آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۷۹
صفحه آخر
۲۰
پیاده رو

پیرامون امروز و فردای پهنه رودکی

شهریار شهر خود باشم...

ارمغان بهداروند (شاعر)

بازتولید مفهوم شهروندی و ارتقای سرمایه های اجتماعی و تولید و تثبیت هویت فرهنگی، تکلیف معوقی است که پذیرش آن در برخی رویکردهای محیطی نظام شهری، امیدوار کننده بوده است. شهروند امروز نه بر اساس نظام آموزشی مستقر که متاثر از رسانه ها به شهروندی پرسشگر و مطالبه جو تبدیل شده است که علاوه بر مصلحت فردی به خیر جمعی نیز می اندیشد. شهروندی که از درد می گوید اما در انتخاب درمان دست دارد. چنین شهروندی در وضعیت اعتراضی توقف نمی کند و با هوشمندی و به عنوان مخاطبی پویا، چاره جویی می کند و به بهبود می اندیشد و نگاه رو به آینده ای دارد. در نظام شهری تولید منظر و محیط آفرینی، مولد پایگاه زیستی و تعلق جمعی و خاطره های اجتماعی است که به کاهش اختلالات فرهنگی و تصحیح الگوهای اجتماعی کمک می کند. برچیدن حصار بوستان ها، توجه به اقلیم متنوع شهری، تبدیل کاربری فضاهای غیرشهری هم چون پادگان ها و دخالت دادن عناصر طبیعی در بازطراحی های محیطی به خودی خود القای امنیت و روان درمانی جامعه محسوب می شود و آن چه البته اولویت چنین رویکردهایی است نه صرفا زیبایی های وارده هم چون مجسمه ها، سنگفرش ها، نورپردازی و... که تدارک گفت و گو، همزیستی و مشارکت است. کنش ها و واکنش های اجتماعی در چنین موقعیت ها و چنین مواجهاتی تقویت می شود و بستر حضور موثر افراد در مجامع و به وجود آمدن خاطره های جمعی را ممکن می سازد. تهران امروز هیچ کم از طهران دیروز ندارد و این فروتربینی نه زاییده ذهنیت شهروندی بلکه معلول تصمیمات بی تناسب در نظام شهر و شهروندی بوده است که کم اثری و بلااثری برخی اتفاقات به بدبینی های بعدی و امیدوار نبودن به بهبود وضع انجامیده است. خوشبختانه در ایام اخیر، خروج از این خودویرانگری که به عنوان مهاجمی در میدان سلامت و سعادت شهروندان از آن یاد می شود، کانون واحده اصلاح الگوهای شهری و بازآفرینی برخی محوطه های فرهنگی بوده است که از آن جمله می توان به اجرای طرح پهنه فرهنگی رودکی اشاره کرد. انسان محوری در این طرح با تکیه بر اماکن و عناصر فرهنگی هنری، بهبود حیات شهری و نشاط شهروندان را به دنبال خواهد داشت و تاکید مضاعفی است که خوش احوالی شهر و شهروندان جز به نوشداروی فرهنگ و هنر دست نخواهد داد. آن چه می تواند مقوم این طرح و توفیق آن در جلب مخاطب باشد رصد کردن باید و نبایدهایی است که از پس بهره برداری به چشم خواهند آمد. قطعا مخاطب چنین موقعیتی علاوه بر برخورداری از مزیت های محیطی علاقه مند خواهد بود که از مواهبی هرچند اندک از پایگاه هنرهای تجسمی، موسیقی، تئاتر و ادبیات بهره مند شود. پیش نیاز بقا و دوام این پهنه، تناسب امنیت محیطی، جایگزینی مشاغل فرهنگی و چاره اندیشی برای معضلات ریشه داری است که سال هاست سلامت قلب فرهنگ و هنر تهران را تضییع کرده است. با روانشناسی دقیق محیط و تامین حضور پیوسته فرهیختگان و تعلق مدیران به محیط و رغبت آفرینی برای خانواده ها برخی از معضلات تحمیلی این پهنه تبدیل به احسن خواهد شد. امیدوار باشیم همچنان که شادی و نشاط طرح و اجرا و افتتاح این پهنه در صفحات شخصی مدیران شهری و مسئولان فرهنگی و هنرمندان بازتاب پررنگی داشت در ادامه نیز شاهد تصاویر و تعابیر دلگرم کننده ای از جلسات شهری، دیدارهای فرهنگی و اوقات فراغت آنها در این پهنه باشیم. آنچه که می تواند به تعالی کیفیت زیست شهری در برنامه های تکمیلی این طرح منتهی شود وجود بیش از صد پلاک که واجد مولفه های میراث فرهنگی اند است که با پیوست به این طرح، این منطقه به قرارگاهی فرهنگی هنری تبدیل خواهد شد که تعریف تازه ای از نظام شهروندی به دنبال خواهد داشت. بخشی از این رویا بر دوش هنرمندانی است که به فروتنی هنر خویش را هزینه فرهیخته تر کردن شهروندان و فضیلت های زیست شهری خواهند کرد.