آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۸۲
ورزشی
۱۸

کنکاشی درباره سرمربی استقلال که روزهایی بحرانی را تجربه می کند

فرهاد مجیدی و جذابیت بر باد رفته

مهدی ملکی (دبیر گروه ورزشی)

تساوی خانگی استقلال مقابل تیم کم ستاره و جوان سایپا، پایان دنیا نیست. احتمالا/ قطعا پایان زوج مجیدی- استقلال هم نیست. اما پایان جذابیت طرفین است. دیگر فرهاد مجیدی سرمربی آن نام جذاب برای بخش زیادی از هواداران استقلال نیست و از سویی فرهاد هم بخوبی دریافته که استقلال فقط جذابیت و هورا شنیدن نیست. او حالا لمس کرد گاهی روزهای سختی انتظارش را می کشد که تیغ تیز انتقادات هواداران و رسانه ها، زخم هایی عمیق برجای می گذارد و دردی که جای هورا و زنده باد را می گیرد. این خاصیت تیم های بزرگ و پرهوادار است؛ چیزی شبیه شمشیر دولبه. بنابراین بدیهی است که نشستن روی نیمکت یکی از دو قطب فوتبال ایران آن هم به عنوان نفر اول، روی دیگری هم دارد. حتی اگر مجیدی مشابه چنین روزهایی را در زمان پوشیدن پیراهن تیم محبوبش تجربه کرده باشد اما اوضاع در قامت سرمربی شکل دیگری است. چه بسا فرهاد در یکی، دو مقطع حساس استقلال را رها کرد و رفت اما هیچ گاه به اندازه امروز با مقوله نزول محبوبیت میان هواداران دست و پنجه نرم نکرد.

فوتبال باشگاهی ایران پس از حدود 4 ماه وقفه به دلیل شیوع ویروس کرونا با بازی معوقه استقلال و فولاد از سر گرفته شد. استقلال در یک بازی جنجالی باخت و پس از آن مجیدی و شاگردانش در بازی با سایپا هم نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. نکته حائز اهمیت اینکه آبی پوشان در هر 2 دیدار گل نخست بازی را به ثمر رساندند اما نتوانستند برتری شان را حفظ کنند. مجیدی پس از شکست برابر فولاد، پستی در اینستاگرامش با هشتگ «فوتبال پاک» منتشر کرد. او کدهایی داد که اگرچه قابل بررسی و پیگیری توسط نهادهای مربوطه است اما واقعیت این است که هوادار با این اتفاقات سرگرم نمی شود. بخصوص اگر بازی بعدی را هم پیروز نشوی. فرهاد بعد از بازی با سایپا هم همه را در صفحه شخصی اش آنفالو کرد. موضوعی که نشان می دهد بخشی از تمرکز او روی فضای مجازی است. در روزهای سخت تمام اینها سوژه ای برای نقد و انتقاد می شود. چه بسا در حال حاضر کمتر کسی در جبهه فرهاد قرار دارد، کمتر هواداری تمام و کمال حامی سرمربی تیمش است و می گوید که به واسطه لشکری از بازیکنان مصدوم و محروم، دست او بسته بود. این یک واقعیت است اما مسئولیت همین لشکر مصدوم هم در کنار بدشانسی، برعهده سرمربی است. فرهاد حتی تذکر و توصیه پزشک تیم را هم برنتابید تا باشگاه بعد از چند روز مجبور به برگزاری مراسم آشتی کنان میان پزشک و بدنساز شود. پس از پارگی رباط صلیبی مرتضی تبریزی در یکی از بازی های دوستانه، دکتر ستوده در مصاحبه ای به همکارانش در بخش بدنسازی و آمادگی جسمانی توصیه کرد که با توجه به دوری طولانی مدت بازیکنان از شرایط تمرینی و بازی، تمرینات بدنسازی ویژه برای جلوگیری از مصدومیت ها طراحی و اجرا شود. اما این جملات و انتقاد تلویحی از بدنساز تیم به مذاق مجیدی خوش نیامد و اوضاع به گونه ای پیش رفت که دکتر ستوده پس از چند روز در مصاحبه اش موضعی گرفت که نشان از عقب نشینی او داشت. نتیجه جدی نگرفتن و بی اعتنایی به تذکر پزشک هم چیزی جز پارگی رباط صلیبی 2 بازیکن (6 ماه خانه نشینی) و کشیدگی همسترینگ 2 بازیکن دیگر (دوری یک ماهه از تیم) نبود. این تعداد مصدومیت تنها در 10 روز اتفاق افتاد و باعث شد دست مجیدی حسابی خالی شود. به اینها محرومیت علی کریمی و سفر دیاباته ناآماده به فرانسه را هم اضافه کنید. بله! فرهاد مجیدی بدشانسی هم آورده اما واقعیت این است که خود او و دستیارانش در شکل گیری این بدشانسی سهم داشته اند. از سویی استقلال در بازی مقابل فولاد با تصمیمات سختگیرانه داور مواجه شد اما هیچ کس متوجه نشد که دلیل آن همه عصبی بودن و نداشتن تمرکز مجیدی و شاگردانش چه بود. مجیدی نباید فراموش کند که به واسطه جایگاهش سهمی غیرقابل انکار در این اتفاقات دارد و مسئولیت پذیری را به تک تک شاگردانش هم انتقال دهد، نه اینکه جملگی به دنبال یافتن مقصری خارج از مجموعه تیم باشند.

با تمام این اوصاف هنوز همه چیز تمام نشده است. اگر مجیدی و همکارانش تمرکز صد درصدی شان را روی تیم و یافتن راهی برای برون رفت از وضعیت فعلی بگذارند، مطمئنا می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند. اگر استقلال در بازی های آینده نتایج خوبی بگیرد، فرهاد یکبار دیگر محبوب می شود. چرا که هوادار می بیند او در غیاب چند بازیکن کلیدی و مصدوم، تیم را سرپا نگه داشت و بنایراین ارزش اعتماد بیشتر را خواهد داشت . این اتفاق تنها در شرایطی می افتد که فرهاد موفق شود خودش و شاگردانش را از لحاظ ذهنی و تمرکز به نقطه مطلوب برساند و در کنار آن انگیزه مجموعه تیم را برای جبران و  کسب نتایج ایده آل، در حد یک مدعی قهرمانی بالا ببرد.