آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۷۸
صفحه آخر
۱۶
نگاه آخر

امثال محمد حقوقی را کم داریم

علی دهباشی

در دهه 30 و 40 معلمان یا دبیرانی ادبیات فارسی را در دبیرستان ها تدریس می کردند که بسیار تاثیرگذار بودند و فراتر از آنچه وظیفه یک معلم است، عمل می کردند. محمد حقوقی از زمره این نسل از آموزگاران بود. 

در ابتدای دهه 40 بعد از تشکیل حلقه ادبی اصفهان توسط ادبای آن زمان یعنی محمد حقوقی، محمد کلباسی، رستمیان، جلیل دوستخواه، احمد میرعلایی، هوشنگ گلشیری و ابوالحسن نجفی و تاسیس جنگ اصفهان که به نوعی ارگان ادبی این حلقه فرهنگی بود  شاهد شکل گیری یک جریان ناب ادبی بودیم که در آن سال های سیاست زده ادبیات حرف دیگری داشت؛ چه در عرصه ترجمه، چه در عرصه تالیف و چه در عرصه شعر و نثر.

 نویسندگان جنگ اصفهان فارغ از روحیه غالب در جامعه (هنر متعهد) به نفس هنر، ادبیات و ساختارهایش فکر می کردند و می اندیشیدند. همچنین آنها نویسندگانی همچون سارتر ، دوبورار، ناتالی ساروت و بسیاری دیگر را معرفی کردند. اندکی بعد نسل جوان تری وارد حلقه جنگ اصفهان شدند که از نمونه این نسل جدید می توان به جعفر مدرس صادقی اشاره کرد. 

محمد حقوقی با ورود به حوزه نقد شعر برای اولین بار شیوه خاصی را برای بررسی و تحلیل شعر به کار برد که خاص دریافت های او بود. این شیوه در آغاز مورد پسند بسیاری واقع نشد هر چند که دوستداران خاص خود را نیز داشت. در سال های بعد حقوقی یکی از نخستین آنتولوژی های شعر معاصر را با عنوان «شعر نو از آغاز تا امروز» توسط سازمان کتاب های جیبی منتشر کرد که تاکنون به بیش از 20 چاپ رسیده است. این کتاب هر سال ویرایش جدیدی یافت و در آخرین نسخه به دو جلد رسید. روش کار محمد حقوقی در این کتاب دهه بندی شعر بود. او کتابش را از نیما آغاز کرد تا به روزگار ما رسید. همچنین او در این دهه بندی ها، معیارهای خاص خود را اعمال کرد که بر اساس آن بسیاری از شعرهای مشهور سیاسی و شاعران سیاسی آن زمان در آنتولوژی او جای نگرفتند. همین موضوع سبب شد، نقدهای تند و تیزی بر محمد حقوقی وارد شود با این حال او سلیقه ادبی خاصی را نمایندگی می کرد که دوستداران خود را داشت و تا پایان هم به این رای پای فشرد. 

علاوه بر آن محمد حقوقی به شکل عمیق و جدی به مطالعه ادبیات کلاسیک پرداخت و چندین مجلد در این زمینه منتشر کرد. زمینه دیگر کار او شاعری او بود، گر چه به نسبت کتاب های شعر محدود آن هم با فواصل طولانی در انتشار آنها را دارد. او در شعرهایش هم روش و شیوه خاص خود را داشت که نقد آن بر عهده منتقدان این حوزه است. از جمله کتاب های شعر او می توان به گریزهای ناگریز (1357)، خروس هزار یال (1368)، شب، مانا، شب (1370)، دالان های بلند عصر (شعرهای برنی) (1373)، گنجشک ها و گیلاس ها (1381) اشاره کرد. 

این روزها جای او در میان ما خالی است، در ایران امثال محمد حقوقی را کم داریم. او ادیبی بود که حتی در سال های پایانی عمر با وجود خانه نشینی دست از فعالیت های ادبی خود برنداشت زیرا فعالیت در حوزه ادبیات جزیی جدانشدنی از او بود.