آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۹۹
تصویر روز
۸

یک کرونا آیرونی برای تئاتر

سید علی تدین صدوقی

شاید این یک آیرونی باشد! آیرونی را می توان این گونه معنا کرد.البته این یکی از معانی کاربردی آیرونی است؛ «آیرونی یعنی گفتن چیزی برای رساندن معنی مخالفش» آیرونی می تواند متناقض نما نیز باشد و بسیاری تعاریف دیگر مانند نقیض یکدیگر بودن، متضاد بودن و...

 حالا چنانچه از یک بیماری سلامت بجوئیم این می تواند یک آیرونی باشد. تو گویی این ویروس از سوی مادر طبیعت فرستاده شده تا ما مردمان به خود آئیم؛ ما هنرمندان، مایی که فکر می کنیم ازدماغ فیل افتاده ایم، مایی که خودمان را برتر از دیگران می دانیم، مایی که مدام به دنبال دستاویزی هستیم تا خودمان را بیشتر بنمایانیم ودیده شویم و مطرح گردیم وهمه آنچه که به دنبالش هستیم مشهور شدن است و به پول رسیدن است؛ حتی اگر به قیمت له کردن دیگران و به بازی گرفتن باورها واعتقادات باشد. مایی که توهمات غیرمتعارف خود را وهمه سر خوردگی ها و آمال وامیال و دغدغه های فروخورده و شکست های خود را به حساب دیگران می گذاریم و می خواهیم خودمان را چون قدیسان نشان دهیم. حتی به بهای تهمت زدن و بی آبرو کردن دیگران.

مایی که برای رسیدن به شهرت پول از هر وسیله ای استفاده می کنیم وخود را توجیه می نمائیم و «شعارمان هدف وسیله را توجیه می کند» است. شعاری پوچ  و بی محتوا وغیر انسانی وغیر اخلاقی. مایی که آن قدر خود شیفته هستیم که تنها موقعی با آدمها دوست می شویم و کنار می آئیم و دوستی امان را ادامه می دهیم که برایمان سودی و نفعی داشته باشند و بتوانیم رایگان از دانش وتجربه و روابطشان به نفع خود استفاده کنیم ودر نهایت یک تشکر خشک و خالی هم ننمائیم وهمه را به حساب خود بنویسیم  و در آخربگوئیم که مگر چه کرده خودم همه چیز را می دانستم  وهمه کارها را کرده ام. آیا این به معنای  سوءاستفاده و تجاوز فکری وعلمی و تجربی و کاری به آدمها نیست؟ بیائید کمی به اینها بیاندیشیم؛ مایی که وقتی که سلبیرتی شدیم و معروف گشتیم و کارمان گرفت، همه چپزرا به فراموشی می سپاریم و ناسپاسی می کنیم و فخر می فروشیم. راستی سلبریتی ها کجا هستند؟

سلبریتی هایی که تا مسئله ای پیش می آمد مدام در پیج هایشان مطلب می گذاشتند و شبه روشنفکر بازی از خود در می آوردند!  آری این مسایل از چرخه ما تئاتری ها نیز بیرون نیست. تئاتری ها نیز دچار این امیال وآمال و خود شیفتگی ها شده اند. این یک آیرونی است که ما را وا می دارد از ویروس کرونا تشکر کنیم، باشد که بیماری های روحی و روانی ما را تا حدودی درمان کند. زمانی که مرگ آن قدر به همه ما نزدیک است. با این حساب تئاتر بیمار ما که بسیار قبل تر ویروس های کشنده ای به جانش افتاده بودند نیز نیاز به یک واکسن دارد. واکسنی به نام خود درمانی، خود بهبودی، خود تکانی، خانه تکانی و... بلکه بدین وسیله نواقص خویش را ببینیم؛ دیدن خودشیفتگی ها و بیگانه پرستی ها و فرهنگ بیگانه!

اولین بیماری

آری تئاتر واهالی آن نیاز به یک خود تکانی و خانه تکانی اساسی دارند. اینکه ابتدا قدرشناسی را که سال هاست از تئاتر رخت بربسته به خویش بازگردانند، از غرور و خودشیفتگی دست بردارند و آن قدر به دنبال دیده شدن ومعروف شدن و سلبریتی گردیدن و پول درآوردن نباشند. آن قدر به اشائه فرهنگ وهنرغربی دامن نزنند.

بهتر است چنانچه می خواهیم دیده شویم و سلبریتی باشیم از همان ابتدا به  سوی سینما و فیلم برویم و تئاتری ها را به حال خود واگذاریم و صحنه را برای اهلش خالی کنیم و آن قدر با ادا و اطوار وعشوه گری وغرب زدگی و از هویت و باورها و اعتقادات خود دوربودن صحنه ها را بیهوده اشغال ننمائیم و تئاتر را به اضمحلال نکشانیم.

از شما می پرسم؛ زمانی که نمایشی را آن هم در سالنی حرفه ای می بینید که از فرط خجالت نمی توانید سر بلند کنید و تحمل می کنید که زودتر تمام شود چه خواهید کرد؟ نمایشی که آن قدر وقیح و سخیف ومبتذل و ضعیف و غیردراماتیک و غیرهنری و غیراخلاقی وغرب زده و بدور ازعرف جامعه و فرهنگ و باورها و اعتقادات و هنر و. .. ما است که تعجب می کنی چگونه دارد اجرا می شود. نمایشی که از ابتدا تا به انتها حول موضوعات جنسی و غیراخلاقی است و. .. با این  نوع تئاترها چه باید کرد؟ آیا  این تئاتر نیاز به زیر رو شدن ندارد؟ بعد اگر شورا و یا فردی بیاید و جلوی اجراهای مجدد این نمایش ها را بگیرد و نگذارد که به اجرایشان ادامه دهند، آنگاه آن شخص و یا شورا آماج هزار تهمت ناروا قرار می گیرند؛ می شوند آدم بد و دگم و متعصب و سانسورچی...عجب! می خواهند به هر طریقی که شده آن شخص بخت برگشته را از حیز انتفاع بیندازند اما ما همچنان ایستاده ایم و در نهایت با آتش به اختیار فرهنگی هنری ادامه خواهیم داد. شما بگوئید آیا این تئاتر نیاز به زیر و رو کردن ندارد ؟ تئاتری که به لحاظ تهی بودن از اندیشه وتفکر و بی محتوایی و ضعف های عدیده  دراماتیک و تکنیکی و... که این سال ها دامنگیرش شده صدای همه از جمله اساتید وپشکسوتان را نیز در آورده  است.

این به اصطلاح حرفه ای های روشنفکرنما که مدام در حال اطوار هستند. آماتورها هم که اصلا نمی دانند چه خبر است و از تئاتر فقط همین چیزها را یاد گرفته اند. اینکه کاری بکنند ودیده بشوند وبه هر قیمتی رزومه ای حداقلی برای خودشان دست و پا کنند و بعد به سوی سینما بروند و به اصطلاح سلبریتی گردند. باید گفت مسئله بسیار فراتر از این هاست، مسئله اتاق های فکر بیگانه و برنامه ریزی برای نابودی فرهنگ وهنر و اعتقادات وعرف این جامعه است. برنامه هایی که در پس آن بوی «نفوذ» به مشام می رسد.

سلبریتی ها و تئاتر

دومین خانه تکانی که  کرونا به ما پیشنهاد می کند تا خود را به نوعی درمان کنیم، رو راست بودن با خودمان و با مخاطبان تئاتر است؛ باید یک بار و برای همیشه تکلیفمان را با شعار بدون کارایی «تئاتر برای همه» روشن نمائیم. چرا که با اتخاذ سیاست های غلط بسیاری از تماشاکنان سنتی تئاتر به دلیل اولا تئاترهای پوچ وبی محتوا وضعیف و غیرهنری و در جاهایی ضد فرهنگی و بدور از عرف و اخلاق  و باورها و ارزش های جامعه و ثانیا به دلیل گرانی بلیط ها و رشد تئاتر بورژوازی به شدت ریزش کرده واز تئاتر دور شده اند. دلیلی ندارد آن سلبریتی که در سینما دستمزد چند ده میلیونی یا چند صد میلیونی می گیرد در تئاتر نیز همان دستمزد را بگیرد. سلبریتی هایی که به خاطر اینکه از مد دنیا عقب نیفتند مدام در فضای مجازی در حمایت از حیوانات و سگ  و گربه  و... پست های جورواجور می گذارند. سلبریتی هایی که در نهایت بدرد همان تبلیغ سس گوجه فرنگی و روغن مایع و... می خورند. حالا اگر این سلبریتی ها خیلی دوست دارند که تئاتر کار کنند و تئاتر کار کردن برایشان یک امتیاز منحصر به فرد است، می باید خودشان را با شرایط تئاتر وفق دهند؛ در همه جای دنیا نیز این گونه است. کسی  آنها را اجبار نکرده که بیایند و تئاتر کار کنند. حضور همین سلبریتی ها شوربختانه تب چهره شدن و سلبریتی گری و دیده شدن را به جان تئاتری ها انداخته است و این یکی از بزرگ ترین واسفبارترین تراژدی های این روزهای تئاتر ماست.

لزوم خانه تکانی در تالارهای خصوصی و پلاتوها

خانه تکانی ای دیگر که بسیار ضروری به نظر می رسد نظارت و نرخ گذاری و درجه بندی تالارهای خصوصی است. مدیران تالارهای خصوصی برچه مبنایی نرخ کرایه سالن هایشان را تعیین می کنند؟ شبی سه یا چهار میلیون تومان کرایه سالن  یعنی چه؟ معمولی ترین سالن ها نیز شبی یک و نیم تا دومیلیون تومان کرایه می گیرند. این خود موجب گرانی نرخ بلیط های تئاتر و از همه مهم تر افت و تنزل سطح کیفی و هنری و دراماتیکی و محتوایی وارزشی و حرفه ای و تکنیکی تئاترها شده است  و ایضا استفاده بیشتر از سلبریتی ها. خانه تکانی دیگر مربوط است به پلاتوهای تمرین تئاتر که  نظارت خاص ومداوم می خواهد. چه از نظر نرخ هایی که دارند، چه از نظرصلاحیت مدیر و نحوه مدیریت و ارائه خدمات و دیگر امکانات  که باید در شان گروه های تئاتری باشد و چه از نظر دارا بودن موارد و مسایل ارزشی و اخلاقی و اطمینان به حفظ حریم گروه هایی که در این پلاتوها تمرین می کنند.

بسیاری از این پلاتوها حتی مجوز نیز ندارند ما در روزنامه وزین کیهان درخصوص پلاتوها بارها نوشته و گفته ایم نظارت بر آنها اجتناب ناپذیر می نماید.

خانه تکانی دیگر درخصوص برداشتن لابی ها و دوست بازی ها و گروه گرایی هاست. نوبت های چندین ساله که در سالن های دولتی گذاشته می شود و برای بعضی ها اعمال می گردد و برای بعضی ها هم نمی گردد.  

در عین حالی که شاهد بوده ایم کسانی در تالارهای حرفه ای دولتی اجرا رفته اند که بعضی از آنها برای اولین بار است که دارند کارگردانی می کنند یا تازه کار هستند و یکی دو کار کرده اند و هنوز می باید تجربه کسب کنند تا به آن پایه برسند که در تالار دولتی وحرفه ای اجرا نمایند.

به هر صورت کرانا فرصتی بسیار مغتنمی را در اختیار همه ما قرار داد که بیشتر به خود  و پیرامون خویش فکر کنیم به بازنگری خود بپردازیم.