آرشیو سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۸۰
صفحه آخر
۱۶
امروز در تاریخ

عملیات مرغ مگس خوار

مرتضی میرحسینی

هیتلر در مسیر تسلط کامل بر آلمان نه فقط احزاب و جریان های رقیب را حذف و سرکوب کرد، که شماری از اعضای حزب نازی را هم کشت و کنار زد. چون می پنداشت در آنها این ظرفیت هست که در آینده به دشمنانش تبدیل شوند و در جبهه مقابل او قرار بگیرند. 

آن زمان حزب نازی حدود 4 میلیون عضو ثبت شده داشت و هیتلر نگران بود که برخی از چهره های اصلی و شاخص حزب، در رهبری این جمعیت بزرگ رقیب او باشند. البته شعارهای انقلابی می داد، اما به واقع یک ضدانقلاب تمام عیار بود و سوسیالیسم را به اندازه دموکراسی و مسیحیت خطرناک و مانع تحقق اهداف خود می دید. می ترسید عده ای از سران و اعضای حزب، شعارهای سوسیالیستی را بیشتر از آنچه برای پیشبرد کارها لازم است، جدی بگیرند و در سرکوب جنبش های کارگری و انحلال اتحادیه ها، چشم و گوش بسته دنباله روی حزب حاکم نباشند.

 به قول سرژ برستاین در کتاب تاریخ اروپا: «هیتلر با اینکه در ادای سخنان مردم فریبانه با هدف جلب توده ها ید طولایی داشت، اساسا به راست رادیکال و ناسیونالیسم افراطی تعلق داشت.» چون خودش برای کارگران و کل جامعه حق اعتراض قائل نبود، نمی پذیرفت که دیگران فکر دیگری در سر داشته باشند و حق اعتراض را به رسمیت بشناسند.

 نمی خواست زمانی که کشور را برای «کارهای بزرگ» -  به عبارت دقیق تر جنگ - آماده می کند، مدام شاهد اعتراض و اعتصاب باشد. خلاصه اینکه اعتقاد داشت از جامعه فقط باید یک صدا بلند شود و آن صدا هم انعکاس صدای حزب حاکم (یا در واقع خودش) باشد. در آغاز، وجدان های بیدار جامعه را سرکوب کرده بود اما چون تصمیم به برچیدن همه نشانه ها و بقایای دموکراسی داشت چاره ای نمی دید جز اینکه وجدان های نیمه بیدار را هم، ولو به زور خفه کند. 

شرایط آرمانی او برای اداره کشور این بود که اگر روزی قدرت را در انحصار خود گرفت کسی مخالفش نباشد؛ اگر تصمیم به کشتار عده زیادی داشت کسی معترض نشود؛ اگر آلمان را در جنگی پرهزینه درگیر کرد کسی مخالف خوانی نکند؛ اگر مردم را به دو دسته «وفادار به حزب» و «خائن به کشور» تقسیم کرد، کسی این دسته بندی جعلی را زیر سوال نبرد؛ اگر در تبلیغات رسمی مشکلات قدیمی و جدید را به گردن دشمنی موهوم و ساختگی انداخت، کسی این پروپاگاندا را به نقد نکشد و اگر دستور داد که فرد یا عده ای را بی جرم و محاکمه زندانی یا اعدام کنند کسی به قانون برای جلوگیری از این ظلم ها استناد نکند. کودتای درون حزبی هیتلر که سال 1934 در چنین روزی آغاز و به دست دو سازمان اس اس و گشتاپو اجرا شد، چهار روز طول کشید و عملیات مرغ مگس خوار یا شب چاقو های بلند نام گرفت. طبق اعلام رسمی خودشان 85 نفر دستگیر و اعدام شدند، اما منابع دیگر شمار آنهایی را که در آن چند روز سر به نیست شدند بیشتر از هزار نفر برآورد می کنند. بسیاری از قربانیان، نه دشمن حزب نازی که اتفاقا رقیب خود او در رهبری حزب بودند و او از برخی شان دلخوری ها و کینه های شخصی داشت. مانند همه پاکسازی های این چنینی عده زیادی هم بی دلیل حذف شدند. بعد از اجرای این عملیات، سیطره هیتلر بر آلمان کامل شد و او به کمک سازمان های مخوف زیر فرمانش، روح و جسم آلمان را به دست گرفت.