آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۸۲
جهان
۴
پاورقی : اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد (خاطرات 453 روز حضور در کاخ سفید) (7)

تقسیم پست های کلیدی

جان بولتون (مشاورامنیت ملی سابق ترامپ) مترجم: مسعود میرزایی بهجت عباسی

بعد از دیدار با ترامپ، جلسه دیگری با حضور من، پریباس و بنن در یک اتاق کنفرانس کوچک برگزار شد که طی آن هر دو نفر معتقد بودند دیدار با ترامپ «بسیار خوب» پیش رفته است. بنن اشاره کرد که ترامپ تاکنون از نظر گستره بحث سیاست خارجی، ترسیم چشم اندازها و تشریح جزئیات هرگز چنین حرف هایی را نشنیده بود. جالب اینکه با وجود این حرف ها آنها همچنان اصرار داشتند که من پست قائم مقامی وزیر را بپذیرم، چون خوشبین نبودند که پست وزارت به من برسد. دوباره توضیح دادم که چرا حضورم در این پست مثمر ثمر نخواهد بود.

روز بعد مطلع شدم که ترامپ قرار است با تیلرسون برای تصدی پست وزیر خارجه مصاحبه کند و این نخستین بار بود که اسم وی به عنوان نامزد وزارت خارجه مطرح می شد و متوجه شدم که چرا پریباس و بنن اصرار داشتند من به پست قائم مقامی وزارت خارجه فکر کنم.

نه ترامپ و نه دیگران در مورد موضوع تایید صلاحیت نامزدهای وزارت خارجه توسط مجلس سنا حرفی نزده بودند. اکثر نامزدهای پیشنهادی ترامپ باید منتظر مخالفت تعداد قابل توجه یا حتی همه سناتورهای دموکرات می بودند.

دیدگاه های انزواگرایانه سناتور «رند پال» در حوزه سیاست خارجی که برای همه شناخته شده است، می توانست برای من در صورت معرفی شدن به سنا به عنوان نامزد تصدی وزارت خارجه مشکل ساز شود، اما چند سناتور جمهوریخواه (از جمله جان مک کین، لیندسی گراهام و کری گاردنر) به من اطمینان داده بودند که بر مخالفت افرادی مثل رند پال غلبه خواهند کرد.

در هر صورت پس از ملاقاتی که با ترامپ و مشاورانش داشتم، سکوت حکمفرما شد و هیچ خبری از برج ترامپ نیامد و من متقاعد شدم که همچنان یک شهروند عادی باقی می مانم.

اعلام نامزدی تیلرسون برای تصدی پست وزارت خارجه در روز 13 دسامبر قطعی شد اما موج جدیدی از گمانه زنی ها در موافقت و مخالفت با احتمال تصدی پست قائم مقامی وزارت خارجه توسط من، شروع شد. یکی از مشاوران ترامپ ضمن تشویق من به پذیرش این پست، می گفت؛ «در عرض 15 ماه شما وزیر خارجه خواهید شد. همه ملاحظات و معذوریت های ترامپ را در مورد این انتصاب می دانند.»

یکی از این ملاحظات سال ها حضور تیلرسون در شرکت نفتی «اکسون موبیل» بود که طی آن روابط خوبی را با ولادیمیر پوتین و روسیه برقرار کرده بود و ترامپ نیز دقیقا در همان زمان در معرض انتقادات زودهنگام و در عین حال مداوم منتقدان قرار داشت که او را به همدستی با پوتین برای شکست هیلاری کلینتون متهم می کردند.

هرچند که ترامپ در نهایت از ساخت و پاخت با روس ها تبرئه شد ولی واکنش دفاعی وی به طور آگاهانه در این راستا بود که دخالت روسیه در انتخابات امریکا و انتخابات سایر کشورهای جهان و همچنین در بحث های کلی تر مربوط به سیاستگذاری عمومی را به نوعی نادیده بگیرد یا انکار کند.

سایر دشمنان امریکا مثل چین، ایران و کره شمالی هم در این امور مداخله می کردند. در همان روزها من در تحلیل هایی که ارائه کردم بر اهمیت و حساسیت مداخلات خارجی در سیاست هایمان تاکید کردم.

سناتور مک کین در اوایل ماه ژانویه (2017) از من تشکر کرد و گفت؛ «تو مردی پایبند به اصول هستی»، این حرف نشان می دهد که شاید اگر او این پیشامدها را می دانست، از من نزد ترامپ تعریف و تمجید نمی کرد.

در وزارت دفاع هم در مورد انتخاب قائم مقام وزیر بحث و جدل جریان داشت. متیس به دنبال این بود که یکی از مقامات دوران اوباما به نام «میشل فلارنوی» را برای این پست انتخاب کند.

اگر هیلاری کلینتون رئیس جمهوری می شد، احتمالا خانم فلارنوی دموکرات به عنوان وزیر دفاع دولت وی انتخاب می شد، اما اینکه چرا متیس خواهان استفاده از وی در یک دولت جمهوریخواه بود، واقعا برای من قابل درک و فهم نبود.

علاوه بر این متیس تلاش داشت تا «آن پترسون» یکی از مدیران باسابقه در بخش خدمات برون مرزی وزارت خارجه را در جایگاه مهم و حساس معاونت وزیر دفاع در حوزه سیاستگذاری منصوب کند.

من در چند نوبت با خانم پترسون کار کرده بودم و معتقدم که او بیشتر برای تصدی یک پست ارشد در بخش سیاستگذاری در یک دولت لیبرال دموکرات مناسب بود، نه دولت جمهوریخواه. سناتور «تد کروز» از متیس درباره پترسون سوال کرد اما وزیر دفاع نتوانست یا نخواست دلایل خود را برای نامزدی وی تشریح کند و در نهایت پس از افزایش مخالفت ها از ناحیه سناتورهای جمهوریخواه و دیگران، نامزدی خانم پترسون برای معاونت وزارت دفاع منتفی شد.

این نوع آشفتگی ها منجر به این شد که افرادی نظیر سناتور گراهام و دیگران به من مشورت بدهند که بهتر است در شروع کار دولت ترامپ، کنار بایستم و منتظر بمانم تا شاید در آینده به دولت بپیوندم. من شخصا این مشورت ها را متقاعدکننده یافتم.

در اواخر سال 2016 مدتی نیز موضوع احتمال انتصاب من به عنوان مدیر اطلاعات ملی (که به نوعی مسئول کل تشکیلات اطلاعاتی امریکا می باشد) مطرح شد ولی در نهایت در اوایل سال 2017 سناتور «دن کتس» رسما برای تصدی این پست معرفی شد. به نظر من این سازمان جدید که پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 توسط کنگره و برای به اصطلاح هماهنگی بیشتر و بهتر جامعه اطلاعاتی ایجاد شد، یک کار اشتباه بود.

این سازمان در واقع به یک پوشش و روکش بوروکراتیک اضافی تبدیل شد. حذف این روکش بوروکراتیک یا اصلاح این وضعیت به عنوان مدیر اطلاعات ملی از جمله کارهایی بود که علاقه مند به انجام آن بودم اما خیلی سریع به این جمع بندی رسیدم که ترامپ شخصا علاقه ای به انجام این کار و حمایت از آن ندارد که در این صورت از نظر سیاسی کار من بسیار سخت می شد.

همچنین با توجه به درگیری طولانی و تقریبا بی منطق ترامپ و جامعه اطلاعاتی امریکا که خیلی زود شروع شد، باید بگویم خوش شانس بودم که پست مدیر اطلاعات ملی در مسیر حرفه ای من قرار نگرفت.

 به این ترتیب بود که دوره انتقالی بدون هیچ گونه چشم انداز روشنی در زمینه احتمال پیوستن من به دولت ترامپ سپری شد. من نتیجه حاصل شده را چنین حلاجی کردم که اگر فرآیند تصمیم سازی های ترامپ پس از مراسم تحلیف ریاست جمهوری نیز مثل گزینش اعضای دولتش نامتعارف و دمدمی مزاجانه باشد، همان بهتر که کنار باشم، اما واقعا کسی نمی تواند چنین چیزی را در مورد کل کشور بگوید، چون تصمیمات ترامپ همه را تحت تاثیر قرار می دهد و همه کشور نمی توانند کنار بایستند.