آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۵۶۹۱
فرهنگ: کتاب
۱۲

با بسته 5 جلدی سیره معصومین (ع) به لبه پرتگاه امتحانات تاریخ بروید

راهنمای سفر به صدر اسلام

محمدصادق علیزاده

«خدا مرگ مرا برساند!» این را علی بن ابیطالب (ع) گفت. خطاب به مردم کوفه و توی همان مسجد کوچکی که حالا نام بزرگی دارد. به مردم ندا داده بود که آماده باشند و جمع شوند که بروند چپق معاویه را چاق کنند. کدام معاویه؟! همویی که در صفین تا یک قدمی خیمه اش رسیده بودند اما در نهایت بازی برده را باخت دادند و جنگ برده را به ورق پاره‎هایی روی نیزه باختند و شد آنچه که همه مان می دانیم. حالا دوباره ارتش کوفه می خواست به شام لشگر بکشد تا مگر پسر ابوسفیان را بنشاند سر جایش! خلیفه دوم او را به حکومت شام گمارده بود. خلیفه سوم هم ابقایش کرده بود. علی ولی می خواست او را برکنار کند. معاویه هم راه نمی داد. نه فقط راه نمی داد که چوب هم لای چرخ خلیفه وقت می گذاشت. گاه و بیگاه دسته های نظامی مسلح به بلاد تحت حکومت علی(ع) می فرستاد و می زدند و می کشتند و غارت می کردند و می رفتند. قضیه تا جایی بیخ پیدا کرد که تا نزدیکی کوفه هم آمده بودند. حالا علی می خواست تجمع پراکنده کوفیان را جمع کند تا مگر بعد از تجربه ناموفق صفین، شامیان را بنشاند سر جایشان. پاسخ کوفیان؟! من و من و حالا تابستان است و هوا گرم و زمان جمع کردن محصول و زمستان هم که هوا سرد است و امکان جنگیدن نیست. همین جور دست روی دست هم و دست علی (ع) هم توی پوست گردو. صبر آدمی هم حدی دارد ولو کسی مثل علی(ع). همین هم شد که علی(ع) برود بالای منبر و از بدعهدی و کرختی و سستی کوفیان شاکی شود و در نهایت هم این جمله را بر زبان براند. فهم و نگاه ما از تاریخ به خصوص زمان تاریخ پنج ساله حکومت علی(ع) همین بود. نه فقط حکومت علی(ع) که حیات فاطمه زهرا(س) و زندگی سیدالشهدا(ع) و حضرت سجاد و صادق علیهما السلام!این وسط اما ممکن است خیلی سوال ها پیش بیاید.

یکی بگوید مردم چه مرگ شان بود!

بگذارید ندار باشیم با هم! آقا مگر همین مردم مدینه و بعدها کوفه که علی(ع) را این چنین دق می دادند همان هایی نبودند که 30 سال قبل آن طور پای رکاب پیامبر(ص) ایستاده بودند؟ مگر همین ها نبودند که پیامبر(ص) با کمک آنها بینی مکیان مغرور و مشرک را به خاک مالید و فاتحانه وارد مکه شد جوری هم پدر همین معاویه که الان دارد روبه روی علی(ع) شلتاق می کند از ترس سپاه اسلام ایمان آورد؟ حالا در عرض سه دهه چه اتفاقی برای این مردم افتاده که علی(ع) و اقلیت همراهش را این طور در طوفان حوادث رها کرده اند به امان خدا و تنهایی چاه؟ چه اتفاقی افتاد که در سقیفه آن طور توصیه صریح پیغمبر(ص) را نادیده می گیرند؟ بعدها چه اتفاقی افتاد که با کاروان حسین بن علی(ع) آن کردند که با سپاه کافران می کنند؟ توی این سه دهه چه شد که به یکباره مردم پرتاب شدند به تمام آن مرداب های کثیفی که پیامبر(ص) به زحمت آنها را از آن بیرون کشیده بود؟

این عموی پیر ما تاریخ

این شکلی اگر به تاریخ نگاه کنیم قضیه خیلی متفاوت می شود. سوال های مهمی اند که احتمالا با خواندن صرف تاریخ نمی توان پاسخی برای آنها تراشید. اینجا چیزی فراتر از تاریخ باید به کار محقق بیاید. دانستن تاریخ حتما مهم است اما رفتن به جایگاه تحلیل تاریخ و خزیدن به سمت پژوهشگری اجتماعی و تاریخی است که شاید بتواند پاسخی برای این سوال ها بیابد. اینها را گفتم که این را بگویم. مرحوم سیدجعفر شهیدی در بسته پنج جلدی سیره معصومین(ع) با چنین نگاهی رفته سراغ پنج شخصیت تاریخی شیعه در قرن اول هجری. شهیدی فقط به روایت صرف تاریخ بسنده نکرده که سعی کرده از کنار هم قرار دادن پازل های تاریخی به نتایجی فراتر از تاریخ دست یابد؛ نتایجی که احتمالا می تواند ما را به پاسخ پرسش هایی از جنس پرسش های فوق نزدیک کند.

شهیدی در این بسته پنج جلدی، بستر زمانی و فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی جامعه آن زمان را تشریح کرده است. در ادامه هم چند شخصیت مهم شیعی و اسلامی را در دل این بستر تاریخی گذاشته و حالا شروع می کند به معرفی و تحلیل و بررسی آنها. در دل این بستر است که حال بهتر می توان اینها را شناخت؛ از علی بن ابیطالب(ع) و فاطمه زهرا(س) گرفته و حوادثی که پس از سقیفه بر آنها رفت تا حکومت علوی و صلح حسنی و قیام حسینی سیدالشهدا(ع) و در ادامه هم سیره علی بن حسین (ع) و خیزش علمی و فکری حضرت صادق(ع) و پیروانش. 

یک تور گردشگری به مقصد 1300 سال قبل

مولف در پی آن نبوده که صرفا کاراکترهای تاریخی اش را زیر میکروسکوپ تحلیل تاریخ بگذارد و صرفا یک روایت خشک قدیمی را با تسلسل حوادث برایمان مرور کند. نه! او خواسته در یک محیط آزمایشگاهی و لابراتوار علمی و تاریخی ، عین آن شرایط قرن اول را ولو به صورت گلخانه ای اقامه کند و سپس در دل آن شرایط به سراغ کاراکترهای مهم تاریخی اش برود. این گونه اگر شد، تاریخ دیگر یک موجود مرده و بی روح نیست که جریانی پویا است. راهنما  اگر داشته باشی، دست تو را می گیرد و به کوچه پس کوچه های آن می برد و مانند یک راهنمای گردشگری، تو را در جریان نبض وقایع می گذارد و اینجاست که آرام آرام گره ها باز می شود. شهیدی، راهنمای گردشگری این سفر 1300 ساله است.

مسلمان کشی در رکاب علی (ع)

شهیدی ما را به کوچه پس‎کوچه های جمل می برد و جنگی که پیمان شکنان بصره علیه حکومت وقت راه انداختند. نزاعی که هر دو طرف جنگ در آن مسلمان بودند! مسلمانان تا پیش از این در جنگ هایی شمشیر زده اند که سپاه مقابل شان یا از مشرکان شبه جزیره بوده اند یا غیرمسلمانان حکومت های پادشاهی ایران و روم. حالا اما با رسیدن حکومت به علی(ع) به مسلمان کشی افتاده اند. اینجاست که زانوی بعضی می لرزد. آن سمت، طلحه است و زبیر به اضافه همسر پیغمبر(ص). این سو هم علی است پسرعمو و وصی پیغمبر(ص) و خلیفه وقت! حق با کیست؟! سپاه علی از این برخورد نظامی پیروز بیرون می آید اما با چه کیفیتی؟! بعد از شکست جملیان، علی(ع) به حکم فقه مسلمانی، دست درازی به اموال کشته شدگان مسلمان را ممنوع کرد. عده ای شروع کردند به غرولند که زمانی که در رکاب پیغمبر(ص) و خلیفه اول و دوم می جنگیدیم این چنین نبود حالا چه شده که علی مسلمان تر از پیامبر(ص) شده! و حالا علی را تصور کنید که باید به این جماعت تشنه غنائم بفهماند که شمشیر زدن در رکاب پیغمبر(ص) و خلیفه اول و دوم، جهاد علیه مشرکان و غیرمسلمانان بوده اما اینجا مسلمان کشی رخ داده و سپاه مقابل هرچند بر طبل باطل باشند و کشته فتنه اما همچنان حرمت مسلمانی دارند. و اینجاست که دوباره بعضی زانوها می لرزد! جمل نخستین نزاع جدی حکومت علی است و این طور به هواپرستی سپاهیانش افسار می زند. غرغرها شروع می شود: «علی نمی گذارد دست به غنائم بزنیم خب پس اصولا چرا باید جهاد کنیم؟!» و این چنین است که دوباره زانوی بعضی ها می لرزد! تازه این در برابر فتنه و ابتلائات بعدی جامعه اسلامی در صفین و نهروان و کربلا هیچ است. شمشیرهای حکومت علوی در نهروان به روی کسانی شمشیر کشیدند که حافظ و قاری قرآن بودند. در صفین باید به جنگ قرآن های رفته روی نیزه ها می رفتند و فقره کربلا را هم که نیک می دانید. امتحان از پی امتحان! ابتلا از پی ابتلا! فتنه از پی فتنه! و زانوانی که در هر یک از این ابتلائات می لرزند و در قعر دره های قهقرا سقوط می کنند و دیگر نام و نشانی از آنها در تاریخ نیست. شهیدی در تور تاریخی خود شما را به متن این بستر تاریخی می کشاند. انگار که حالا شما هم یکی از کاراکترهای آن زمان هستید و باید انتخاب کنید که این سو در سپاه علی باشید یا آن سو در سپاه دیگر مسلمانان! امیدوارم زانوهایتان مثل زانوهای من نلرزد!

به اندازه یک پرس پیتزا مخلوط

این بسته پنج جلدی را دفتر نشر فرهنگ معارف اسلامی منتشر کرده. قیمت چندانی هم ندارد. به قیمت تورم افزایشی ساعت به ساعت این روزها فقط  کافی است 50 هزار تومان دست به جیب شوید و یک تور مجازی از 1300 سال قبل را به منزل ببرید. همین تور مجازی اگر می خواست به تناسب این روزها قیمت بخورد حدود 200 هزار تومان قیمت داشت.

الان بخواهید یک پرس پیتزا به بدن بزنید با سیب زمینی سرخ کرده باید حدود 60 هزار چوق خرج کنید.

یعنی این تور مجازی تاریخ به این قیمت نمی ارزد؟! البته حواس تان باشد اگر مثل من ترس از لرزش زانوهایتان دارید سراغش نروید. قرار گرفتن در لبه امتحانات تاریخی، ریسک و جرات زیادی می خواهد. بخوانید و با خودتان خلوت کنید و ببینید اگر این تور مجازی واقعی بود، در فتنه هایی مانند صفین و جمل و سقیفه و نهروان و کربلا، در کدام سمت ایستاده بودید؟! مراقب لرزش زانوهایتان باشید!