آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۹۲۱
تاریخ و اقتصاد
۲۶

گاهشمار

بزرگ ترین دستاورد تاچر: حزب کارگر نولیبرال!
رسول قنبری / دانش آموخته اقتصاد

درست سیزده سال پیش، در 26 ژوئن 2007، تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا پس از 10 سال حاکمیت از مقام خود کناره گیری کرد و گوردون براون جانشین او شد. به رغم اینکه بخش مالی همیشه نقشی محوری در سیاست های بریتانیا داشته است، در دهه 1980 و 1990 میلادی سیطره نخبگان بخش مالی لندن (City of London) بر سیاست وارد فاز جدیدی شد. این سیطره در ابتدا به واسطه سیاست های تاچر (از مقررات زدایی بخش بانکی تا سیاست حق خرید خانه های دولتی) تسریع شد. اما بلر و براون این فرآیند را چند قدم جلوتر بردند. آنها رسما مجوز مقررات زدایی را به نخبگان بخش مالی لندن اعطا کردند.

پس از دهه 1990 که نابرابری رو به رشد بود و شکل جدیدی از اقتصاد بریتانیا را ایجاد می کرد، محافظه کاران تلاش بسیاری کردند تا این نابرابری را نظمی طبیعی جلوه دهند. استدلال آنان این بود که تمام این نابرابری ها ناشی از روند جهانی شدن در دهه 1980 بوده است و چنین چیزی در نهایت برای اقتصاد مفید خواهد بود. هر چند که این نکته را پنهان می کردند که این روند جهانی شدن، نه ناشی از تجارت بلکه ناشی از مقررات زدایی از بخش مالی و رهاسازی آن بوده است. حزب کارگر انگلیس که پیش از روی کار آمدن تاچر طرفدار سفت و سخت مالکیت اجتماعی بود، پس از اقدامات و حملات سنگین تاچر به این حزب و نیز به طبقه کارگر، رویه خود را تغییر داد و به جای مساله مالکیت به مساله بازتوزیع پرداخت: اگر دولت می توانست از ثروتمندان مالیات بگیرد و آن را میان طبقات دیگر بازتوزیع کند، دیگر نیازی به توزیع برابر منافع ناشی از تولید نبود. یعنی حزب کارگر و در راس آنها تونی بلر، به جای اینکه نظام ناعادلانه مالی و نخبگان آن بخش را به چالش بکشد، نظم آنها را پذیرفت و صرفا بر این تاکید کرد که این نظام باید اندکی کمتر ناعادلانه باشد.

بلر اگر چه موفق شد فقر عمومی و نیز نابرابری جغرافیایی را از این طریق کاهش دهد و تاثیر مثبتی روی آموزش عمومی بگذارد، اما نابرابری عمیق تر شد. رشد درآمد یک درصد بالای جامعه بسیار سریع تر از رشد درآمد مابقی شهروندان بود. اما این امر چیزی جز ذات نظام های مبتنی بر بخش مالی و سفته بازی نبود. اگر چه دلایل عمده آن را می توان درخصوصی سازی گسترده و برآمدن نولیبرالیسم (و نیز چرخش از تعهد کسب وکارها به کارکنان و مشتریان به سوی تعهدشان به سهامداران) جست وجو کرد، اما اصلی ترین دلیل آن چیزی جز خصوصی سازی مسکن و افزایش مداوم قیمت دارایی ها، به ویژه قیمت مسکن (و به تبع آن افزایش هر چه بیشتر نابرابری میان دارندگان مسکن و مستاجران) نبود.

با روی کار آمدن حزب کارگر، از تونی بلر و گوردون براون انتظار می رفت کاری برای بهبود وضعیت انجام دهند. از دل چنین آشوبی سه راهبرد بیرون آمد: 1) بلر و براون نیز همچون تاچر، مسوولیت بیکاری کارگران را بر گردن «تنبلی» خودشان انداختند؛ با این تفاوت که در قبال این تنبلی رفتاری ملوکانه «توام با رافت» در پیش گرفتند. از آنجا که کسب مهارت یکی از شیوه های خروج فردی از فقر بود، بلر بر بحث آموزش عمومی بسیار تاکید می کرد و برنامه های رفاهی دیگری را نیز معرفی کرد. 2) دولت باید خود را به عنوان یک سازمان خصوصی اداره کند، یعنی اینکه باور کند بهترین شیوه اداره دولت- و نیز اقتصاد- این است که تمام بخش های فعالیت اقتصادی دولت و مخارج آن تحت سلطه نظم بازار درآید. 3) دولت باید بخش خصوصی را تشویق کند که به نمایندگی از دولت، مخارج عمومی را سامان دهد. به عبارت ساده تر، دولت دست به برون سپاری و تامین مالی طرح های خود بزند. اگرچه بهانه این بود که چنین کاری موجب افزایش کارآیی خواهد شد، اما دلیل اصلی اش این بود که به بنگاه های خصوصی مجوز کسب سود از بازتوزیع الزامی را بدهد.

حق با تونی بلر بود: «تشکیلات حکومت به این نتیجه رسید که اندیشه های تاچر، با حکومتی قوی مانند دولت بلر [حزب چپ]، در امنیت بیشتری قرار دارد تا یک دولت ضعیف مانند دولت میجر [حزب راست].» شاید بیراهه نیست اگر بگوییم که بزرگ ترین دستاورد تاچر، نه روی کار آوردن جریان نولیبرال که برآمدن تونی بلر و گوردون براون بود: نمایندگان حزب کارگر که دستور کار تاچر را بهتر از وی اجرا کردند.

زادروز اوریانا فالاچی روزنامه نگار تمام عیار

اوریانا فالاچی، روزنامه نگار و پژوهشگر ایتالیایی، 29 ژوئن سال 1929 در زمان زمامداری موسولینی در فلورانس به دنیا آمد. 9ساله بود که جنگ جهانی دوم شروع شد و پدر او که از موسولینی نفرت داشت، وارد جنبش مقاومت زیرزمینی شد.

اوریانا هم گرچه بعدها نوشت که دو طرف جنگ تفاوت چندانی نداشتند، اما به پدر کمک می کرد و تا پایان جنگ تجربه های وحشتناکی را پشت سر گذاشت. هنوز بیست ساله نشده بود که به روزنامه نگاری روی آورد و به قول خودش قدرت واژه ها را کشف کرد. به دلیل قدرت بیان بالا، درک خاص سیاسی، جسارت فوق العاده به سرعت از نویسنده ستون کوچکی در یک روزنامه محلی، به خبرنگاری بین المللی که برای تعدادی از معتبرترین نشریات اروپا قلم می زد، تبدیل شد. هر جای دنیا که در آن زمان کانون خبری و رسانه ای جنگ قدرت بین زورمداران بود، او را به خود جذب می کرد. فالاچی در پی سال ها فعالیت حرفه ای خود، موفق به دریافت جوایز معتبر بسیاری (از جمله مدال طلای تلاش فرهنگی برلوسکونی، جایزه آمبرگنو درو؛ معتبرترین جایزه شهر میلان، جایزه آنی تیلور مرکز مطالعات فرهنگ عامه نیویورک و...) شد. او همچنین یک بار کاندیدای دریافت جایزه نوبل ادبیات شد. فالاچی سال 1352 در مصاحبه با محمدرضا پهلوی او را وادار کرد تا سیاست های ضدانسانی خود را در ارتباط با اعدام مخالفان بروز دهد و به قول خودش موفق شود شاه را چنان عصبانی کند که سخنانی بگوید که معمولا نمی گفت. مصاحبه فالاچی با شاه 30دسامبر 1973 میلادی در روزنامه لس آنجلس تایمز چاپ شد. این مصاحبه جنجالی سبب شد تا چاپ کتاب های فالاچی در ایران تا پایان حکومت پهلوی ممنوع شود و همچنین روابط ایران و ایتالیا تیره شد.