آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۷۹
ایران قرن
۱۶

قانون 90 ساله عتیقات

تخت جمشید سر از خاک بیرون آورد

فرزانه قبادی

فرماندهان و سربازان، پیشکش آوران ملل مختلف در بارگاه شاه هخامنشی پشت به پشت هم، یکی پس از دیگری سر از خاک بیرون می آورند. کاوش باستان شناسی مدتی در آپادانا به نتایج چشمگیری رسیده بود. تیمی که زیر نظر «ارنست هرتسفلد» مشغول حفاری در تخت جمشید بودند و در هر مرحله از کاوش بخشی از پازل تخت جمشید را کامل می کردند. هیات وزیران 11 آذر 1310 حفاری های باستان شناسی در تخت جمشید (محدوده ای 10 کیلومتری) را به هرستفلد نماینده موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو امریکا واگذار کرد و او که رویای این روز را داشت خیلی سریع کارش را شروع کرد. البته پای باستان شناسان اروپایی سال ها پیش از هرتسفلد و همکارانش به ایران باز شده بود. از روزگاری که در شهر «شوشان» کتاب مقدس را گرفتند و به «شوش» در جنوب ایران رسیدند، جنوب ایران مورد توجه آنها بود. فرانسوی ها توانستند شاهان قاجار را متقاعد کنند که انحصار کاوش های باستانی را به آنها بدهد. تپه های باستانی ایران خیلی زود تبدیل به محل «عتیقه یابی» شد. از همان روزها بود که نگاه اقتصادی به آثار تاریخی در ایران پا گرفت.

در نخستین دهه از قرن چهاردهم قوانینی برای حفاظت آثار وضع شد و پژوهشگران از کشورهای مختلف به ایران دعوت شدند تا با نگاهی علمی و پژوهشی به کاوش بپردازند. هر چند بعضی با استناد به روایات، آنها را غارتگران تاریخ ایران می دانند که آثار مکشوفه از تپه های باستانی را از کشور خارج کردند. اما از منظری دیگر نمی توان کتمان کرد که انتشار مقالات و نتایج مطالعات آنها، در سال های ابتدایی قرن، نام ایران و تمدن آن را در محافل علمی دنیا به سر زبان ها انداخت.

20 آذر 1307 هیات وزیران با انجام کاوش های باستان شناسی زیر نظر هرتسفلد به عنوان نماینده موسسه شرق شناسی شیکاگو، در تخت جمشید موافقت کرد. هرتسفلد سال ها برای جلب این موافقت تلاش کرده بود. روزی که برای نخستین بار در تخت جمشید و پاسارگاد شروع به پژوهش کرد، انجام کاوش های باستان شناسی هنوز در انحصار فرانسوی ها بود. اما بالاخره مجلس مهر ماه 1306 امتیاز انحصاری فعالیت های       باستان شناسی فرانسوی ها را در ایران لغو کرد.

نام هرتسفلد با کاوش های مهم تخت جمشید گره خورده اما در جای دیگری هم می شود ردپای اقدامات او را مشاهده کرد. به گواه تاریخ او نقش تاثیرگذاری در تصویب «قانون عتیقات» داشت. در ترجمه یکی از سخنرانی ها به نقل از او آمده: «برای جلوگیری از بی حرمتی به ابنیه تاریخی؛ اولا از طرف دولت احکام اکیده صادر و به تمام ایالات و ولایات قدغن شود که ابنیه ملی و تاریخی را خراب و ضایع ننمایند و آثار ملی را محترم شمارند. در ضمن به وسایل مختلفه دیگر مثلا به توسط جراید مردم را به این مفاخر ملی متوجه ساخته و حفظ و احترام ابنیه و آثار را به عامه بفهمانند.» نشانه های اتخاذ تدابیری برای ثبت آثار و حمایت قانونی از اماکن تاریخی و فرهنگی، نخستین بار در سال 1301 و در اساسنامه انجمن آثار ملی (مفاخر فرهنگی) دیده می شود. قانون عتیقات اما آبان 1309 و نظامنامه آن دو سال بعد تصویب شد. قانونی که هنوز هم میراث فرهنگی کشور به آن استناد می کند. ماده دوم این قانون دولت را موظف کرد فهرستی از آثار ملی که «فعلا معلوم و مشخص است و حیثیت تاریخی یا علمی یا صنعتی خاصی دارد» تهیه کند. نخستین سیاهه را هرتسفلد با 80 اثر تهیه کرد.

در چند دهه ابتدای قرن، ایران تبدیل به بهشت باستان شناسان جهان شد. هر منطقه شاهد حضور هیات های باستان شناسی از موزه ها و دانشگاه های بزرگ دنیا بود. دانشجویان ایرانی به باستان شناسی اقبال پیدا کردند و اواخر دهه سی نخستین گروه از دانشجویان باستان شناسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند.

تا سال ها گوش پژوهشگران دنیا نسبت به نام ایران حساس بود. هر بار کشفی جدید، شگفتی جدیدی خلق می کرد. درخواست های متعددی برای کسب مجوز کاوش از دانشگاه های مختلف، به ایران می رسید. «اریخ اشمیت» از دانشگاه پنسیلوانیا در تپه حصار دامغان مشغول حفاری بود. گروهی دیگر از موزه فیلادلفیا زیر نظر «ولسن» در استرآباد به کاوش می پرداختند. شاه با حضور یک هیات انگلیسی به ریاست «سر اورل اشتین» برای کاوش در شهرهای مختلف ایران موافقت کرده بود. «رونالد دومکنم» در شوش مشغول حفاری بود و در میان اسناد و نامه ها و مجوزهای آن سال ها نام آندره گدار هم به میان آمده است. گدار در اردیبهشت 1307 با تصویب مجلس، به عنوان «مدیرکل آثار باستانی، کتابخانه و موزه اشیای عتیقه» استخدام شد. سال ها بعد موزه ملی ایران زیر نظر او احداث و شروع به فعالیت کرد. موزه های دیگری همزمان با حفاری هایی که انجام می شد شکل گرفتند تا نتایج کاوش ها را به نمایش بگذارند، موزه هایی که امروز حال چندان خوشی ندارند.