آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۹۹
تصویر روز
۸
هالیوود زیر ذره بین

برو بیرون؛ نمایش نژادپرستان مدرن و متمدن

فاطمه قاسم آبادی

تقریبا از سه دهه اخیر تا کنون، سیاست های هالیوود درباره دیگر نژادها و بخصوص سیاه پوستان، طوری پیش رفته که اگر نژاد دیگر بتواند فرهنگ و نوع زندگی خودش را دور بریزد و در همه چیز، مقلد سفیدپوستان باشد، می تواند جایی در حد و اندازه خودش، در جامعه سفیدپوستان پیدا کند... در مسیر همین تفکر، سینما و تلویزیون پر شد از سیاه پوستانی که دیگر خیلی هم سیاه نبودند و از لهجه و نوع حرف زدنشان گرفته، تا تیپ زندگی و حتی تفریحاتشان، شبیه سفید پوستان شد و تنها تفاوت شان در رنگ پوستشان بود.

نمایش این نوع نگاه، در قاب تلویزیون و گاهی هم سینما، سال ها به نظر مخاطبانی که در جامعه آمریکا زندگی نمی کردند، جالب به نظر می آمد ولی واقعیت این بود که چنین تصویری هرگز وجود خارجی نداشت و در واقعیت اگر تعداد کمی از سیاه پوستان می توانستند تیپ ظاهری زندگی خود را عوض کنند و در جامعه آمریکا به جایگاه های بالا برسند، به هیچ وجه به عنوان یک همرده یا عضوی برابر، از جانب سفید پوستان سرمایه دار، پذیرفته نمی شدند و در عوض جایگاه بهتر، یا موفقیت مالی و... مجبور بودند بهایی بسیار بالاتر از تلاش و عوض کردن سبک زندگی شان بدهد، معمولا چنین سیاه پوستانی تحقیر های فراوانی را از جانب اربابان مدرن و سفید پوست خود تحمل می کردند و این فرم نگاه نژادپرست را قبول کرده و به خدمتش در می آمدند.

فیلم «برو بیرون» به کارگردانی «جوردن پیل» و محصول سال 2017 ، بر خلاف دیگر فیلم های مربوط به زندگی سیاه پوستان، کلیشه روابط مسالمت آمیز بین سیاه پوستان و سفید پوستان را شکست و در ژانر وحشت، به واکاوی یکی از قدیمی ترین ترس های جامعه آمریکا یا ترس از نژادپرستان به ظاهر متمدن، پرداخت و نشان داد که بر خلاف ادعاهایی که در مورد دوستی و صلح بین سیاه پوستان و سفید پوستان وجود دارد، هنوز هم عمیق ترین و پست ترین نژادپرستی ها در این جامعه وجود دارد و تنها راه نجات، مقابله و ایستادگی است.

مسافرت بی بازگشت

داستان فیلم «برو بیرون»(get out)، درباره برشی از زندگی «کریس واشنگتن» جوان سیاه پوست و نامزد سفید پوستش «رز آرمیتاژ» است. این زوج تصمیم می گیرند برای آخر هفته، سری به خانواده رز (پدر جراح و مادر روانکاو و هیپنوتیزم گرش) در بیرون از شهر بزنند. در ابتدا کریس به خاطر اینکه خانواده رز چیزی درباره سیاه پوست بودن او نمی دانند، حس خوبی درباره این سفر ندارد. اما رز به او قوت قلب می دهد که والدینش به هیچ وجه نژادپرست نیستند.

در این سفر کریس در برخورد با اعضای خانواده رز و دیگر نزدیکان و آشنایان آنها، هیچ وقت مورد نژادپرستی سنتی قرار نمی گیرد. اتفاقا همه سعی می کنند عدم نژادپرستی و علاقه ظاهری شان به سیاه پوستان را نشان بدهند. اما در این بین یک چیزی سر جایش نیست... در مدت کوتاهی که کریس مهمان این خانواده مرموز است نظرش به خدمتکاران سیاه پوستی جلب می شود که در ملک آرمیتاژ کار می کنند و رفتار عجیب و غریبی دارند. از اینجا به بعد نه تنها از شک و تردید کریس کم نمی شود، بلکه به آن افزوده هم می شود تا اینکه دیدن جعبه ای پر از عکس های دوست پسرهای قبلی رز که از قضا همگی سیاه پوست بوده اند، او را مطمئن می کند که در آن خانه، خطر در انتظار اوست...

ترس از جنسی متفاوت

فیلم «برو بیرون»، با ربوده شدن جوانی سیاه پوست، در خیابانی خلوت و تاریک، شروع می شود. این شروع غافلگیر کننده تا حدودی به بینندگان در مورد روند متفاوت داستان و نگاه جدیدش به ترس، پیام می دهد. پس از آن مخاطب به زندگی عادی کریس و نامزد سفید پوستش رز، بر می گردد که قرار است به دیدار خانواده رز در مکانی دور از شهر بروند. در فیلم «برو بیرون» انسان های ترسناک فیلم، سفیدپوستانی هستند که به ظاهر خیلی متمدن و مخالف نژادپرستی هستند و حتی به گفته پدر خانواده به اوباما رای داده اند اما در واقع در پی شکار سیاه پوستان و استفاده از آنها به طرق مختلف هستند.

قهرمان سیاه پوست این داستان یا همان کریس، مردی عکاس، سالم و با استعداد است که داستان های دختری که با او دوست است را در مورد عدم نژادپرستی او و خانواده اش باور کرده است و با این حماقت، با پای خودش، وارد تله شان می شود.

در فیلم «برو بیرون»، مخاطب با سیاه پوستانی روبرو می شود که ژن خالصی دارند و هیچ اثری از رگ دوم یا نشانه های ظاهری سفید پوستان ندارند. این سیاه پوستان، پوست بسیار تیره، بینی و لب های پهن و بدن های بسیار قوی دارند و دقیقا به خاطر همین خصوصیات شان مورد توجه سفید پوستان سوءاستفاده گر قرار می گیرند.

نژادپرستی در لوای فرهنگ

در فیلم «برو بیرون»، مخاطب از همان ابتدای ماجرا دختری سفید پوست را می بیند که بدون هیچ اهمیتی به تفاوت های ظاهری و فرهنگی، با جوانی سیاه پوست رابطه دارد و به قدری روی برابری بین خودش و کریس پافشاری دارد که حتی با پلیسی که بی جهت از کریس کارت شناسایی می خواهد هم درگیر می شود... این نوع رفتارهای افراطی که مدت هاست در برخی فیلم ها و سریال های آمریکایی به وفور برای نشان دادن صلح و دوستی بین دو نژاد نشان داده می شود، توسط جردن پیل به زیبایی و هوشمندی تمام، به تصویر کشیده می شود و ماهیت پوچ و توخالی اش را به مخاطبین نشان می دهد. در فیلم «برو بیرون» نشان داده می شود که برخورد دوستانه و به ظاهر متمدن این خانواده سفید پوست، در حقیقت برای جلب اعتماد سیاه پوستان و در نهایت هم هیبنوتیزم آنها و تسخیرشان است و تمامی محبت ها و مکالمات دوستانه، در واقع استراتژی این موجودات ترسناک، برای رسیدن به اهداف شوم شان است.

سیاه پوستان در حمایت از یکدیگر

در فیلم «برو بیرون»، مخاطب می بیند در طول داستان فیلم، تنها کسی که کریس رویش حساب می کند، دوست سیاه پوستش «رود» است که از اواسط این سفر، اتفاقاتی که برای کریس می افتد را، عجیب و ترسناک می داند و مدام به او در مورد زودتر تمام کردن این سفر، هشدار می دهد و در نهایت هم برای نجاتش اقدام می کند. جالب اینجاست که خانواده سفیدپوست با در آوردن شارژر موبایل کریس سعی می کنند، ارتباط او را با تنها دوست هم نژادش رود، قطع کنند تا راحت تر بتوانند از کریس استفاده کنند... این نگاه تامل برانگیز که در آن نشان می دهد، بهترین راه برای تسخیر یک انسان، دور کردن او از دوستان واقعی و هم نژادانش است، به خوبی در فیلم برو بیرون، به تصویر کشیده می شود.

روند داستان در فیلم «برو بیرون»، بسیار هوشمندانه است و حتی در اواسط فیلم، مخاطب می فهمد که نام فیلم یا همان «برو بیرون» در واقع جمله ای است که جوان سیاه پوستی در مهمانی خانواده رز(که همان جوان سیاه پوست ربوده شده در ابتدای داستان است) بیان می کند. این جوان، وقتی کریس از او عکس می گیرد، به خاطر فلش دوربین، برای لحظاتی اثر هیپنوتیزمش از بین می رود و در حقیقت این جمله را برای نجات کریس به او می گوید و می خواهد کریس هر چه زودتر خودش را از آن خانه اهریمنی نجات بدهد...

فیلم «برو بیرون» به محض اکران، به شدت مورد توجه مخاطبین و منتقدان قرار گرفت و با بودجه ای حدود چهار و نیم میلیون دلار، فروش استثنائی برابر با 255 میلیون را از آن خود کرد. این فیلم همچنین مورد حمایت سیاه پوستان مشهور و معروف آمریکا هم قرار گرفت و گفته شد که در دوران اکرانش، «چنس رپر»، خواننده سیاه پوست برنده جایزه گرمی، پس از تماشایش، آنقدر تحت تاثیر قرار گرفت که تمام بلیت های این فیلم را در شیکاگو خریداری کرد تا مردم به صورت رایگان به تماشای آن بروند!