آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۸۱
اندیشه
۱۵
دیدگاه

برای فردای ایران؛ بمانید و بمانیم

محمدجواد نصراصفهانی (دکترای فیزیک)

همزمان با جنبش مشروطه خواهی ملت ایران به تدریج لزوم و ماهیت و کارکرد مطبوعات برای جامعه آن روزگار ایران احساس شد و روزنامه های زیادی با تفکرات مختلف پا به عرصه سیاست داخلی گذاشتند. اما دیری نپایید که آن بهار به خزانی تبدیل شد و مطبوعات با مشی سیاسی به سرعت رو به افول نهادند. در سال های پس از آن، مطبوعات سیاسی چندان رونقی نداشت و تنها در برهه هایی همانند سال های ابتدایی روی کار آمدن پهلوی دوم (1324-1320) و دوران ملی شدن صنعت نفت (1332-1328) مطبوعات سیاسی مجددا رونق تازه ای یافتند. در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با توجه به افزایش آگاهی ها و ضرورت برآمده از تلاش های ریشه دار یکصد ساله ملت ایران در مسیر کسب آزادی و عدالت، مطبوعات مجددا بهاری نو یافتند. ولی خیلی زود در اثر شرایط ناشی از جنگ تحمیلی و بحران های سال 1360 مطبوعات محدود به انتشار چند روزنامه و مجله دولتی شدند. در سال های پس از جنگ تحمیلی، مطبوعات ایران با توجه به مقتضیات زمانه، دوران های متفاوتی را سپری کردند که پربارترین آن، دوران 8 ساله دولت اصلاحات بود. سال هایی که بعضی روزنامه ها روزانه تا 3 نوبت چاپ می شدند و بسیاری از مردم دو یا سه روزنامه می خریدند و به خانه می بردند و آنها را می خواندند و نظر و اعتراض و همدلی و همراهی شان با مطبوعات در جامعه منعکس می شد. در سال های اخیر پس از دوران 8 ساله دولت محمود احمدی نژاد هر چند بسیار کمرنگ تر از دوران اصلاحات ولی مجددا مطبوعات جان تازه ای گرفتند. با این وجود و به رغم اینکه مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی یک ابزار اطلاعاتی مهم در تار و پود زندگی مردم جای گرفته و به عنوان پل ارتباطی بین حاکمیت و جامعه علاوه بر اینکه سبب بیداری افکار عمومی می شود، می تواند آثار مثبتی همچون ایجاد اتحاد و همبستگی بین مردم، کاهش درگیری های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به همراه داشته و با جلب توجه هر چه بیشتر مردم، علاقه آنان را به مشارکت در امور مملکتی و کمک به پیشرفت برنامه های توسعه در سطح ملی و حفظ استقلال کشور در سطح بین المللی افزایش دهد. اما متاسفانه در دو سال اخیر و افزون بر موانع قبلی به ویژه با شروع بحران کرونا، مشکلاتی برای مطبوعات کشور پدید آمده و روزانه خبرهای نگران کننده ای مبنی بر تعدیل روزنامه نگاران، استعفای سردبیران و... منتشر می شود. 

از مهم ترین موانع بر سر راه مطبوعات می توان به محدودیت های ایجاد شده بر تولید محتوای حرفه ای اشاره کرد. مطبوعات وسیله آگاهی جامعه اند. هر چه دانش و آگاهی جامعه بیشتر شود، پیشرفت آن جامعه نیز افزایش خواهد یافت. در مقابل اگر محدودیت هایی در این مسیر برای آنان فراهم شود و نتوانند با فراغ بال وظیفه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی را انجام دهند، آنگاه منجر به ناآگاهی آحاد جامعه شده بنابراین پیشرفتی از درون این جامعه پدید نخواهد آمد. این محدودیت سبب شده تا به رغم اینکه مطبوعات که دربرگیرنده یک سری از اصول و مهارت هایی در عرصه روزنامه نگاری، ادبیات و نگارش صحیح خبر هستند، ویژگی هایی که به ندرت در کانال ها و صفحات فیک دنیای مجازی مشاهده می شود، اعتماد عمومی به مطبوعات کاهش یافته و در مقابل پیگیر اخبار و اطلاعات منتشر شده در فضای مجازی شوند. از سوی دیگر محدودیت های اقتصادی موجب شده، اهالی مطبوعات با کمترین دستمزد و امکانات کار کنند. عموما حامی مالی نداشته و تنها منبع کسب درآمد آنها، انتشار آگهی(که البته به ندرت و تنها از سوی بخش خصوصی) و فروش باجه است. این شرایط بغرنج اقتصادی سبب شده که برخی از اهالی مطبوعات به شغل دوم روی آورده که این موضوع زمان و فراغت لازم برای چاپ سوژه های متنوع را از آنها گرفته و برخی دیگر جذب روابط عمومی ها و پایگاه های خبری شده و در نتیجه منجر به افزایش مشکلات مطبوعات از نقطه نظر کیفی شده است.

با این وجود و در شرایط فعلی کشورمان و مشکلاتی که پیش رو داریم برای ارج نهادن به تمام تلاش ها و کوشش هایی که برای پیدایش فردایی بهتر برای این آب و خاک طی بیش از 150 سال اخیر شده و برای ایستادگی در راستای حفظ تمام آن دستاوردها و جلوگیری از بازگشت به وابستگی ها، تفرقه جویی ها، تجزیه طلبی ها و... بر شما اصحاب مطبوعات است که بر عهد خود با تاریخ این مملکت متعهد بمانید. اگرچه در گذشته مطبوعات محل امنی برای سرمایه گذاری بوده اند اما در حال حاضر این عرصه جزو پر مخاطره ترین عرصه ها در حوزه فعالیت و اشتغال شده است. البته این مسائل و مشکلات هرگز توجیهی برای شانه خالی کردن از بار اصلی مسوولیت روزنامه نگاری و روزنامه داری نباید باشد. به یاد آورید که بهار مطبوعات اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 ناشی از تلاش روزنامه نگاران و اصحاب قلمی بود که دوران سخت اواخر جنگ تا اواسط دهه 70 را با همه کاستی ها، بی مهری ها و سخت گیری ها پشت سر گذاشتند. امروز هم چنانچه خواهان آینده ای روشن برای ایران عزیز هستید با درک شرایط فعلی و تجارب دو دهه اخیر، بمانید.

از سوی دیگر با توجه به اینکه اصحاب مطبوعات بخشی از جامعه جوانان تحصیلکرده کشور را تشکیل می دهند، برماست که ارج بیشتری بر مطبوعات نهاده و بپذیریم که در برابر زندگی آنان مسوولیم. بنابراین و به رغم اینکه امروزه مشکلات اقتصادی بسیاری گریبان طبقه متوسط جامعه، به عنوان خاستگاه اصلی مطبوعات را گرفته است و خود به خود مطبوعات از سبد خانواده حذف شده یا در حال حذف است، بخشی از مسوولیت این مشکلات را بپذیریم و با خرید و مطالعه روزنامه و مجلات بر عهد خود با تاریخ این مرز و بوم متعهد بمانیم.