آرشیو سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، شماره ۵۶۹۳
صفحه آخر
۲۰
کافه میرداماد

گفت و گو با نصرت الله محمودزاده نویسنده دفاع مقدس درباره آزادسازی مهران

نمایش اقتدار ایران

گفتگو: طاهره آشیانی

 «مهران، خواهرخوانده خرمشهر است در غرب کشور.مهران حتی مظلوم تر از خرمشهر بود، سه بار توسط نیروهای صدام تصرف شد و سه بار ایران آزادش کرد اما برای بار سوم برای همیشه آزاد و تبدیل شد به نماد اقتدار ایران، اما روی مهران به اندازه خرمشهر تبلیغات نشد برای همین آزادسازی مهران مظلوم ماند ! امام خمینی (ره) درباره آزادسازی مهران نیز همان جمله معروفشان را گفتند که خدا مهران را آزاد کرد.اما کمتر کسی می داند که بر سر این شهر چه آمد و چگونه آزاد شد و چگونه سبب شد که جهانیان درباره ایران جور دیگری فکر کنند و صدام دیگر به سرش نزند که به مهران نزدیک شود. بعد از آزادسازی مهران بود که سیاستمداران جهان مسیر جنگ ایران و عراق را به سمتی بردند که این جنگ نه برنده ای داشته باشد و نه بازنده ای. هر چند ایران با اقتدار کامل و در اوج قدرت قطعنامه را پذیرفت و جنگ تمام شد.»

اینها را  نصرت الله محمود زاده می گوید. نویسنده ای که خودش هم در جنگ حضور داشته و خیلی از اتفاقات را با چشم دیده و برای بسیاری از آنها تحقیق کرده و با سند درباره آنها صحبت می کند.محمودزاده بسیار خوش صحبت است و آنقدر تصویری صحبت می کند که همه آنچه می گوید را می توانی مانند یک فیلم سینمایی تصور کنی.خودش هم می گوید که حیف این همه رشادت و مبارزه و شجاعت که تصویری نمی شود . اگر اتفاقات واقعی جنگ ایران و عراق به فیلم خوب تبدیل شود، می تواند دنیا را متاثر کرده و جوانان را هم از دوران دفاع مقدس بیشتر آگاه کند.

جنگ خاکریزها

این نویسنده می گوید: یادتان هست، سردار سلیمانی به ترامپ گفت: «تو با من طرف هستی». این صلابت و اقتدار ریشه در دوران دفاع مقدس داشت و عملیات والفجر و کربلای یک که به آزادسازی مهران منجر شد.آن زمان سردار سلیمانی فرمانده لشکر ثارا... بود که یکی از لشکرهای مهم عملیات مختلف بود. آزادسازی مهران به جنگ خاکریزها نیز شهرت دارد. نیروهای جهادسازندگی در این عملیات سنگ تمام گذاشتند و کاری کردند کارستان. اما باز هم یادآوری می کنم زیاد روی این عملیات تبلیغات رسانه ای نشد و گرنه چیزی کمتر از آزادسازی خرمشهر نداشت. در همین خاکریزسازی های غیورانه بود که شهیدملاقلی که از نیروهای جهادی و بسیجی بود روی یکی از خاکریزها رفت و رجزی خواند بی نظیر، با صدای بلند فریاد زد اینجا خاکریز اسلام و کفر است؛ بیایید و بجنگید برای پیروزی اسلام. همین نطق او بود که به رانندگان بولدوزر جرات داد که با همه توان به خط بزنند و خاکریز بسازند تا نیروهای پیاده نظام و آرپی جی زن بتوانند به میدان بیایند و با عراقی ها بجنگند. تصور کنید بولدوزرهای ایرانی در مقابل تانک های عراقی مقاومت می کردند. در این عملیات نیروهای زیادی از جهادسازندگی به شهادت رسیدند یا مجروح شدند، اما اقتدار ایران در آن زمان آنقدر زیاد بود که مهران را تصرف کرده و صدام یکی از بزرگترین شکست هایش را در همین عملیات تجربه کرد.

از جنگ دریاها تا تصرف مهران

محمودزاده می گوید: برای آزادسازی مهران در عملیات کربلای یک باید به آخرهای سال 64 نگاه کنیم که صدام در دو جبهه شکست بدی خورد؛ یکی جبهه اقتصادی - نفتی که بعد از عملیات خیبر جنگ نفتکش ها را راه انداخت.در این عملیات متوجه شد که در زمین نمی تواند با ایران بجنگد برای همین راهی دریاها شد که در همان زمان نیروی دریایی سپاه شکل گرفت که قدرتمند هم بود. عراق با موشک های کروز که از فرانسه گرفته بود وارد جنگ دریاها شد با این تصور که پیروزی بزرگی به دست خواهد آورد اما چنین نشد و اما در این جنگ هم شکست خورد و  این قضیه آنقدر مهم بود که روزنامه تایمز آن زمان نوشت که عراق نتوانست جلوی صادرات نفت ایران از جزیره خارک را بگیرد. صدام تصمیم داشت صادرات نفت ایران را به صفر برساند اما نتوانست.بعد از شکست در جنگ دریاها دوباره به سمت جنگ زمینی آمد.از آن طرف زمانی که صدام سرش به جنگ دریاها گرم بود، ایران عملیات بزرگ والفجر 8 را تدارک می دید، عملیاتی بسیار بزرگ که باعث شد ما فاو را بگیریم.در همین عملیات هم جهاد سازندگی کار بزرگی کرد؛  پل بعثت را ساخت که برای عملیات حیاتی بود.والفجر 8 ثابت کرد که ایران هنوز می تواند در جنگ زمینی حرف اول را بزند.عراق غافلگیر شده بود و این همزمان شده بود با ورود ناوهای آمریکایی به خلیج فارس و درگیرشدن در جنگ. عملیات والفجر 8 همه پیش بینی خارجی ها را بر هم زد و ثابت کرد ایران قدرت منطقه است. صدام برای جبران این شکست و اصلاح افکار عمومی جهان دست به انتحاری زد که آن را دفاع متحرک گذاشت و یکسری عملیات کوچک راه انداخت که ایران می دانست اینها نمایش های صدام است. نقطه عطف این عملیات تصرف سه باره مهران بود که در اردیبهشت 65 این شهر را تصرف کرد. ایران اما می دانست که پس گرفتن مهران از عراق نمایش اقتدار و توانایی ایران است.این شهر قله ای دارد به نام قلاویزان که دست هر کشوری که بود یعنی مهران و شهرهای آن طرف عراق هم در تصرفش بود. صدام برای تصرف مهران تبلیغات زیادی در جهان راه انداخت و همین باعث شد ایران که در اوج قدرت بود برای آزادسازی مهران هم برنامه ریزی کند.مهران برای ایران هم بعد سیاسی داشت و هم نظامی، یعنی پیروزی در این عملیات مهر تایید قدرت و اقتدار ایران در جنگ بود. قرارگاه نجف در فاو برای این عملیات برنامه ریزی کرده بود و از همان اول بنا بر این بود که مهران آزاد شود و دیگر هرگز به دست عراق نیفتد که این برنامه ریزی به سرانجام هم رسید و مهران در 10 تیر آزاد شد. بعد از این عملیات بود که صدام دیگر نتوانست اقتدار و قدرت خود را به رخ ایران بکشد یا به جهانیان بگوید که من حرف اول را در جنگ می زنم.

شهری که حرمت دارد

این نویسنده می گوید: مهران برای اولین بار سال 59 به تصرف عراق درآمد و از همان سال به شهری جنگزده تبدیل شد که کسی نمی توانست در آن زندگی کند. بعد از عملیات کربلای یک بود که مردم کم کم به مهران برگشتند. بعد هم که مهران به یکی از مرزهای مهم عبور و مرور ایران و عراق تبدیل شد، این شهر به یکی از شهرهای مهم گمرکی تبدیل شد و مردمش توانستند با درآمدهایی که کسب می کنند زندگی خوبی برای خودشان فراهم کنند. مهران یکی از مرزهایی است که مردم برای تردد به عراق و زیارت از آن استفاده می کنند و خوب است که یادآوری کنیم که این شهر خون شهدای زیادی را در دل خود دارد و باید برای همیشه حرمت آن حفظ شود.