آرشیو سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۸۱
شعر
۱۵
یادداشت

طنز، خنده بی جهت نیست

اسماعیل امینی (شاعر و پژوهشگر)

همین که می گوییم طنز، به یاد خنده می افتیم. چون دوست داریم بخندیم، چون خنده دوست داشتنی است و حال مان را خوش می کند. اما این «خنده» در کجای طنز است؟ در خندیدن ناگهانی کسی که طنز را می شنود؟ در رفتار و گفتار و کلمات با نمک طنزپرداز؟ یا در مناسبات و گفت و گوها و فضاسازی های خلاقانه ای که در متن طنز است؟ راستش را بخواهید، خنده طنز در همه اینهاست. اما این را هم بگوییم که همه طنزها یک جور خنده نمی سازند. اصلا بیایید به جای بحث نظری، چند جور واکنش در برابر طنز را مرور کنیم:

- گاهی طنز می خوانیم و می خندیم؛ قاه قاه قاه

- گاهی طنز می خوانیم لبخند می زنیم؛ به به عالی

- گاهی طنز می خوانیم و تعجب می کنیم؛ عجب! که این طور!

- گاهی طنز می خوانیم و دل مان خنک می شود؛ جانمی جان! این خیلی خوب بود.

- گاهی هم طنز می خوانیم و سری تکان می دهیم؛ ای داد بیداد!

حالا می توانیم از خودمان بپرسیم: کدام یک از این نوع طنزها، بهتر و ارزشمندتر است؟

من که سال هاست طنز می خوانم و طنز می نویسم، به نظرم هیچ کدام از اینها بهتر از دیگری نیست. هر کدام، طعم خودش را دارد و کاربردش با بقیه فرق دارد. حالا ممکن است بگوییم: آن طنزی ارزشمندتر است که درد مردم را بیان کند. طنزی که ظالمان را مسخره کند و از مظلومان دفاع کند. آن طنزی که حرف های نگفتنی را با شگردهای طنزنویسی بگوید و با رندی از زیر تیغ سانسور در برود. این نوع نگاه به طنز و ارزشگذاری آن نیز خیلی رایج است، حتی خیلی از استادان مشهور درباره ارزش طنز همین چیزها را گفته اند. شاید شما هم که این سطرها را می خوانید نظرتان همین باشد. من اما به خاطر اینکه به زبان و ادبیات و شعر علاقه دارم، دوست دارم که طنز در زبان و بیان نگاهش، ظرافت و تازگی داشته باشد. توقع ندارم که طنزنویس فلسفه و حکمت و عرفان بگوید، یا وارد جدال ها بشود و یک طرف را به نفع طرف دیگر مسخره کند تا دل خواننده اش از خواندن طنز او خنک بشود و جگرش حال بیاید. الان لابد با خودتان می گویید: طنز اگر بی طرف باشد و ترسو باشد و سرش در لاک خودش باشد، به چه دردی می خورد؟ طنز البته بی طرف نیست. اما توقع نداشته باشید که طنزنویس یکی از دوگانه های عوام را برگزیند و این طرف بایستد و به آن طرف حمله کند.

دو گانه هایی از این دست: زن/ مرد - قدیم / جدید - پولدار/ فقیر- عروس/ مادر شوهر- کارمند/ مدیر- مشتری/ فروشنده - مسافر / راننده تاکسی- دانشجو/ استاد

طنز، بی طرف نیست، طنزنویس طرفدار انسان است و هر چیزی که شایسته انسان است. پس ظرافت و هنر و هوشمندی اش را برای مقابله با هر چیزی که شایسته انسان نمی داند به کار می گیرد. چیزهایی مانند دروغ، خشونت، فریب، سنگدلی، حماقت، خبرچینی، بدگویی، فرصت طلبی، ریاکاری، حرص و طمع و از همه مهم تر خودخواهی و خودبینی که بیماری فراگیر انسان امروز است. حالا می توانیم بنویسیم: طنز، خنده جهت دار و با هدف و آگاهانه و هوشمندانه است به هر چیزی که شایسته انسان نیست.