آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۵۶۹۲
فرهنگ: ادبیات و هنر
۱۱

به مناسبت تولد پیمان معادی، نگاهی اجمالی داریم به فعالیت او به عنوان بازیگر، فیلمنامه نویس، کارگردان و البته لژیونر

ناگهان پیمان !

علی رستگار

   راستش وقتی اولین بار خبر حضور پیمان معادی را در فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان شنیدیم، کمی تعجب کردیم. انگار شمایل سینمایی او با آن جوان اول دیگر کارگردانی یعنی سعید روستایی سنخیت بیشتری داشت و تصور معادی در فیلمی ساخته مهدویان، یکی دیگر از جوان اول های فیلمسازی تا حدودی دور از انتظار بود؛ چرا که مهدویان را با ساخت آثاری عمدتا در زمینه جنگ و دفاع مقدس می شناختیم و کارنامه معادی چندان نشانی از این فضا نداشت. اما آن اظهارتعجب اولیه، بعد از کمی تامل و مرور رنگ باخت؛ اول این که بازیگری و سینما، جهان شگفتی ها و رویارویی با ناشناخته های جذاب است و اگر کلیشه های موجود در این زمینه را کنار بگذاریم، می توان توقع و انتظار هرگونه حضوری از بازیگران را در نقش ها و فیلم های متفاوت داشت؛ به شرطی که خود بازیگر اهل این چالش جذاب باشد و تهیه کننده ها و کارگردان ها هم علاقه مندی خود به نگاه های تازه و غیرکلیشه ای را در عمل نشان دهند. درباره همکاری پیمان معادی و محمدحسین مهدویان در درخت گردو این اتفاق به بهترین شکل ممکن افتاد و یک نقش به معنای واقعی کلمه متفاوت شکل گرفت؛ ضمن این که گرچه در کارنامه معادی، اثر مرسومی درباره جنگ و دفاع مقدس به چشم نمی خورد، اما او پیش از بازی در درخت گردو، به عنوان نویسنده و کارگردان، فیلمی درباره تبعات جنگ و با نگاهی صلح طلبانه ساخته بود: بمب؛ یک عاشقانه.

اینها را که کنار هم می گذاریم نه تنها دیگر از خبر حضور معادی در درخت گردو متعجب نمی شویم، بلکه شگفتی مان وجه مثبتی خواهد داشت و از بازی متفاوت، جذاب و همدلی برانگیز پیمان معادی به نقش قادر مولان پور لذت می بریم. رنج نقش از همان پوستر فیلم پیداست؛ دستان تاول زده قادر که به غم، پهنای صورتش را پوشانده و آن سیگار لای انگشتان که پنداری همه هستی و خانواده او را دود می کند و به هوا می فرستد، حکایت از درک درست شخصیت و ارائه باورپذیر آن از سوی معادی دارد. وقتی خود فیلم و آن سبیل، دندان شکسته، شکل راه رفتن، لباس کردی و البته حس و حال غم اندود و همزیستی مسالمت آمیز شخصیت با مصائب را می بینیم، معادی هرچه بیشتر تبدیل به قادر می شود. اگر به کردی حرف زدن معادی هم با اغماض نگاه کنیم، تفاوت او در لحن و گفتار هم با نقش های قبلی اش پیداست و آن صدای زیر، اینجا جایش را به بیانی محکم تر داده است.

در سالروز جنایت رژیم بعث عراق در بمباران شیمیایی سردشت که هفتم تیرماه بود، بار دیگر بحث فیلم درخت گردو که با محوریت این فاجعه روایت می شود، مطرح شد. هر چند وقتی پای درخت گردو به میان می آید، باز هم آن انتقاد مربوط به فیلم که زمان جشنواره هم عنوان شد، پیش کشیده می شود؛ این که در این روایت سوزناک، به دلیل اصلی این فاجعه انسانی یعنی دستور دیکتاتور عراق اشاره نمی شود. درحالی که انتظار می رفت در فیلمی که اراده کرده و اثری قابل اعتنا در این ابعاد ساخته، چیزی به این مهمی از قلم و دوربین نیفتد.

به جز مناسبت تقویمی اخیر، نمایشگاه عکس های مجید طالبی از این فیلم هم که این روزها در خانه هنرمندان برپاست، باعث شد با بهانه بهتری سراغ سالروز تولد پیمان معادی برویم. این بازیگر، کارگردان و فیلمنامه نویس سینمای ایران 9 تیر 1349 در نیویورک به دنیا آمد. هر چند به شکل جالب و عجیبی روایت های دیگری هم درباره روز و ماه و حتی سال تولدش در اینترنت وجود دارد!

 معادی گرچه کارش را با فیلمنامه نویسی در سینمای بدنه و تجاری شروع کرد، اما بعدها در بازیگری و کارگردانی، وجه دیگری از توانایی هایش را نشان داد. او به قدری در بازیگری پیشرفت کرد که حالا یکی از شناخته شده ترین بازیگران ایرانی در سینمای جهان است و لژیونر ما در دنیا محسوب می شود. ضمن تبریک به این سینماگر خوب و آرزوی موفقیت برای او، نگاهی داریم به وجوه مختلف سینمایی معادی.

معادی فیلمنامه نویس

پیمان معادی به عنوان فیلمنامه نویس، هفت فیلم را در کارنامه دارد. آواز قو، عطش، کما، کافه ستاره، شام عروسی، برف روی کاج ها و بمب؛ یک عاشقانه که در دو فیلم اخیر علاوه بر نوشتن فیلمنامه، کارگردانی را هم برعهده داشت. شاید الان تصور همکاری معادی با پویافیلم و تهیه کننده هایی چون محمدحسین فرحبخش و عبدا... علیخانی، کمی دور از انتظار باشد- البته گفتیم که هیچ چیز در سینما بعید نیست- اما معادی کارش را با آنها شروع و در سه فیلم اولش با این گروه همکاری کرد. همه این فیلم ها، جذابیت هایی برای مخاطبان داشتند و به فروش های خوبی هم دست پیدا کردند، به ویژه آواز قو و کما. معادی نشان داد که راه ارتباط با عامه تماشاگران را بلد است. او این ویژگی را به عنوان فیلمنامه نویس در فیلم هایی چون کافه ستاره و شام عروسی هم نشان داد، به ویژه اولی که معادی فیلمنامه کار را براساس فیلم مکزیکی کوچه میداک و داستان کوچه مداق اثر نجیب محفوظ نوشت.

معادی کارگردان

به جز فیلم کوتاه ماتیک، معادی به عنوان فیلمساز تاکنون دو فیلم برف روی کاج ها و بمب؛ یک عاشقانه را کارگردانی کرده است. باوجود امتیازاتی که هر دو فیلم داشته اند، برخی مخاطبان روی خوشی به آنها نشان داده و حتی جوایزی را هم در جشنواره فیلم فجر دریافت کرده اند، اما نمی توان به عنوان فیلم های شاخص و ویژه ای از این دو اثر در سینمای ایران یاد کرد. واکنش منتقدان هم به این دو فیلم متفاوت بود و نقدهایی به آنها وارد کردند. یکی از مهم ترین ویژگی های بمب؛ یک عاشقانه حضور النی کارایندرو، آهنگساز برجسته یونانی در جمع عوامل فیلم است.

معادی  بازیگر

در میان معادی های مختلف، معادی بازیگر در صدر قرار دارد و در بالاترین کیفیت ظاهر شده است. او در اولین حضورش به عنوان بازیگر در «درباره الی» قابل قبول و باورپذیر ظاهر شد. التهاب سکانس ساحل با آن «آرش، بابا» گفتن های معادی تشدید می شود. بازی خوب معادی به نقش پیمان، باعث شد اصغر فرهادی، نقش سخت نادر در «جدایی نادر از سیمین» را به او بسپارد. دیالوگ «من که می فهمم اون پدرمه» نادر در جواب سیمین (لیلا حاتمی) که می پرسد: «اون می فهمه که تو پسرشی؟»، یکی از مشهورترین و ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینمای ایران است. بازی های معادی در دو فیلم سعید روستایی، ابد و یک روز و متری شیش و نیم هم از متر و معیارهای بازی خوب در این چند سال اخیر محسوب می شود. در اولی نقش یک برادر مرموز و منفعت طلب را به خوبی بازی می کند و بخش مهمی از درخشش نوید محمدزاده بستگی تام و تمام به همکاری درست او دارد. در همکاری دیگرش با محمدزاده و روستایی هم، در نقشی متفاوت درخشان ظاهر می شود و یک پلیس ملموس را به تصویر می کشد. معادی در ملبورن، قصه ها، بمب؛ یک عاشقانه و ناگهان درخت هم بازی به اندازه ای دارد. حضور کوتاه و افتخاری او در فیلم خوک هم قابل اشاره است. یکی از درخشان ترین و متفاوت ترین بازی های کارنامه معادی تا اینجا هم که نقش قادر مولان پور در درخت گردوست که به آن اشاره شد؛ نقشی که به خاطر آن، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را به دست آورد.

معادی لژیونر

پیمان معادی از معدود بازیگران فعال ما در سینمای جهان است و در این چند سال اخیر، هم بازی های خوبی را از خود به نمایش گذاشته و هم با بازیگران سرشناسی همبازی بوده است؛ در کمپ ایکس ری با کریستن استوارت، در آخرین شوالیه ها با مورگان فریمن و کلایو اوون، در سریال آن شب با جان تورتورو و ریز احمد، در 13ساعت: سربازان مخفی بنغازی با جان کرازینسکی و در شش زیرزمینی با رایان رینولدز. او در انیمیشن کانادایی اسب های پنجره ای: مکاشفه رزی مینگ در اشعار فارسی هم صداپیشگی کرده است. تازه ترین حضور معادی در اثری خارجی هم به بازی او در سریال مشهور وست ورلد مربوط می شود.

معادی تئاتر

معادی گرچه بیشتر به عنوان سینماگر شناخته می شود، اما در تئاتر هم تجربیاتی دارد. به جز حضور او به عنوان راوی نمایش ایتالیایی- ایرانی «لو»، دو بازی خوب روی صحنه دارد؛ اولی بازی در نقش آرش در نمایش خشکسالی و دروغ اثر محمد یعقوبی در سال 90 و دومی هم بازی در نقش ولادیمیر در «در انتظار گودو» نوشته ساموئل بکت و کارگردانی همایون غنی زاده در سال 92. همکاری او با رضا بهبودی در این کار که نقش استراگون را بازی می کرد، یکی از درخشان ترین همکاری های تئاتری در سال های اخیر است.