته از بشر را که همراه و همگام پیامبران هستند، به مرتبه احسان رسانده و از آنجا به مرتبه نهایی یعنی مقام اکرام برساند. از این رو، به مومنان فرمان می دهد که فقط بر مدار و محور عدل حرکت نکنند، بلکه درمحور احسان و مدار آن درآیند: إن الله یامر بالعدل و الإحسان؛ براستی خدا به عدالت و احسان فرمان می دهد.(نحل، آیه 90)

خداوند در حوزه جامعه اسلامی و ایمانی به مومنان فرمان می دهد که اصل عفو که نوعی احسان است، در قالب تقوای الهی مورد توجه و اهتمام قرار گیرد:و ان تعفوا اقرب للتقوی؛ و اگر عفو کنید آن نزدیک ترین مقام به تقوای الهی است.(بقره، آیه 237)

در مرتبه بالاتر فراتر می دهد که نه تنها در قالب احسان عفو کنند، بلکه یک مرتبه بالاتر رفته و در قالب اکرام ، اصلاح امر نمایند: فمن عفا واصلح فاجره علی الله؛ پس کسی که عفو کند و اصلاح نماید پس اجر و پاداشش بر عهده خداست.(شوری، آیه 40)

پس در مرتبه عدالت، اصل مقابله به مثل است و خداوند می فرماید: و جزاء سیئه سیئه مثلها؛ کیفر بدی همان بدی در حد و مثل آن است نه زیادتر(شوری، آیه 40)؛ البته این دومی بدی نیست؛ ولی از باب تماثل نام آن را بدی گذاشته است؛ وگرنه همان سنگی که زده را به خودش برگردانده است: ردوا الحجر من حیث جاء؛ از هر جا سنگ آمده به همان جا برگردانید.

بر اساس همین اصل مقابله به مثل که در چارچوب اصل فطری و عقلی عدالت است، اصل قصاص مطرح می شود که چشم در برابر چشم ، گوش در برابر گوش و جان در برابر جان گرفته می شود.(مائده، آیه 45؛ اسراء، آیه 23)

در مرتبه دوم که مقام احسان است، خداوند می فرماید:بدی را با خوبی دفع می کنند.(رعد، آیه 22) در همین قالب به جای آنکه مقابله به مثل کنند و قصاص نمایند(بقره، آیه 179)، عفو و گذشت می کنند.(بقره، آیه 178) البته این مرتبه خیلی سخت است و کسی به سادگی نمی تواند از عدل بویژه قصاص بگذرد و راه احسان در پیش گیرد و از شخص بگذرد و چشم بر خطای او ببندد؛ از همین رو خداوند چنین صبر وغفرانی را از مصادیق عزم الامور دانسته و فرموده است: و لمن صبر و غفر إن ذلک لمن عزم الامور؛ کسانی که شکیبایی و عفو کنند، این از کارهای پرارزش است!.(شوری، آیه 43)

در مرتبه سوم که مقام اکرام است، نه تنها عفو و گذشت می کند، بلکه به اصلاح امور پرداخته و کاری می کند تا به آن فرد نیکی هم برسد. خداوند می فرماید:بدی را به بهترین و نیکوترین وجه دفع کن؛ در این هنگام کسی که میان تو و او دشمنی است؛ گویی دوست صمیمی توست.(مومنون، آیه 96)

در مقام دوم و سوم انسان با خداوند معامله می کند. این مطلب در مرتبه سوم روشن تر است و خداوند می فرماید: پس کسی که عفو کند و اصلاح نماید اجر و پاداشش بر خداست.(شوری، آیه 40) به طور طبیعی این اجر بدون حساب خواهد بود: اجرهم بغیر حساب؛ اجرهم بی حساب است(زمر، آیه 10)؛ چرا که چنین شخصی با خداوند معامله کرده و خداوند خریدار است.

اسلام با تعلیم و تزکیه خداوندی بر آن است تا انسان را از مرتبه نخست کمال یعنی عدالت به مرتبه دوم یعنی احسان و از آنجا به مرتبه آخر یعنی کرامت برساند که اتمام مکارم اخلاقی است که پیامبر(ص) خود را مامور و مبعوث به آن دانسته است و خداوند در آیات قرآن وی را مامور کرده است تا این گونه امت اسلام و مومنان را تربیت و تزکیه کند.