آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۳۷۵۲
هنر
۶
دریچه

ضرورت آگاهی مردم از حق خود بر خانه

سپیده مسعودی نژاد

بحران پاندمی کووید19 همه ما را به تاملی عمیق تر به فضاهای شهری و معماری واداشته است. از این میان، محیط خانه که در چاردیواری آن حبس شده ایم، بیش از هرجای دیگر شایسته بازاندیشی است. اکنون که انتظار می رود خانه های پرنقص ما دربرگیرنده وجوه مختلف زندگی خردسال و بزرگسال شود، به تجربه درمی یابیم که نه ما تحمل خانه هایمان را داریم و نه خانه هایمان تاب همراهی با ما و مناسبات زندگی مان را دارند. گویی به ستوه آمدن از این حبس خانگی مسائل خانه های امروز را ملموس تر کرده و گوش های جامعه را برای شنیدن درباره کیفیت محیط خانه شنواتر کرده است. از این رو مجالی فراهم است تا به خانه، به «مهم ترین مکان در زندگی مان»، نگاهی ژرف تر داشته باشیم.در مقابل نگاه کمی گرایانه و حداقلی دهه های اخیر به خانه، خانه  بیش از هر چیز ظرفی است برای «زندگی» در همه وجوه و ابعادش، برای همه افراد خانواده در هر سن و با هر سطح توانایی و متناسب با فعالیت ها و رفتارهای گوناگون خانواده. خانه یک «دنیای کامل» کوچک برای یک خانواده است که همه لایه های انسانی و رفتاری را به هم آمیخته و به قامت زندگی درمی آید. گذشته از شرایط کنونی که بسیاری از ما را وادار به خانه نشینی کرده، خانه قرارگاه دائمی قشر وسیعی از افراد جامعه است. کودکان، زنان و مادران خانه دار، افراد سال خورده، معلولان یا افرادی که دچار محدودیت حرکتی هستند، عرصه زندگی روزمره شان به محیط خانه محدود است. از این روست که سلامتی و نیک بود آنها به طور قابل توجهی از ویژگی های محیط خانه تاثیر می پذیرد. به علاوه، دورکاری پدیده ای است در حال گسترش که روزبه روز شمار بیشتری از افراد را به حضور حداکثری در خانه سوق می دهد. بنابراین خانه باید توانایی ارتقای کیفیت زندگی ساکنان را داشته و ضامن حفظ سلامتی جسمی، ذهنی، و روانی آنها باشد. چون هر کمبودی در محیط خانه می تواند اثرات منفی بر سلامتی و نیک بود ساکنان برجا بگذارد. آیا خانه های امروز با نیازهای کودکی که در آن چشم به جهان می گشاید و خانه، همه دنیا و عرصه رشد اوست، کسی که خسته از جنجال بیرون به آن پناه می آورد، فردی که عمده زمان مفید خود را در آن سپری می کند، فرد سال خورده یا معلولی که محیط خانه تنها عرصه روزمره زندگی اوست و رویدادها و مناسبات پیچیده یک خانواده سازگار است؟ دیگر نمی توان فقر کیفی خانه های امروز را نادیده گرفت. بازاندیشی مفهوم خانه و آگاهی از ویژگی ها و کیفیات خانه که می تواند به ارتقای سلامتی، نیک بود جسمی-روانی و رشد ساکنان کمک کند و در مجموع یک خانه سالم را شکل دهد، ضروری است. باید همه ما- از معمار و شهرساز، قانون گذار و مجری قانون، سرمایه گذار و سازنده، تا مردم غیرمتخصص به عنوان ساکنان این خانه ها- به خانه به مثابه «ظرفی برای زندگی» نگاه کنیم؛ نه فرصتی برای بروز خیال پردازی های ژورنالیستی، یا متاعی برای سرمایه گذاری، یا مجالی برای مدگرایی و خودنمایی، یا سرپناهی حداقل برای رفع نیازهای اولیه. باید باور داشته باشیم که نگاه حداقلی به خانه یا کاستن از کیفیات خانه تبعات عمیقی بر سلامتی و احوال روحی-روانی ساکنان دارد و در نتیجه سلامتی کل جامعه را تهدید می کند. ازاین رو، در این بازاندیشی همه باید مشارکت کنیم؛ سزاست که معمار و شهرساز درک عمیق تری از خانه سالم و مطلوب پیدا کنند و به راه حل هایی صحیح و بوم گرایانه برای نیل به آن بیندیشند، سرمایه گذار و سازنده به خانه و محیط سکونت تغییر نگرش دهند، و قانون گذار و مجری قانون بر راه پراشتباه پیشین اصرار نکرده و تغییرات اساسی در ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی و نحوه اجرای آن اعمال کنند. اما قشری که می توانند نقش بسزایی در این مسیر ایفا کنند، خود مردم اند؛ مردمی که ساکنان این خانه ها و تحت تاثیر مستقیم آنها هستند و می توانند در تعیین کیفیت آنچه به آنها عرضه می شود، نقش فعالی بر عهده بگیرند. تاکنون، صحبت از نگاه درست به خانه و بررسی پیامدهای زیستن در خانه های امروزی بر احوال ساکنان غالبا در میان متخصصان و دست اندرکاران خانه سازی و در کلاس های درس معماری و شهرسازی مطرح بوده است و نه در میان مردم. بنابراین مردم که در بی خبری نسبت به حقوق خود و اثرات مخرب خانه هایشان به سر می برند یا موضعی منفعل داشته اند یا عده قلیلی از ایشان با دل سپردن به سلیقه سازی های نادرست غالب در بازار مسکن، به نابهنجاری ها و مسائل خانه های امروز دامن زده اند. متخصصانی که در عمل به این سخنان پایبند باشند، اندک اند و آن عده کثیری که برای این بازار کیسه دوخته اند، هرگز سود کلان را قربانی کیفیت زندگی مردم و ارتقای سلامتی ایشان نمی کنند. پس در این مسیر افق روشنی وجود ندارد؛ مگر آنکه مردم آگاهانه نقشی فعال ایفا کنند.  ضروری است که مردم کیفیت های فراموش شده در محیط خانه را به یاد آورند و نپندارند که کیفیت های خانه فقط در نوستالژی جای دارد که امروز خواسته ای لوکس است و دیگر محقق پذیر نیست. مردم باید از حقوقی که بر خانه و محله دارند، آگاه تر شوند تا از انتظارات خود برای خانه باکیفیت کوتاه نیایند، ذوق و فطرت خود را به مدهای زودگذر نسپارند و به حداقل هایی که بازار سوداگر امروز به آنها تحمیل می کند، رضایت ندهند.