آرشیو سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۸۰
جلد دوم
۷
نگاه

به بهانه انتشار نسخه صوتی «دزد دوچرخه»

معضلات امروزین در سینمای دیروز

کامل حسینی

دیوید بوردول در کتاب هنر سینما می گوید که دسیکا یک کارگر کارخانه را به عنوان «ستاره» فیلم دزد دوچرخه انتخاب کرد:«نحوه راه رفتن او، نشستن او، ژست های او با آن دست های کارگری و نه دست های یک هنرپیشه... همه چیز او کامل بود». اما هدف سازندگان این فیلم در لابه لای بیشتر حرکات مختلف بازیگران، دیالوگ ها و میزانسن های واقعی پرمعنا، سرگرمی های مردمان اعصار مختلف از نیمه نخست قرن بیستم به بعد چه بوده است؟ همان طور که می دانیم «دزد دوچرخه» در عین کاندیداتوری اش برای اسکار؛ همچنین در لیست اولویت بندی فیلم های تاریخ سینما از جایگاهی شناخته شده برخوردار است. از طرفی دیگر منتقدان و کتاب های تاریخ سینما هم اذعان دارند جدا از فرم تاثیرگذار و جدیدش از لحاظ عطف به شرایط اجتماعی و اقتصادی دوران ساخت خودش همچنان محتوای بسیار بدیع دارد. شاید این فیلم از لحاظ فرم و مهم تر اینکه از همان نظر محتوایی و تحلیل های تاریخی(با توجه به سبک نورئالیسمی فیلم) اگر بررسی شود به طور مداوم می تواند تفسیر های نو را از معنویت و باورها تا دیگر مسائل اجتماعی و اقتصادی در خود جمع کند. در لایه های زیرین و عمیق مختلف؛ درست به موازات اوج گیری تنش و بحران ها همچنین کندوکاو روان آنتونیو توسط تماشاگر، دگرگونی های غافلگیرانه در شخصیت آنتونیو رخ می دهد که به طرز هنرمندانه و با فرمی محکم به تصویر کشیده می شود. دگرگونی هایی که در زمان بحران وضعیت معیشتی یک انسان تهیدست و کارگران پیش می آید و ممکن است، تاب مقاومت اخلاقی و انسانی را به طرز شتابناکی از آنها بگیرد. دو سکانس برجسته در این باره را به یاد بیاوریم: نخست در زمانی که خود آنتونیو خسته و ناامید که قبلا همسرش را بابت اعتقاد به زن غیب گو مذمت کرده اما این بار خود نیز پیش شخص فالگیر می رود تا از پیدایش دوچرخه اش خبری غیب گویانه بگیرد. دقیق تصویرگر حالتی که در آن شخصی سست باور، زمانی که راهکاری منطقی و حمایت های قانونی را ندارد به فال گیری یا رمالی و پیش بینی های افراد ویژه ای می رود. 

سکانس دومی تعلیق آمیز دیگر، لحظه تعلیق آمیزی است که آنتونیو به فکر دزدیدن دوچرخه می افتد. در واقع امروزه دزدیدن یک دوچرخه ممکن است، معضل چندان و خسارت سنگینی برای یک قشر ضعیف در بر نداشته باشد اما به گونه ای دیگر اینگونه آسیب های شکننده به طور مکرر رخ می نماید؛ از یک وسیله ساده کسب وکار برای پیک رسانی نظیر موتورسیکلت گرفته تا ماشینی ارزان قیمت اما پرکاربرد(برای طبقه فرودستان) یک پراید مثلا. حقیقت پنهانی دیگر از لابه لای مهم ترین موتیف این فیلم(دوچرخه) دیده می شود؛ این حقیقت ساده اما قابل توجه برای زندگی روزمره ما یعنی افراد کارگر و سایر طبقات فرودست: در صورت هر گونه قاپیدن، ربودن به سبب فقر و تنگدستی قربانی اش، خود بخشی از قشری آسیب پذیر است که تنها تمام زندگی و وسیله اساسی معیشتش یک دوچرخه است. توجه کنیم به سکانسی که آنتونیو در سرقت دوچرخه ا ی ناکام می شود و پس از دستگیری صاحب دوچرخه می گوید: تمام زندگی ام این دوچرخه است... و بعدها در نزدیکی های پایان، مالکش رضایت می دهد و به رفقایش می گوید، بذارید بره او هم از من بدبخت تره.