آرشیو شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۲۷
اندیشه
۸
مرور

درباره بحران های سرمایه داری

پل سوئیزی اقتصاددان و نظریه پرداز مارکسیست آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین متفکران سراسر نیمه دوم قرن بیستم بر مارکسیسم غربی بود که در تحلیل بحران های ادواری سرمایه داری و بررسی علل و ریشه های این بحران ها سهم برجسته ای ایفا کرد. نفوذ فکری سوئیزی که در سطح جهان شناخته شده بود، عمدتا از دو منظر بود: یکی به عنوان اقتصاددان و جامعه شناس برجسته و دیگری به عنوان بنیان گذار اصلی تفکر سوسیالیستی در آمریکای شمالی و در مقام یکی از موسسان و ویراستاران مجله «مانتلی ریویو». مانتلی ریویو علاوه بر عنوان قدیمی ترین ماهنامه سوسیالیستی و انتشارات کتاب های مرجع، عنوان حلقه ای نظری بود که از نیمه قرن بیستم به بسط و تکمیل پروژه فکری مارکس و ایجاد تحولاتی مهم در مارکسیسم، فمینیسم، مبارزات ضد جنگ، محیط زیست و... یاری رساند. پل سوئیزی که آثارش به افکار مارکس و جوزف شومپیتر بسیار نزدیک بود، مانند آنها تحلیل و نقدی تاریخی از توسعه اقتصاد سرمایه داری ارائه می کرد که منشا توسعه و سقوط محتوم نظام را دربر می گرفت. از آثار مهم او می توان به این موارد اشاره کرد: «سرمایه انحصاری» (1966، به همراه پل باران)، «نظریه توسعه سرمایه داری» (1946)، «درباره انتقال به سوسیالیسم» (1971، به همراه شارل بتلهایم)، «عوامل محرکه سرمایه داری آمریکا» (1987) و «بحران اجتناب ناپذیر» (1988).مهم ترین نوآوری نظری سوئیزی که به همراه پل باران، دوست و همکارش، ابداع کرد مفهوم سرمایه انحصاری بود. هسته اصلی سرمایه داری انحصاری این نکته بود که در شرایط محدودیت رقابت در سرمایه داری انحصاری، قانون گرایش صعودی مازاد جایگزین «قانون گرایش به افت میزان سود» مارکس شده است که با انباشت در دوران رقابت آزاد هم خوانی دارد. در این فرض انحصارگرایانه انباشت، مسئله اساسی نه تولید مازاد که جذب مازاد می شد. سرمایه داری انحصاری به این معناست که یک یا چند سرمایه دار نظارت بر بخش معینی از اقتصاد را به دست می آورند. در سرمایه داری رقابتی، سازمان ها بر مبنای قیمت با یکدیگر رقابت می کنند و سرمایه داران می کوشند با ارائه قیمت های کمتر کالاهای بیشتری به فروش برسانند؛ ولی در سرمایه داری انحصاری، یک یا چند شرکت بازار را تحت نظارت دارند و رقابت از قلمرو قیمت ها به عرصه فروش انتقال می یابد. در یک جامعه سرمایه داری انحصاری گرایش سرسختانه و عمیقی به سمت رکود وجود دارد. این گرایش که در سال های 1930 تحقق یافت، در تاریخ سرمایه داری حکم یک نقطه عطف داشت. کسادی عمیق و رکود سال های 1930 با وقوع جنگ جهانی دوم برطرف شد. در ایالات متحده اگر هیچ عامل خارجی ای مزاحمتی برای اقتصاد فراهم نمی کرد، این دوره می توانست 10 سال طول بکشد ولی هم زمان با این دوره جنگ کره شروع شد. ایالات متحده در جنگ کره، جامعه و زیربنای صنعتی عظیمی مبتنی بر ساخت دائمی صنایع جنگی به وجود آورد که به تدریج طی جنگ های گرم و سرد گسترش یافت و تا دهه 1980 و اوایل 1990 طول کشید. به عبارت دیگر، جامعه سرمایه داری انحصاری نه صرفا توسط جنگ سرد بلکه اساسا به وسیله آن حمایت و تقویت شد.کتاب کم حجم «چهار سخنرانی درباره مارکسیسم» که به تازگی منتشر شده، مجموعه ای است از چهار سخنرانی سوئیزی که در آنها برخی از مفاهیم نظری خود را به زبانی ساده شرح می دهد. سخنرانی هایی که مبنای این کتاب قرار گرفته، در اکتبر سال 1979 در دانشگاه هوسی توکیو درباره موضوع «مارکسیسم امروز» ارائه شده است. سخنرانی اول بحثی است درباره رابطه دیالکتیک و متافیزیک در آثار مارکس و انگلس. سخنرانی دوم تضادهای سرمایه داری معاصر را نشان می دهد و در واقع متمم ها و دستاوردهای نظری مهمی است که به بحث های مارکس در کتاب «سرمایه» وارد شده است. دو پیوست به این سخنرانی افزوده شده که یکی درباره قانون گرایش به افت میزان سود است که مارکس در جلد سوم «سرمایه» مفصل به آن پرداخته بود و دیگری درباره رقابت و انحصار. فصل سوم درباره کشورهای مرکز، پیرامون و بحران سیستم است که در کار بسیاری از مارکسیست های بعد از جنگ جهانی دوم مفهومی برجسته است. در این فصل سوئیزی تفاوت رشد و توسعه و مکانیسم های آن را در کشورهای جهان سوم بررسی می کند. فصل پایانی با عنوان کلی «مارکسیسم و آینده» به حرکت های انقلابی ای می پردازد که برای براندازی نظام سرمایه داری در آن دوران سر برآورده اند و نوع جوامعی که قصد داشتند پس از موفقیت ایجاد کنند. در این بخش این سوال مطرح می شود که آیا جنبش های انقلابی قرن بیستمی در طبقه کارگر کشورهای پیرامونی همان معنایی را دارند که مارکس و انگلس و پیروان اولیه آنها از قبیل لنین و بلشویک های روس از آن اراده می کردند؟ سوئیزی نشان می دهد که با وجود اینکه جوامع دولتی تعدادی از فاجعه بارترین و تحمل ناپذیرترین تضادهای سرمایه داری را از بین برده یا بهبود بخشیده اند اما تضادهای دیگری به وجود آورده اند که شاید در درازمدت به همان اندازه غیر قابل تحمل باشد.