آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۸۱
صفحه اول
۱
جهان

دفاع ایران از فلسطین

اردوان امیراصلانی

به احتمال قریب به یقین دولت اسراییل در تاریخ اول جولای طرح الحاق شهرک های یهودی نشین برخی مناطق کرانه باختری به سرزمین های اشغالی را عملی خواهد کرد که تقریبا شامل 30درصد قلمروی مورد ادعای فلسطینیان برای کشور آینده آنان است. ناگفته پیداست که این الحاق به طرز جبران ناپذیری به ایده پیش روی جامعه بین المللی برای ایجاد کشور فلسطین با حاکمیت مستقل در کنار اسراییل پایان می بخشد. 

این نقطه عطف آخر در سیاست راست افراطی نتانیاهو به طور قطع رویای استقلال را برای میلیون ها فلسطینی کمرنگ خواهد کرد. به درستی علایم هشدار دهنده زیادی ازجمله انتقال سفارت امریکا از تل آویو به بیت المقدس یا حتی به رسمیت شناختن الحاق بلندی های جولان سوریه توسط واشنگتن وجود داشت.

با این حال الحاق سرزمین های اشغالی فلسطین، روابط اسراییل با متحدان اخیر خود به ویژه پادشاهی های نفتی حوزه خلیج فارس که در ترس دایم از ایران به سر می برند و به امید برخورداری از حمایت در مقابل ایران به دامن اسراییل پناه برده اند را دچار مشکل خواهد کرد. به علاوه، این تجدید رابطه باتوجه به ترس مشترک با اسراییلی ها از تبدیل شورش های بهار عربی به زمستان اسلامی طبیعی به نظر می رسید. درمورد سوء ظن این کشورها به حمایت اردوغان، رییس جمهور ترکیه و آل ثانی، امیر قطر از اخوان المسلمین نیز همین مساله صادق بود.

با وجود تحولات ژئواستراتژیک از جنگ داخلی سوریه گرفته تا هرج و مرج در لیبی که جهان عرب و مسلمان در جهان تجربه می کند، آرمان فلسطین دیگر خبرساز اول رسانه ها نیست. بنابراین، کشورهای پادشاهی نفتی حوزه خلیج فارس با خیال راحت از مشکل فلسطین روی برگردانده اند. با این حال، الحاق برنامه ریزی شده برای اول جولای به حدی باعث تغییر اوضاع می شود که یکی از حامیان عادی سازی روابط جهان عرب با اسراییل یعنی یوسف العتیبه سفیر امارات متحده در واشنگتن زنگ هشدار را در مقاله ای که در 12 ژوئن در روزنامه اسراییلی یدیعوت آهارونوت منتشر کرد به صدا در می آورد. العتیبه در این مقاله یادآور می شود که الحاق بخشی از کرانه باختری به سرزمین اشغالی اسراییل به طور قطع و یقین و با فوریت رویای اسراییل برای بهبود روابط امنیتی، اقتصادی و فرهنگی با جهان عرب را آشفته خواهد کرد. 

این بیانات از هر لحاظ تعجب آور است، زیرا همین کشورهای پادشاهی نفتی هستند که با عادی سازی روابط خود با اسراییل به ضرر فلسطین، از یک سو به ظهور راست گرایان افراطی اسراییلی و از سوی دیگر به الحاقاتی که امروز از آن انتقاد می کنند دامن زده اند. عادی سازی روابط نتانیاهو را قادر به ادامه اشغال نظامی سرزمین های اشغالی ساخته بی آنکه دیگر انگشت اتهام برای به خطر انداختن پذیرش اسراییل و به رسمیت شناختن آن توسط همسایگان عرب به سمت او نشانه رود. 

جمهوری اسلامی به نوبه خود همواره برای شکست تلاش های فوق و دستیابی به راه حل مناقشه اسراییل و فلسطین از طریق مذاکره به ویژه در کنفرانس مادرید در سال 1991 یا توافقنامه اسلو در سال 1993 تلاش کرده است. در واقع ایران با بهره گیری از تضعیف موقعیت اسراییل در سطح بین المللی، می تواند از فرصت به دست آمده با این الحاق برای تقویت جایگاه خود در خاورمیانه استفاده کند. باید یادآور شد که بازیگران اصلی بین المللی قبلا به وضوح مخالفت خود با این الحاق را اعلام کرده اند. اتحادیه اروپا از قبل برای این الحاق یکجانبه به اسراییل هشدار داده بود و قصد مجازات این کشور را دارد. جو بایدن، نامزد دموکراتیک که در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در نوامبر آینده مورد حمایت قرار گرفته نیز آشکارا نسبت به این موضوع موضع خصمانه اتخاذ کرده است. حتی کمیته روابط عمومی امریکا و اسراییل که از قدرتمندترین لابی های طرفدار اسراییل در ایالات متحده به حساب می آید، اعضای کنگره را به ابراز نگرانی علنی خود درباره این الحاق یکجانبه فراخوانده است. 

 با وجود مشکلات عظیم اقتصادی ناشی از تحریم و فشار حداکثری امریکا از یک سو و بحران مدیریت بیماری همه گیر کووید19، ایران تلاش خواهد کرد تا با تثبیت موقعیت استراتژیک و قدرت بلامنازع خود در منطقه در راس هرم مخالفان بین المللی این الحاق قرار گیرد. به علاوه، حتی اگر این الحاق به انتفاضه سوم نیز بینجامد، آنگاه فرصتی طلایی برای تهران خواهد بود تا با دفاع از آرمان های فلسطین بیشتر در قلب مردم عرب جای گیرد؛ چیزی که احتمالا برای دولتمردان عرب خوشایند نخواهد بود.