آرشیو سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۸۱
سیاسی
۳

مجید انصاری: نامه موسوی خوئینی ها نظر مجمع روحانیون مبارز نیست

نقدهای دو جناح به یک نامه

گروه سیاسی :نامه سید محمد موسوی خوئینی ها عضو ارشد مجمع روحانیون به رهبر معظم انقلاب واکنش های انتقادی از هر دو جناح کشور را در پی داشته است. علاوه بر روزنامه کیهان که روز یکشنبه پاسخ تندی به این نامه داد، روزنامه سازندگی ارگان حزب اصلاح طلب کارگزاران سازندگی هم در شماره دیروز خود با انتقاد از موسوی خوئینی ها نامه نگاری او را مصداق رادیکالیسم خواند. دیروز البته مجید انصاری عضو دیگر مجمع روحانیون مبارز تاکید کرد که محتوای این نامه ارتباطی به این تشکل سیاسی ندارد. او در گفت و گو با ایرنا گفته که نامه را در فضای مجازی خوانده و این اقدام تصمیم شخصی موسوی خوئینی ها بوده و نظر مجمع روحانیون نیست.علاوه بر اصولگرایان که از در مخالفت و انتقاد به موسوی خوئینی ها درآمده اند، اصلاح طلبان هم نظر خوشی درباره این نامه و تاثیرگذاری مثبت آن ندارند.

احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی به سایت انصاف نیوز گفته است: «این نامه ها بخصوص از طرف فردی مانند آقای خوئینی ها حوزه تاثیرش بر نظام تصمیم گیری اگر معکوس نباشد، صفر است. ظاهرا حساسیت خاصی درباره آقای خوئینی ها در محافل اصولگرا وجود دارد و حتی ممکن است نیت او از نوشتن نامه عکس منظور واقعی او تعبیر شود. در ضمن آقای خوئینی ها در دهه های نخست پس از انقلاب مواضعی داشته که بسیاری از ناظران همان مواضع را عامل تکرار و تشدید مشکلات کشور می دانند. در این نامه هم نسبت به این موضوعات سکوت شده و تنها به مدیریت کلان کشور اشاره شده است. بنابراین ممکن است این نامه خود زمینه ساز انتقاد دوباره افرادی مانند دکتر زیباکلام از خود وی شود»!وی افزوده: گمان کنم نامه موسوی خوئینی ها نادیده گرفته و فراموش شود.

سعید رضوی فقیه هم در همین باره گفته است: این نامه تاثیرگذار نخواهد بود نه برای مخاطب اسمی نامه و نه برای مردم به عنوان مخاطبان اصلی. آقای موسوی خوئینی ها نشان داده بازیگر سیاسی پشت پرده است که هرچند سال یکبار از غیبت صغری ظهور و صحبت هایی را از موضع یک رهبر جریان ساز با کلی گویی مطرح می کند و دوباره در پرده غیبت پنهان می شود.

از این جهت انتقاد جدی به ایشان وارد است. این رسم سیاست ورزی شفاف و حرفه ای نیست.وی با بیان اینکه ما باید انتقاد را از خود شروع کنیم افزوده: آقای موسوی خوئینی ها در این نامه به 40 سال مشکلاتی که برای مردم به وجود آمده ودلسردی شان نسبت به دین و انقلاب اشاره کردند. یک چهارم از این 40 سال تحت حاکمیت جریانی بوده است که شخص آقای خوئینی ها نقش مهمی در آن داشته اند. منصفانه تر آنست که ایشان اول در مورد عملکرد جریان متبوع خودشان در آن یک چهارم سخن بگویند و آن دوره را هم نقد کنند.

رضوی فقیه ادامه داد: وجه دیگر ماجرا این است که وقتی ما انتقاد می کنیم باید راهکار ارائه دهیم، وگرنه انتقادمان به شعار دادن تنزل می یابد. ایشان باید بگوید که راهکار حل این مشکلات چیست.

محمد مهاجری فعال رسانه ای اصولگرای میانه رو نیز درباره این نامه گفته است: اگر آقای خوئینی ها همچون سال های گذشته سکوت می کردند، هم به نفع خودشان بود و هم به نفع جریانی که به آن وابسته اند - یعنی جریان اصلاح طلب - و هم به نفع کشور. واقعا یک جمله تازه و نو در حرف های آقای خوئینی ها وجود نداشت که دیگران نگفته باشند. دیگرانی که شاید شان و جایگاه آقای خوئینی ها را نداشته اند. انتظار می رفت که آقای خوئینی ها با ادبیات مناسب تر و با تحلیل دقیق تر این نامه را می نوشتند.

به نظرم ادبیاتی که ایشان به کار بردند، بیشتر شبیه ادبیات اصلاح طلبان نورسیده و بی تجربه است و بعلاوه تحلیل هایی که ایشان نوشته، سطحی، دم دستی و غیرعمیق است. مهاجری درباره اهمیت نوشتن نامه شخصیت های مهم به رهبری و تاثیرگذاری آن در روند تصمیم گیری برای آینده افزوده: من فکر می کنم اگر کسی بخواهد به قصد تاثیرگذاری نامه ای را بنویسد، نامه را خصوصی ارسال می کند یا وقت ملاقات حضوری می گیرد و تاثیرش را در آنجا دنبال می کند. امثال آقای خوئینی ها که از این دست نامه های سرگشاده می نویسند، به دنبال تاثیر و تعامل نیستند. به نوعی دنبال گروکشی اند یا به دنبال این هستند که فضای جامعه را تحریک کنند. همه می دانیم نامه سرگشاده مفهومش تاثیرگذاری بر افکارعمومی و ایجاد التهاب است و نه تاثیرگذاشتن بر گیرنده نامه. اما آقای خوئینی ها حتی به این هدفش هم دست نیافت.