آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۳۷۵۲
هنر
۷

نگاهی به موسیقی 2

حمید فرید

موسیقی ایرانی مانند طبیعتش، در محیطی خاص به وجود آمده و نشو و نما یافته و شاید از این رو است که به مزاج اجتماع امروز که در گیر و دار روزمرگی و دنبال طلب بدون سعی است، درست به نظر نمی رسد. مردم، نغمه و آهنگی را طالب هستند که به آن دل ببندند و سرگرم شوند؛ ولی چیزی را که می خواهند، نمی جویند. از این رو است که راه به ناکجا آباد کشیده می شود. در ادامه «نگاهی به موسیقی»، چه نیکوست که پیش از ورود به مباحث ساختاری موسیقی، گوشه چشمی به موسیقی باستان و تاثیر آن بر مفاهیم و موسیقی حال داشته باشیم. من یقین دارم موسیقی به قدمت خود انسان است و در هر دوره و قرنی، به شکلی یکسان (همانی که کنون هست و بود) با بشر زیسته است؛ ولی نکته ای که مورخان به آن اشاره کرده اند، به این شرح بوده است؛ در دوران مادها و پس از آن، مورخان یونانی از به کار بردن انواع دهل و شیپور در حملات جنگی ایرانیان یاد می کنند. در دوران هخامنشی، به ویژه دوره کوروش و داریوش اول، از موسیقی نظامی بیشتر استفاده می شده که برای به هیجان آوردن سربازان و بالابردن روحیه شجاعت در آنان و همچنین در مراسم شکار یا جشن های گوناگون و بخشش مناصب یا پذیرفتن سفیران و به ویژه در جشن های مردم مانند مراسم عروسی و... یا ورزش های جمعی مانند چوگان بازی، رامشگران انجام وظیفه می کرده اند. سازهای دوره هخامنشی عبارت بودند از: عود، چنگ ساز، سرنا، دهل، نوعی ارغنون، چغانه و در موسیقی نظامی، شیپور، دونای، دهل و نوعی طبل بوده است. در دوره ساسانیان، موسیقی بیش از پیش مورد توجه دربار و طبقات ممتاز قرار گرفت؛ به طوری که در دوره اردشیر بابکان که مردم به طبقات گوناگون تقسیم شدند، رامشگران را در طبقه خاصی در کنار ساتراپ ها (در دوران هخامنشیان به فرماندار یا استاندار یکی از بخش های شاهنشاهی گفته می شد) قرار دادند. هنرمندانی مانند باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین و سرکش (سرکیس) در قلمرو موسیقی، شهرت فراوانی کسب کردند. مطربان و رامشگران پشت پرده می نشستند و به اشاره «خرم باش» که مقام پرده برداری داشت، هنرنمایی می کردند. بنا بر گزارش های تاریخی، بهرام گور و خسرو پرویز بیشتر از دیگر سلاطین ساسانی به رامشگران و موسیقی دانان توجه داشتند. روایات موجود اختراع دستگاه های موسیقی ایران را به باربد نسبت می دهند. اگر چه این مقامات پیش از باربد هم وجود داشته، جای تردید نیست که این آهنگ ساز بزرگ، تاثیر بسزایی در موسیقی عرب و ایران و پس از اسلام داشته است و می توان گفت که در ممالک شرق هنوز آثاری از الحان باربد (معروف به 30 لحن باربد) باقی است؛ زیرا شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظه کار هستند. ثعالبی می گوید: «باربد در ملاقات اول، «دستان یزدان آفرید» را برای خسرو خواند؛ بعد «دستان پرتو فرخار» را به سمع او رسانید» که همان شادمانی را می بخشید که توانگری از پس درویشی می بخشد؛ پس از آن «دستان سبز اندر سبز» را خواند و نواخت؛ چنان که شنوندگان از آهنگ «زار زار ابریشم رود» و از زیر و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند. به گفته فردوسی، سردستانی که باربد در این محل خواند و نواخت، «داد آفرید» و «پیکارگرد» و «سبز در سبز» بود. باربد برای هر روز از هفته نوایی ساخته بود و برای هر روز از 30 روز ماه لحنی پدید آورده بود که به نام «30 لحن باربد» مشهور است. علاوه بر این برای 360 روز اوستایی (به جز پنجه سال) 360 لحن ساخته بود که قسمتی از نغمات لحن ها و آوازهای آن دوران در کتب موسیقی و آثار ادبی بعد از اسلام به چشم می خورد؛ از قبیل نوروزی، مهرگان، ماخور (ماهور)، اپرین یا آفرین شبدیز، خسروانی، مشکدانه، سبزه در سبزه، شادروان، تخت اردشیر، هفت گنج، گنج کاو، گنج بادآورد، آیین جمشید، کین سیاوش و کین ایرج و... . در اصطلاح موسیقی آن زمان، «راست» نام یکی از آوازها بوده و امروز هم یکی از 12 موسیقی ایران و عرب به همین نام مرسوم است. آلات موسیقی دوره ساسانی، چنگ، رباب، نای، بربط، تنبور، کمانچه، مزدا، غژک یا غجگ بوده است. بربط (باربد، بربد) و چنگ از آلت های مخترعه ایرانیان قدیم است. مسعودی می گوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی به کار می برند که هفت تار داشت و آن را زنگ (زنج) می خواندند؛ اما مردم ری، طبرستان و دیلم، «تنبور» را دوست تر داشتند و این آلت نزد همه فرس، مقدم بر دیگر آلات بوده است. «شکارگاه خسرو» در «طاق بستان» ظاهرا حاکی از این است که «چنگ» آلت درجه اول موسیقی ساسانی بوده و روی بعضی از ظروف نقره تصویر نای زنانی به نظر می رسد. نام بسیاری از آلات موسیقی در رساله پهلوی «خسرو و غلامش» نوشته شده است؛ از جمله عود هندی موسوم به «ون» و عود متداول موسوم به دار و بربط (بربوذ) و چنگ، تمبور و سنتور موسوم به «کناره» و نای قره نی موسوم به «مار» و طبل کوچکی به نام «دمبلگ». در ادامه این سلسله نوشتار به مفهوم «مقام» و «موسیقی مقامی» خواهیم پرداخت (بخشی از منابع آورده شده برداشتی از کتاب «چشم انداز موسیقی ایران» نوشته دکتر ساسان سپنتا است).