آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۹۲۳
تاریخ و اقتصاد
۲۶
گاهشمار

ورود نیروهای بریتانیایی به کرمان

30 ژوئن 1916 در جریان جنگ اول جهانی نیروهای بریتانیایی که عمدتا شامل سربازان هندی بود به فرمانده پرسی سایکس، وارد شهر کرمان در جنوب ایران شدند. سرپرسی سایکس، از سال 1892 با سمت افسر «هنگ دوم نیزه دار» سفرهای خودش را در آسیای مرکزی آغاز می کند. سال 1893 به دستور لندن روانه ایران می شود. پس از ورود، تسلط بر زبان پارسی را در دستور کار خودش قرار می دهد. در اکتبر 1894 میلادی، کنسولگری انگلیس را در کرمان تاسیس می کند. در آن روزها سایکس 27 ساله بود. کنسولگری انگلیس در کرمان پایگاه دیده بانی انگلیس ها در برابر روس ها است تا تحولات ایران را به وزارت خارجه کشورش در هند گزارش دهد. از این جاست که لندن برایش حکم کنسولی می دهد.

در همین سال هنگام جشن تولد ناصرالدین شاه به تهران می آید وبه حضور شاه می رسد. خودش دراین باره در جایی می نویسد: وزیر مختار بریتانیا نگارنده را حضور ناصرالدین شاه معرفی می کند و او نیز راجع به نقاط دور دست کشور خود سوالات مفصلی از من کرد و از توضیحات اینجانب اظهار مسرت و خوشوقتی کرد و گفت: «اخباری که افسران انگلیسی دراختیار من می گذارند به مراتب مفیدتر از اطلاعات ماموران ایران است!» سایکس در سال 1896 به تهران بازمی گردد و زمستان را در سفارت انگلستان سپری می کند. در اکتبر 1897، حکومت هند به سایکس دستور رسمی می دهد که از بنادر خلیج فارس بازدید کند و درباره زیان های بیماری طاعون در هند و پیامدش بر تجارت انگلستان وهند گزارش تهیه کند. در سال 1898 روسیه تزاری کنسولگری سیستان را راه اندازی می کند و سایکس هم مامور تاسیس کنسولگری انگلیس در آن منطقه می شود. درسال 1900، دولت بریتانیا با بوئرهای آفریقای جنوبی واردجنگ می شود. این، هم زمان است با ماموریت سایکس در کرمان به عنوان کنسول. او در پاییز 1900 تقاضای مرخصی می کند و روانه جنگ های آفریقای جنوبی می شود. یک سال پس از آن، به عنوان قهرمان زخم خورده به انگلستان می رود و با ایولین سیتون، دختر سرهنگ بروس اوترم سیتون ازدواج می کند که نتیجه این ازدواج 6 فرزند است. کشف نفت و تاسیس شرکت نفت ایران و انگلیس، لندن را بر آن می دارد تا متوجه امنیت جنوب شود. سایکس در سال 1905 میلادی- 1283خورشیدی- که در کرمان فعالیت دارد، به سر آرتورهاردینگ -سفیر انگلیس در ایران- می نویسد: ایجاد یک نیروی سوار در جنوب ایران با نظارت افسران انگلیسی تنها چاره همیشگی برای ناامنی هاست. از 1905 تا 1913 میلادی، او سرکنسول انگلیس در خراسان می شود. ماموریت سایکس درمشهد، برابر با همان سال هایی است که روسیه تزاری و دولت انگلیس درنتیجه معاهده 1907 و تعیین مناطق نفوذ در ایران، با یکدیگر زد و بند کرده اند.  اکنون سال 1907 میلادی است. انگلستان با انگیزه جلوگیری از نفوذ آلمان در آسیا و بدون اطلاع ایران با روسیه توافق نامه ای را امضا می کند که به موجب آن، ایران به سه منطقه بی طرف، روسی و انگلیسی تقسیم می شود. در این سال ها سایکس سرگرم تشکیل یک نیروی نظامی- پلیسی در کرمان و فارس است. روس ها هم دست اندرکار افزایش شمار نیروهای قزاق هستند و ایرانیان تا چشم می گشایند، می بینند که کشورشان به تحت الحمایگی انگلیس و روسیه درآمده است.