آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۵۶۹۲
رسانه: رادیو و تلویزیون
۶

گفت و گو با علی صبوری، بازیگر سریال آخر خط

خوشحالم کنترل می شوم

گفتگو: فاطمه عودباشی
نظرات مردمی درباره علی صبوری متفاوت است. برخی موافق با او هستند و همراه با کارهای او می خندند، اما عده ای دیگر معتقدند در بازی بیشتر ادای رضا عطاران و جنس بازی اش را در می آورد. اما خودش اعتقاد دارد چنین نیست و او ادای کسی را در بازیگری در نمی آورد و می خواهد سبک و سیاق خودش را داشته باشد. صبوری با بازی در سریال تلویزیونی آخر خط به کارگردانی علیرضا مسعودی، نخستین تجربه اش را با ایفای نقش سیامک در عرصه بازیگری کسب کرد که این شب ها از شبکه سه سیما پخش می شود. به همین دلیل با او درباره بازی در این سریال، فعالیتش در دنیای اینستاگرام، تعهد ده ساله اش به تلویزیون، رویاهایش در آینده و... به گفت و گو نشسته ایم.
شما استندآپ کمدی هستید و با بازی در سریال تلویزیونی آخر خط، نخستین تجربه تان را در حوزه بازیگری طنز به دست آورده اید. آیا در حوزه بازی از بازیگر چهره ای الهام گرفته اید؟

نه، از کسی در حوزه بازی الگو نگرفته ام و مدل خودم را بازی کرده ام. هیچ وقت علاقه نداشتم ادای کسی را دربیاورم. به همین دلیل شما در سریال آخر خط فقط علی صبوری را می بینید که مشغول بازی است.

ولی برخی بر این اعتقادند که شما در بازیگری ادای رضا عطاران را در می آورید و حتی جنس بازی تان را به بازی او نزدیک می کنید؟

نه، به هیچ وجه چنین چیزی امکان ندارد. اتفاقا سر پروژه ای از نزدیک رضا عطاران را دیده ام و اصلا بازی ام شبیه بازی این هنرمند نیست و سبک و سیاق خودم است.

یعنی با رضا عطاران همکاری داشتید؟

نه، سر فیلم سینمایی زیر نظر همراه با علی مسعودی یک روز سر پروژه رفتیم و او را دیدیم، اما با هم همکاری نداشتیم. ضمن این که من برای چه باید از آقای عطاران در بازی الگو بگیرم، چون عطاران خودش بهترین است و من برای چه باید کپی بهترین باشم!

در سریال آخر خط به نظر می رسد شما در برخی صحنه ها همراه با عباس جمشیدی فر و امیر نوری بداهه گویی دارید. کارگردان دست تان را برای بداهه گویی باز گذاشته بود؟

خوشبختانه آقای مسعودی در بازی تعامل بسیار خوبی با بازیگر دارند و در هر صحنه ای که لازم به بداهه گویی بود از قبل با آقای مسعودی مشورت می کردیم و بعد از تایید بداهه داشتیم. بداهه گویی کمک زیادی به با نمک شدن فضای سریال آخر خط کرده و همه شوخی ها را چک می کردیم. البته منظورم این نیست که طبق متن پیش نمی رفتیم، بلکه در بخشی از صحنه ها که بداهه ضرورت داشت، انجام می دادیم و با همفکری انجام می شد. به همین دلیل بین من و عباس جمشیدی فر بده و بستان های خوبی صورت می گرفت که خوشبختانه مورد توجه مردم هم قرار گرفته و بانمک شده است.

این بداهه به ویژه در یکی از صحنه های سریال که سیامک و فرامرز (شما و عباس جمشیدی فر) مقابل مازیار (امیر نوری) قرار می گیرند و می خواهند شاخ اینستاگرام شوند، بیشتر دیده می شود.

من دقیق یادم نمی آید در چه صحنه هایی ما بداهه داشتیم. همان طور که تاکید کردم طبق متن جلو رفتیم و شوخی ها را کم یا زیاد می کردیم بنا به فراخور صحنه.

شما در اینستاگرام شناخته شده هستید. به نظرتان شخصیت سیامک سریال آخر خطر تا چه میزان به شخصیت واقعی علی صبوری در زندگی اش نزدیک است و فکر نمی کنید شخصیت واقعی تان هم روی نقش تان تاثیر گذاشته است؟

سیامک خود واقعی علی صبوری است. من هم در زندگی شخصی ام بسیار خونسرد هستم و رفتارهایم خیلی شبیه سیامک است و دور از او نیستم.

یعنی خونسردی تان به حدی است که حرص بقیه را در می آورید. چون سیامک خیلی حرص خاله اش (شهین تسلیمی) را درمی آورد؟

(با خنده) راستش نمی دانم حرص کسی را در می آورم. اما کلا خونسرد هستم. ضمن این که باید به موضوع اشاره کنم که مخاطبان تلویزیون با مخاطبانی که در اینستاگرام داشته ام تفاوت زیادی دارند.

از چه لحاظ تفاوت دارند؟

مخاطبان فضای مجازی تندهستند. زیرا وقتی هنرمندی پستی در اینستاگرام می گذارد با نظرات مختلفی رو به رو می شود، حتی برخی تاکید می کنند حق فلان بازیگر نبوده که بالا بیاید. در حالی که در عالم واقعیت همان بازیگر افتخار بازیگری سینما و تلویزیون ماست. به نظرم مخاطبان فضای مجازی خیلی واقعی نبوده و جعلی هستند.

یعنی به نظرتان مخاطبان اینستاگرام واقعی نیستند؟

نه، منظورم این نیست. مخاطبان اینستاگرام هم مردم هستند، اما محدود به همان فضا می شود. اما وقتی شما به واسطه برنامه خندوانه یا بازی در یک سریال تلویزیونی محبوب می شوید، مردم کوچه و خیابان نسبت به شما بازخورد دارند و همه اقشار بیننده تلویزیون هستند و محبوبیت و شهرت تان تمام جامعه را در بر می گیرد، اما مخاطبان اینستاگرام بیشتر از جوانان هستند. به همین دلیل جنس مخاطبان رسانه ای همچون تلویزیون با شبکه های اجتماعی تفاوت دارد.

حال شما که اولین تجربه بازی را با سریال آخر خط کسب کردید. بیشتر مخاطبان تلویزیون را دوست دارید یا شبکه های اجتماعی را؟

به نظرم هیچ رسانه ای قوی تر از رسانه تلویزیون نیست و قدرت این رسانه، کل جامعه را در بر می گیرد. به عنوان مثال وقتی خندوانه پخش می شد، کل جامعه حتی مردمی که در روستاهای دور افتاده زندگی می کنند هم این برنامه را دوست دارند. پس طبیعی است مخاطبان تلویزیون برای من هم به عنوان کمدین مهم است و دوست دارم مردم من را به عنوان بازیگر کمدی بشناسند و در حد توانم سعی کنم آنها را بخندانم.

علاقه مند هستید در کنار نقش های کمدی، تجربه نقش های جدی هم داشته باشید؟

فقط دوست دارم نقش کمدی بازی کنم و اصلا به نقش جدی علاقه ای ندارم. حتی اگر به من صد میلیارد هم بدهند، نمی خواهم نقش جدی بازی کنم.

ولی دنیای بازیگری غیر قابل پیش بینی است. ممکن است نقش خوب جدی از سوی یک کارگردان بسیار کار بلد ایران به شما پیشنهاد شود. باز هم نمی پذیرید؟

نه، نقش جدی من را وسوسه نمی کند. فعلا در ذهنم به کمدی فکر می کنم و این که می خواهم یکی از شاخص های این حوزه باشم. همچنین علاقه مند به کارگردانی سریال های طنز هم هستم و می خواهم گروه جوانی جمع کنم و با هم کارهای شاخص در حوزه کمدی تلویزیون انجام بدهیم. البته با حضور نسل جوان.

فکر می کنید چند سال دیگر این پروژه محقق شود؟

حدود یک یا دو سال دیگر وارد عرصه کارگردانی می شوم، البته با تیم خودم.

یعنی می خواهید برند خودتان را در کمدی تلویزیون داشته باشید؟!

منظورم برند نیست، بلکه می خواهم جنس کمدی خودم را برای تلویزیون بسازم. در عرصه طنز ما مهران مدیری و رضا عطاران شاخص را داریم که بعدها محسن تنابنده هم اضافه شد. من نمی خواهم شبیه کارهای طنز آنها بسازم، بلکه می خواهم چهارمین نفر شاخص این عرصه شوم و سبک جدیدی را به طنز تلویزیون اضافه کنم.

فکر نمی کنید این رویای بزرگی است؟

نه، من گام به گام در مسیر زندگی ام جلو آمده ام و می خواهم جنس کمدی خودم را داشته باشم.

برای ادامه کار در حوزه بازیگری و ورود به کارگردانی آیا به دانش تان در این حوزه اضافه کردید و در این رشته دوره های حرفه ای را گذرانده اید؟

خیلی ها فکر می کنند من به واسطه خندوانه استندآپ کمدین شدم. در حالی که من قبل از این که فعالیتم را در اینستاگرام شروع کنم، تئاتر کار می کردم و فیلم کوتاه می ساختم.

از چند سالگی تئاتر را شروع کردید؟

از 16 سالگی. البته در دانشکده علوم پزشکی رشته بیهوشی می خواندم و به خاطر تمرین تئاتر خراسان اخراج شدم.

چرا اخراج شدید؟

به خاطر این که من روزهایی که باید بیمارستان می رفتم، نمی رفتم و با استادان صحبت کرده بودم و به من نمره می دادند، اما بعد مدیر گروه متوجه این مساله شد و بعد از گرفتن مچم من را اخراج کردند. بنابراین من قبل از این که وارد اینستاگرام شوم یا برنامه خندوانه، در این زمینه کار می کردم. همچنین در یکی از جشنواره های فیلم با این که کارشناسان ارشد ادبیات نمایشی شرکت کرده بودند، جایزه اول فیلمنامه نویسی را کسب کردم. بنابراین بر خلاف افکار عمومی من در این حوزه کار کرده ام. ضمن این که هنر ذاتی است. خیلی از بازیگران رشته های  مختلفی خوانده اند. مثلا شهاب حسینی روان شناسی خوانده، رضا عطاران رشته طراحی صنعتی خوانده، اما به سمت هنر آمدند. من هم مثل بقیه شرایط حضور برایم فراهم شد و وارد این عرصه شده ام. اگر هم بخواهم سریالی را کارگردانی کنم، با تسلط کامل کارم را انجام می دهم، حتی نیاز به کارگردان تلویزیونی هم ندارم.

ولی فکر نمی کنید اعتماد به نفس تان خیلی بالاست؟

نه، وقتی فردی به کارش تسلط داشته باشد، مشکلی نیست و من با اطمینان خاطر صحبت می کنم.

شما در سریال آخر خط به هجویات شبکه های اجتماعی اشاره می کنید. با توجه به این که شما از این طریق هم کسب درآمد می کنید. نظرتان در این باره چیست؟

من هم به این مساله اعتقاد دارم که در کنار فواید، در اینستاگرام درگیر ابتذال هم هستیم و همه موارد در شبکه های اجتماعی را قبول ندارم. برایتان مثالی می زنم. وقتی در دوران قرنطینه یک نوجوان 12 تا 14ساله وارد اینستاگرام می شود، ناخودآگاه وارد لایوهای ابتذال هم خواهد شد. همین لایوها، تاثیرات منفی روی نوجوانان می گذارد و عواقب منفی به دنبال خواهد داشت. ضمن این که والدین نمی توانند روی اینستاگرام کنترل داشته باشند و بچه ها ناخودآگاه با دسترسی به این فضا ممکن است الگوهای نادرست دریافت کنند.

برخی شوخی های تکراری شبکه های اجتماعی در سریال آخر خط هم شنیده می شود. مثلا در صحنه بازداشتگاه به محض ورود هر نفر، یکی با صدای بلند فریاد می زند که گنده لات... وارد می شود. به نظرتان چنین شوخی های تکراری ضرورت داشت؟

من نویسنده و کارگردان سریال نیستم و فقط بازیگرم. بنابراین فقط از بازی خودم می توانم دفاع کنم، ولی به این موضوع اعتقاد دارم که تکیه کلام ها از تکرار نشات می گیرد و ملکه ذهن مردم هم می شود. در این سریال عباس جمشیدی فر کلمه ناناز را می گوید و من هم مرتب این جمله را تکرار می کنم که آشنای جناب سرهنگ خسروی هستم. تکرار این تکیه کلام ها باعث شده تا در زبان مردم بیفتد و این کلمات را در کوچه و خیابان تکرار می کنند.

یعنی ضرورتی دارد در جامعه چنین تکیه کلام هایی تکرار شود؟

به هر حال تعدادی تکیه کلام ها با نمک هستند و به نظرم ایرادی ندارد که نقل محافل شود، چون فضای صحبت آن جمع را صمیمی تر می کند.

شما تعهد قرارداد 10 ساله با صدا و سیما دارید. به خاطر این قرارداد چه امتیازی کسب کرده اید؟

امتیازم این است که قرارداد درست است.

یعنی چه قرارداد درست است؟

یعنی به واسطه این قرارداد کنترل می شوم.

یعنی با این مدل نظارت مشکلی ندارید؟

نه، دوست دارم. وقتی فردی ساختارشکنی می کند با مخالفانی هم رو به رو است و برای من که در فضای مجازی فعالیت داشته ام، خوب است کنترل شوم و در مسیر درست قدم بر دارم. از مدیران رسانه به خاطر اعتمادی که به من داشتند و برایم فضای تازه ای را باز کرده اند، تشکر می کنم. بنابراین چرا ناراحت باشم از این که در مسیر درست قدم برمی دارم. اگر من درست رفتار کنم، جوانگرایی بیشتر پیگیری می شود و به دیگر جوانان اعتماد می شود. ضمن این که من کمدین هستم و فرد سیاسی نیستم. فقط دوست دارم به واسطه کمدی هایم مردم را بخندانم. اتفاقا خوب است که از بیرون کنترل می شوم و کارهایم در چارچوب باشد و بدون مجوز کاری را انجام ندهم.

برخی بازیگران بعد از چهره شدن وارد مباحث سیاسی می شوند. شما چطور؟

من حرف سیاسی نخواهم زد و وارد چنین مباحثی هم نخواهم شد.

یعنی وارد کمپ انتخاباتی هیچ نماینده در انتخابات 1400 نمی شوید؟ چون خیلی از هنرمندان وارد چنین کمپ هایی می شوند؟

نه، اصلا نمی روم. من سواد سیاسی و قدرت تشخیص سیاسی هم ندارم. بنابراین به این مباحث ورود نخواهم کرد.

شما در سریال آخر خط در یکی از صحنه ها لباس زنانه پوشیدید و حرکات موزون انجام دادید یا در صحنه ماساژ، این حرکات به شکل دیگر تکرار شد که در شبکه های اجتماعی بازخورد متفاوتی داشت. خودتان تحلیل تان چیست؟

قرار دادن چنین صحنه ای، نقد به چنین موضوعاتی در شبکه های اجتماعی است. ضمن این که این صحنه ها بامزه بود و در جریان هستم که مردم استقبال خوبی از سریال آخر خط کردند و دوست دارند.

بر چه مبنایی می گویید استقبال مردم از این سریال زیاد بوده است؟

وقتی در کوچه و خیابان مردم را می بینم مورد محبت و لطف آنها قرار می گیرم. همچنین بازخوردهای مثبت هم در فضای مجازی داشتم و بالای 95 درصد نظرات مثبت و کمتر از 5 درصد نظرات منفی است.

یعنی آن 5 درصد به شما انتقاد کرده یا حرف های زشت نثارتان کردند؟

(با خنده) به نظرم کسانی که چنین فرصتی نصیب شان نشده است، انتقاد داشتند. به عنوان مثال، مدیر تولیدی که 20 سال در این حرفه است وقتی می آید به من می گوید حق تو نیست، یعنی چه؟! مسلما چون خودش در این فضا به جایی نرسیده این گونه نقد می کند.

 
درنگ
آدم های میلیونی

شنیده می شود که شما ماهانه از اینستاگرام درآمد 500 میلیونی دارید. با توجه به این درآمد چه ضرورتی داشته که در تلویزیون کار کنید و تعهد به قرارداد ده ساله داشته باشید؟ بله. من چنین درآمدی دارم. ولی این طور نیست که کل این درآمد در جیبم برود. به عنوان مثال من کلیپی می سازم که بابت آن 150 میلیون دریافت می کنم، اما چون برای ساخت از عوامل سینمایی استفاده می کنم، 248 میلیون هزینه می کنم. من به خاطر پول کار نمی کنم، بلکه به خاطر علاقه ام فعالیت دارم. بگذارید برایتان مثال دیگری بزنم. وقتی شما پای حرف معلمان می نشینید آنها از درآمد کم گلایه می کنند، اما من 200 معلم را می شناسم که ماهانه 800 میلیون درآمد دارند. به هر حال در هر شغلی افرادی شاخص هستند و درآمدهای بالا دارند. در اینستاگرام هم این طور نیست که همه این درآمد را داشته باشند. تعداد شاخصان کم است. شما فکر می کنید پر در آمدترین فرد در یوتیوب چه کسی است؟ آیا می دانید یک بچه شش ساله با معرفی اسباب بازی، ماهانه شش میلیون دلار درآمد دارد؟ در مجموع من به کارم علاقه مند هستم و با عشق کار می کنم.

 
مکث
دور بودن تلویزیون از حاشیه

بعد از سریال آخر خط آیا باز هم مثل قبل در فضای اینستاگرام فعالیت می کنید؟ مسلما نه. چون مسیر تازه ای را شروع کرده ام. نمی خواهم به عقب برگردم. ایده آل گرا هستم، چون می خواهم شاخص شوم. بنابراین اعتقاد ندارم در طول یک سال چند سریال بازی کنم. معتقدم از بین پیشنهادها می توان بهترین را انتخاب و بازی کرد. از سوی دیگر چون اول راه هستم، خیلی ترسویم. خیلی با احتیاط قدم هایم را برمی دارم. عوامل در ساخت یک سریال خیلی مهم هستند و ما بهترین عوامل را در سریال آخر خط داشتیم. حتی اگر پیشنهاد سینمایی هم به من شود، ریسک پذیری ندارم، چون می ترسم و می خواهم در این مسیر درست پیش بروم. پژمان جمشیدی با تلویزیون شروع کرد و با انتخاب های درست، در حال حاضر در سینما می درخشد. از سوی دیگر بی حاشیه بودن او کمک زیادی به شرایطش کرد. متاسفانه اینستاگرام منجر به شکل گیری حاشیه می شود، اما در تلویزیون آنچه اهمیت دارد، بی حاشیه بودن است. افرادی در تلویزیون موفق هستند که بدون حاشیه هستند. در مجموع اگر هم بخواهم در اینستاگرام فعالیتی داشته باشم، حتما با مجوز صدا و سیما انجام می دهم. ممنونم از رامبد جوان که من را جدی گرفت. از مدیران قدردانی می کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. همچنین از علی مسعودی به خاطر اعتمادی که به من کرد و نقش سیامک را به من سپرد، قدردانی می کنم. من موفقیت الانم را لطف خدا و مدیون امام رضا (ع) می دانم. واقعا، معجزه را در زندگی ام دیدم. از خوانندگان روزنامه جام جم هم درخواست دارم که هیچ وقت ناامید و دلسرد نشوند و همیشه توکل شان به خدا باشد. گاهی موفقیت در جوانی رخ می دهد و گاهی در 40 سالگی. به هر حال قدر لحظات مان را بدانیم.