آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۹۸۰۱
صفحه آخر
۱۲

معراج السعادۃ

و راه دیگر آنکه : آدمی را قوت معرفت همه علم ها و صنعت ها است  و با آن ها پی می برد به حقایق اشیا  و می فهمد اموری چند را که نه از این عالم است و نه می داندکه از کجا این امور داخل قلب او شده و از کجا فهمیده و دانسته. بلکه گاه است که: دریک لحظه ، فکر او از مشرق به مغرب و از «ثری» تا «ثریا» رود ، باآنکه تن او در عالم خاک محبوس و ایستاده. و بالجمله این مطلب امری است که بر هر که اندکی تامل نماید، مخفی و پوشیده نمی ماند. در کتاب الهی و اخبار ائمه معصومین در مقامات متعدده اشاره به آن شده ، مثل قول خدای تعالی که خطاب به سید رسل می فرماید: «قل الروح من امر ربی» یعنی: «بگو در جواب کسانی که سوال می کنند از تو از حقیقت روح انسان که: «روح» ازجمله کارهای الهی است و از عالم امر است.» «الا له الخلق و الامر» «یعنی: عالم امر ، خدا را است و عالم خلق خدا را». هرچه به مساحت و «کمیت» درآید آن را «عالم خلق» گویند و روح انسانی چون مجرد است آن را مقدار و کمیت نباشد. و دیگر می فرماید :«یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه». و دیگر می فرماید: «و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها». و از پیغمبر صلی الله علیه و آله مروی است که فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»یعنی: «هر که شناخت نفس خود را پس می شناسد پروردگار خود را». و معلوم است که: شناختن این بدن جسمانی که امری است سهل و آسان ، چندان مدخلیتی در معرفت پروردگار ندارد و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام مروی است که فرمودند: «خلق الانسان ذا نفس ناطقه» یعنی : «انسان خلق کرده شد صاحب نفسی که به سبب آن ادراک معقولات می کند.»

 فصل چهارم : حقیقت و ماهیت آدمی

چون دانستی که : هرکسی مرکب است از نفس و بدن ، پس بدان که حقیقت آدمی و آنچه به سبب آن بر سایر حیوانات ترجیح دارد همان «نفس» است که از جنس ملائکه مقدسه است. و «بدن» امری است عاریت ، و حکم مرکب از برای نفس دارد، که بدان مرکب سوار شده و از عالم اصلی و موطن حقیقی به این دنیا آمده، تا از برای خود تجارتی کند و سودی اندوزد و خود را به انواع کمالات بیاراید و اکتساب صفات حمیده و اخلاق پسندیده نماید و باز مراجعت به وطن خود نماید. یا هر بدنی حکم شهری را دارد آفرینش، که پادشاه کشور هستی که حضرت آفریدگار است ، هر بدنی را «اقطاع»  روحی که از زادگاه عالم تجرد است مقرر فرموده تا از منافع و مداخل آن شهر تهیه خود را دیده ، و مسافرت به عالم قدس کند و سزاوارخلوتخانه انس گردد .