آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۹۹
پاورقی
۶
نقش شبه روشنفکران در تاریخ معاصر ایران (30)

نقش شبه روشنفکران در تاریخ معاصر ایران

دولت اصلاحات، عصر شورش انقلابی های پشیمان علیه خدا!

اصلاح طلبان افراطی و سکولار در دهه اول انقلاب (دهه شصت)، دارای تفکرات چپ گرایانه تند و افراطی بودند، لیکن در پایان این دهه و به ویژه بعد از رحلت امام خمینی و مواجه شدن با انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای به منصب ولایت فقیه و رهبری نظام، به خانه تکانی در اندیشه ها و افکار خود روی آوردند و تجدیدنظر طلب و ساختار شکن شدند!

سید محمد خاتمی با اینکه عضو «مجمع روحانیون مبارز» بود و این مجمع در مرامنامه خود، انشقاق از جامعه روحانیت مبارز را دفاع سرسخت تر از اسلام و اصول انقلاب بیان کرده بود، عملا در صف اصلاح طلبان سکولار قرار گرفت و زمینه را در مناصبی که برعهده داشت برای فعالیت آنان آماده ساخت.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب مشارکت ایران اسلامی و نیز حزب اعتماد ملی و کارگزاران سازندگی به همراه مجمع روحانیون مبارز، هم در دولت و هم در مجلس، تمام قد به تعریف ناهمگون از دین برآمدند و خط امام و اصول امام را غیرواقعی تعریف کردند.

یکی از تئوری های ویرانگر که از غرب سکولار و اندیشمندان بی دین غرب نشئت می گرفت و در داخل کشور توسط همین متفکرین واداده و پشیمان از گذشته و پشت به اسلام و ملت کرده، ترویج گشت؛ نظریه قبض و بسط شریعت است که دین را به صورت یک نهاد بشری و فاقد قداست و اعتبار الهی نشان می داد.

پس از انتصاب مهدی نصیری در سال 1367به سردبیری و مدیر مسئولی کیهان، ماشاءالله شمس الواعظین، محسن آرمین، هادی خانیکی و همفکران آنها دسته جمعی استعفا دادند تا به لطف و توصیه خاتمی، همگی به کیهان فرهنگی کوچ کنند! از همین سال، کیهان فرهنگی اقدام به چاپ مقالات «قبض و بسط تئوریک شریعت» به قلم سروش کرد و با انتشار این مقالات و نوشته های محمد مجتهد شبستری، محمد مسجدجامعی، محسن مخملباف و کیومرث صابری، مهم ترین چالش های فکری و فرهنگی این دوره را رقم زدند.

براساس این نظریه، هیچ فهمی از دین و شریعت، مقدس نیست و همه دریافت ها و فهم ها می تواند درست باشد! تمام معارف دینی در تحول هستند و لذا هیچ درک یقینی در هیچ موردی وجود ندارد. چنین نظریه ای، البته بلایی را بر سر اعتقادات و ایمان دین داران می آورد که غرب می خواهد و آرزوی آن را دارد.

دینی که با هر کشفیات و توسعه علمی، فهم و معرفتش تغییر بکند و فهم دیروز غلط بشود و فهم امروز هم فردا غلط از آب درآید، به چه دردی می خورد؟ معرفت دینی بدون اصول و پایه های ثابت که با تغییرات علوم، فهم آن عمیق تر و اثباتش قوی تر نشود، مشکلی از جوامع بشری را حل نمی کند و به آن چیزی تبدیل می شود که از حکومت و سیاست جدا می شود و طبعا از متن به حاشیه می رود. رهبر فرزانه انقلاب این مسئله را متذکر می شوند:

«آنچه را که از ظواهر حرف های این چند نفر آقایی که تئوری قبض و بسط شریعت را مطرح می کنند فهمیده می شود، به نظر می رسد مقصودشان این است که فهم دینی و معرفت دینی وابسته است به علوم خارج از دین مثل: ریاضی، شیمی، فلسفه و چیزهای دیگر که آنها می گویند فهم انسان از معارف دینی وابسته است به علوم، و چون این علوم روز به روز دارد تکامل پیدا می کند و امروز یک فرضیه ای مطرح می شود، فردا آن فرضیه تخطئه می شود، پس فهم دینی ما هم روز به روز عوض می شود، زیرا آن پایه های علمی اش عوض می شود و امروز که یک چیزی را از دین می فهمیم فردا می فهمیم آن غلط بوده، چیز جدیدی می فهمیم. آنهایی که قبض و بسط تئوری را مطرح می کنند یک چنین حرفی می زنند. البته اگر مقصود آنها همین باشد که من گفتم، این حرف از جهات مختلفی غلط است مگر اینکه مقصودشان چیز دیگری باشد».1

روزنامه های زنجیره ای دوره وزارت خاتمی و دوران ریاست جمهوری او، هر چه توانستند به ارکان اعتقادات و باورها و احکام اسلامی تاختند و هیچ حوزه ای را از این تهاجم بی بهره نگذاشتند! مرور کردن برخی از این هجمه ها، اگرچه ملال آور است اما به واقعیت دینی که روشنفکران بریده از ملت می خواستند، بیشتر واقف می شویم:

معصومین فقط در کلیات و اصول اسوه اند، نه در فروع و جزئیات.2

احکام کیفری اسلام کارایی ندارد و موجب رواج خشونت می گردد.3

از مبانی آزادی، نسبی گرایی است که خواهان جامعه ای رنگارنگ است و از مبانی دین، حقیقت گرایی و جزم اندیشی است. لذا حقیقت گرایی دینی در تعارض با آزادی است.4

بی اعتنایی نسبت به همه ارزش ها، چاره رفع تعارضات یک جامعه تکثرگرایی فرهنگ است. همچنانکه امروز در خارج از کشور، روابط بیرون از محدوده زناشویی و همجنس بازی امری روا شمرده می شود و کسی متعرض آن نمی گردد.5

نظریه غیرت دینی، ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.6

یک زمانی مردم می گفتند چون عیسی(ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است.7

در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند. یکی موسیقی به نحوی که انسان هر وقت دلش خواست ضبط را روشن کند، و یکی رقص و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت.8

تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دمکراسی است.9

دین یک قسمت از فرهنگ است. حرکت اصلاح طلبان ما، عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید.10

در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است!11

اینکه مارکس می گوید دین افیون توده هاست، تنها بخشی از حقیقت است. من می گویم در حکومت های دینی، نه تنها دین افیون توده هاست که افیون حکومت ها نیز هست.12

1- رهبر معظم انقلاب، جلسه بیست و هفتم تفسیر سوره بقره، 30/2/1371، پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله خامنه ای

2- ماهنامه کیان، بهمن 1377

3- همان

4- هفته نامه آبان، فروردین 1377

5- ماهنامه کیان، بهمن 1377

6- عطاءالله مهاجرانی، آریا، 16/1/1379

7- محسن کدیور، دانشگاه تهران، سال 1379

8- آفتاب امروز، 3/7/1378

9- صبح امروز، 23/8/1378.

10- کیهان 27/1/1379، صحبت اکبر گنجی با روزنامه اشپیگل 16/1/1379

11- روزنامه صبح امروز، 16/6/1378

12- آغاجری، 25/1/1381