آرشیو سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹، شماره ۹۸۰۰
صفحه آخر
۱۲

معراج السعادۃ

شناختن حقیقت «بدن» ، امری است سهل و آسان ، زیرا دانستی که آن از جنس مادیات است و شناخت حقایق مادیات ، چندان صعوبتی ندارد. و اما «نفس»، چون که از جنس مجردات است به حقیقت او رسیدن و او را به کنه ، شناختن در این عالم میسر نیست - رو مجرد شو مجرد را ببین - و ازاین جهت بود که بعدازآنکه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم  شرح حقیقت او را خواستند حضرت بیان نفرمود ، خطاب رسید که : «و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی.» 

یعنی : «از تو از حقیقت روح سوال می کنند ، بگو که «روح» از امور پروردگار است و از عالم امر است.» و بیش از این رخصت نیافت که بیان کند. بلی هرگاه نفس انسانی خود را کامل نموده باشد ، بعد از قطع علاقه از بدن و حصول تجرد از برای آن می تواند شد که آن را بشناسد . بلکه هرگاه در این عالم نیز کسی نفس خود را کامل نموده باشد و بخواهد به سر حد کمال برساند و علاقه او از بدن کم شود ، دور نیست که تواند فی الجمله معرفت به نفس به هم رساند .

فصل سوم : راه شناختن نفس

بدان که : آنچه گفتم آدمی را غیر از همین بدن مادی و صورت حسی ، جزوی دیگر هست مجرد ، که آن را «نفس» می گویند، اگرچه فهمیدن و دانستن آن صعوبت دارد ولیکن هرگاه کسی به نظر تحقیق ، تامل کند این مطلب بر او ظاهر و روشن می شود ، زیرا که :  هر که ساحت دل خود را از غبار عالم طبیعت پاک کند و علایق و شهوات حیوانیت را اندکی از خود دور نماید و آئینه دل را از زنگ کدورات این عالم فی الجمله جلائلی دهد و گاه گاهی در دل را بر روی اغیار نابکار ببندد و با محبوب حقیقی خلوتی نماید و با حضور قلب ، متوجه به عالم انوار شود و با نیت خالص مشغول به مناجات حضرت پروردگار گردد و گاهی تفکر در عجایب ملک و «ملکوت»  جمال و «جبروت»  قادر ذوالجلال کند  البته از برای او حالتی نورانی و «بهجتی» عقلی حاصل می شود که به سبب آن یقین می کند که ذات او از این عالم جسمانی نیست ، بلکه از عالم دیگر است.و راهی دیگر که به سبب آن بتوان دانست که آدمی را غیرازاین بدن ، جزئی دیگراست که از جنس بدن نیست  «خواب» است، که در خواب ، راه حواس بسته شود و بدن از حرکت بازماند و چشم از دیدن ، و گوش از شنیدن بسته ، و تن در گوشه ای ساکن وبی حس شود و باوجوداین ،  در آن وقت آدمی در آفاق و اطراف عالم مشغول سیر کردن باشد و با اصناف خلایق در گفتن و شنودن. بلکه اگر نفس را فی الجمله صفائی باشد در عالم ملکوت راه یابد، و ازآنجا امور آینده را ببیند و بشناسد و بر مغیبات، مطلع شود ، به نوعی که هرگز در بیداری و در وقتی که این بدن درنهایت هوشیاری است نتواند بدان رسید.