آرشیو پنج‌شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۷۴۰۷
تئاتر
۱۴

از اختلاف نظر تا بودجه و وعده های بی نتیجه

چرا بعد از حدود 20 سال ساخت موزه تئاتر همچنان بی نتیجه مانده است؟

محسن بوالحسنی

 بیایید برای شروع این گزارش، اول سری به قدیمی ترین ساختمان تئاتر در ایران، یعنی تئاتر نصر بزنیم که زمزمه های تخریب و نابودی اش آن طور که در ادامه خواهیم گفت پیشنهاد و فکر تاسیس موزه تئاتر را روی زبان ها و کاغذها انداخت. تئاتر نصر، نوستالژیک ترین سالن برای خاک صحنه خورده ها و پیشکسوت های تئاتراست که بسیاری شان حالا دیگر در قید حیات نیستند اما کار خود را از همین ساختمان و صحنه همین تئاتر آغاز کرده اند؛ تئاتر نصری که باید آن را اولین تماشاخانه خصوصی ایران لقب داد، در روزگار خودش صاحب جلال و جبروتی بود و البته فراز و فرودهای بسیاری هم به عمر خود دید. بعد از انقلاب هم دست به دست شدن این تماشاخانه کاری از پیش نبرد و روزبه روز چهره ای فرسوده تر از قبل پیدا می کرد تا در نهایت این تماشاخانه مردادماه سال 1381 در حالی که میزبان نمایش «سی وهفت شاهی جناب میرزا» بود برای آنچه نامش را مرمت و بازسازی گذاشته بودند، تعطیل شد. از همین سال بود که زمزمه های پیشنهاد تاسیس موزه تئاتر و درست زمانی که بحث ساختمان روبه تخریب و به یغما رفته تئاتر نصر رسانه ای شد، شکل جدی به خود گرفت و بسیاری از هنرمندانی که خاک همین صحنه را خورده بودند پیشنهاد تبدیل این تماشاخانه را به موزه تئاتر دادند. چهره هایی چون مرحوم عزت الله انتظامی و محمود عزیزی از اعضای بخش تئاتری فرهنگستان راه اندازی این موزه را ضروری دانستند و خواستار کمک و همیاری سازمان های دولتی در این زمینه شدند.  بعد از چند سال، یعنی در سال 1385 طی جلسه 593 شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار شد موزه تئاتر ایران تاسیس و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اساسنامه این موزه را تهیه و تصویب آن را حسب صلاحدید به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد کند. حالا اما با گذشت چیزی حدود دو دهه، همچنان افتتاح موزه تئاتر منتفی به نظر می آید و افق روشنی پیش چشم نمی بیند.  بعد از به سرانجام نرسیدن طرح به موزه تبدیل شدن ساختمان تئاتر نصر، سال 1396 مهدی شفیعی مدیرکل وقت هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد ساختمانی با متراژ 750 متر مربعی برای موزه تئاتر خریداری شده و قرار است این موزه تا پایان همین سال افتتاح شود و حتی بهروز غریب پور مسئولیت طراحی و مدیریت اجرایی این موزه را به عهده گرفت و باز هم اصل تاسیس موزه تئاتر، تا شدنی ترین شکل ممکن اش پیش رفت اما هرگز محقق نشد و با وجود انجام تمامی جنبه های رسمی و حقوقی هیچ ساختمانی تابلو موزه تئاتر را بر سردر خود ندید. چرایی این ماجرا و دلایل عدم موفقیت در تاسیس چنین موزه ای بعد از حدود 20 سال پیگیری و فراز و فرودهای بسیار و همچنین لزوم تاسیس موزه تئاتر (آن هم برای مملکتی که تئاتری غنی به پشتوانه یک قرن و نیم فعالیت دارد) را از چهره هایی پرسیده ایم که پیگیر کار تاسیس این موزه بوده اند و از نزدیک با دلایل عدم موفقیت این طرح آشنایی دارند و از زوایای مختلفش باخبرند. اینکه چه شد؟ چرا نشد و چرا باید بشود را از زبان آنها در گفت وگو با «ایران» بخوانید.

از دغدغه های واقعی تا وعده های پوچ

بهروز غریب پور/ طراح و مدیر اجرایی موزه تئاتر ایران: سال 1396 در حد فاصل تئاتر شهر و تالار وحدت ساختمانی خریداری شد و با من صحبت شد که آن را برای کاربری موزه تئاترطراحی و مدیریت کنم. ما بررسی های لازم را روی ساختمان انجام دادیم و متوجه شدیم این ساختمان در دوره ای ساخته شده که نظارت خوبی روی ساخت و استحکامش انجام نشده و چون بحث مخاطب و مراجعه کنندگان را داشتیم طراحی مجدد انجام دادیم و همه کارهایش انجام شد تا در نهایت به این طرح رسیدیم که این ساختمان به عنوان موزه تئاتر، هفت طبقه (دو طبقه زیر زمین و پنج طبقه) را شامل شود. کارکردهای مختلفی برای این فضا در نظر گرفته شد تا اینکه به بحران بودجه شدیدی در مرکز هنرهای نمایشی برخوردیم و به همین دلیل هم ادامه کار متوقف شد. قرار بود ساختمان موزه ظرف پنج ماه افتتاح شود اما با بروز این مشکل کار تا زمان مدیریت شهرام کرمی ادامه پیدا کرد. در زمان آقای کرمی جلسه ای با هم داشتیم و قول دادند که این کار حتما انجام شود و انجام نشد و در همین دوره با آقای آشنا هم جلسه مفصلی داشتیم و در ابتدای ورودشان به مرکز هنرهای نمایشی و همین جلسه ای که با هم داشتیم قول دادند که هر طور شده این بودجه تامین شود. در جلسات بعدی اما طبق گفته خودشان مشخص شد بودجه فراهم شده اما صرف پرداخت طلب های معوقه سالیان سال مرکز هنرهای نمایشی به هنرمندان شده و بودجه ای برای آماده سازی و افتتاح موزه تئاتر وجود نداشت. به هر صورت اصل موضوع منتفی نشده و سرانجام اش هم بلاتکلیف است و نمی توانم به این زودی ها افق روشنی برای افتتاح این موزه متصور باشم. تا آن جا که من از موضع قادر آشنا مدیرکل فعلی مرکز هنرهای نمایشی، خبر دارم می دانم که تلاش دارند این کار را عملی کنند اما اینکه کی و چطور این اتفاق بیفتد را نمی شود پیش بینی کرد. زمانی که قرار شد موزه را ظرف مدت پنج ماه تحویل بدهم گروه های مختلفی وارد کار کردم تا سریع تر کارها را پیش ببریم مثلا گروهی اسناد و مدارک وهرآنچه مربوط به تاریخ تئائر ایران و حتی آیین ها و سنت های نمایشی ایران را شامل می شود  اسکن می کردند و گروهی دیگر طراحی داخلی موزه را انجام می دادند و گروهی دیگر روی سازه کار می کردند. حالا راه انداختن همه اینها و به جریان انداختنش در کوتاه مدت نه ساده به نظر می رسد و نه می شود خیلی به آن امیدوار بود. رسانه ساخت این موزه و پیگیری ها و به نتیجه رسیدن خرید این ساختمان واقعا با تلاش های مدیر وقت مرکز هنرهای نمایشی یعنی آقای شفیعی اتفاق افتاد و حداقل امروز می توانیم بگوییم اگر چه متاسفانه هنوز به نتیجه دلخواه نهایی نرسیده اما یک ساختمان به ساختمان های مرکز هنرهای نمایشی اضافه شده است. از طرف دیگر درست همان زمان هایی که بحث بر سر موزه شدن تئاتر نصر هم موضوع گفت وگوی مدیران فرهنگی شده بود ساخت مستندی برای این تماشاخانه هم از طرف سازمان زیباسازی شهرداری تهران به من پیشنهاد شد و از آنجا که تصور می کردم آنچه دراین مستند باید به تصویر کشیده شود فقط وضعیت موجود این تماشاخانه نیست بلکه دیروز و آینده آن هم باید باشد که چه اتفاقی باید بیفتد تا دوباره احیا شود اما مشکل اینجاست که این تماشاخانه امروز در دل فضایی قرار گرفته که کاملا متضاد با فضای هنری است. از نظر من این مستند یک شکل از مدیریت راهبردی داشت اما مدیر وقت زیباسازی در ملاقات های اول بسیار مشتاق نشان داد و درست از وقتی که احتمالا با بودجه پیش بینی شده روبه رو شد از زیربار آن شانه خالی کرد چون شاید فکر می کرد زیاد است و با آنچه آنها می خواستند صرفا به عنوان بیلان مالی و پرونده درخشان دوران خود باشد، مغایرت داشت. ما همه کارها را انجام دادیم و کل کارهای تحقیقاتی و ابتدایی اش با یک گروه حرفه ای انجام شد اما این اتفاق نیفتاد و وعده شان عملی نشد و خلف وعده شان مثل بسیاری دیگر از مدیرانی بود که با شور و حرارت یک روز حرفی می زنند و بعد می بینند آنچنان هم برایشان مهم نیست و رهایش می کنند. از این وعده های عملی نشده را قبل تر درباره خانه موزه مرحوم عزت الله انتظامی هم تجربه کردم و درباره این خانه موزه هم قرار بود کار را در دو فاز پیش ببریم و شهرداری خانه همجوار ملک قدیمی آقای انتظامی را خریداری کند و بخشی از اسناد و مدارک تئاتر ایران را به آنجا منتقل کنیم که هرگز عملی نشد و اختلافات من با خود آقای انتظامی هم به سرانجام رسیدن چنین کاری را به محاق برد. به هر صورت این اتفاق، یعنی موزه تئاتر برای این کشور ضروری است و این همه اسناد و مدارک و این تاریخ قابل احترام، باید جایی برای نسل امروز به نمایش گذاشته شود تا آنها بدانند این تئاتر از کجا آمده و احتمالا به کجا می رود.

روایتی برای آینده

ایرج راد/ رئیس خانه تئاتر: طی حدود هجده سال گذشته تلاش های بسیاری شد تا تئاتر ایران بالاخره صاحب جا و مکانی شود تحت عنوان موزه تا آنچه ما از تاریخ این مملکت در دست داریم و به اواخر دوران قاجار برمی گردد ، حفظ کنیم اما مدام و به دلایل مختلف هر حرکتی در نهایت به ناکامی منتهی شد. در واقع از اوایل دهه هشتاد که بحث موزه پیش آمد و رسیدیم به مساله تئاتر نصر و مرمتش و رسیدن به تصمیم موزه شدن این تئاتر حالا سال ها می گذرد و این تصمیم و اصل و اساسش دستخوش فراز و فرودهای بسیاری شد که دامنه اش از بودجه تا اختلاف نظر درباره ساختمان مناسب برای این کار را شامل می شود. من در بطن و متن این مسیر دشوار بوده ام و درباره تئاتر نصر می توانم بگویم درباره این تماشاخانه تاریخی ایران که امروز در محلی واقع شده که هیچ سنخیتی با تئاتر ندارد، درگیری های عجیب و غریبی داشتیم و به هر دری زدیم بسته بود. این تماشاخانه که همان سال 1381 بالاخره ثبت ملی شد و تفاهمنامه ای بین کمیته امداد امام خمینی به عنوان مالک و جهاد دانشگاهی که سرقفلی این بنا را در اختیار داشت با شهرداری تهران امضا شد و در نهایت تملک این بنا در اختیار سازمان زیباسازی شهرداری تهران درآمد تا این ساختمان مرمت و در نهایت به موزه تبدیل شود. یکی دو بار هم از ساختمان بازدید کردیم و خب برای موزه شدن مشکلاتی در این زمینه وجود داشت از قبیل کاربری خیابان سعدی امروزی که باید فکری جدی برایش می شد که چنین اتفاقی هم نیفتاد. یکی از کارهای خوبی که بالاخره انجام شد خرید ملکی در مرکز شهر تهران بود که در دوران مدیریت مهدی شفیعی اتفاق افتاد و قرار بود این ساختمان تبدیل به موزه شود و مسئولیت طراحی و اجرایش تا مرحله افتتاح با بهروز غریب پور باشد اما بعد از رفتن شفیعی از اداره کل هنرهای نمایشی نظرها تغییر کرد و گفتند این ساختمان کوچک و قدیمی است و ممکن است در آینده شهرداری دست روی تخریبش بگذارد و حرف هایی از این دست. همان سال ها مالکان یک فروشگاه بزرگ که دقیقا چسبیده به خانه تئاتر جدید در خیابان سمیه به ما پیشنهاد خرید ملک شان را دادند و چون ملک بسیار موقعیت خوبی و قیمت مناسبی هم داشت مساله را با شهرداری مطرح کردم و بنا به دلایلی این کار هم به نتیجه نرسید و آن ملک امروز قیمتی چندین برابر از آن سال ها دارد و اصلا نمی شود حتی نزدیکش شد. امروز هم این پیشنهاد و نظریه وجود دارد که اگر دولت و نهادهای ذی ربط کمک کنند می توانیم همین ساختمان جدید خانه تئاتر را به موزه تبدیل کنیم تا اسناد گرانقدری که داریم پیش از مضمحل شدن به آنجا منتقل شوند و این پیشنهاد هم در حال بررسی و مشورت است و جلسه های مختلف درباره اش برگزار می شود اما هنوز به نتیجه قطعی نرسیده ایم. به هر صورت اینها میراث و تاریخ هنر تئاتر این سرزمین است و نباید بگذاریم با تعلل هایی این چنین از بین برود و به همین خاطر هم فعلا آ نچه را در دست داریم در خانه تئاتر نگهداری می کنیم و البته نگهداری این اسناد کار بسیار دشوار و هزینه بری است. مثلا همسر مرحوم مصطفی اسکویی بعضی از آرشیو شخصی ایشان را که مربوط به تئاتر «آناهیتا» بود، در اختیار ما قرار دادند و الان در خانه تئاتر نگهداری می شود که شامل نوارهای گفت وگو، یکسری عکس است و البته تنها نسخه از تنها فیلمی که گروه آناهیتا ساخت. از طرف دیگر توانستیم پوسترهای قدیمی را که به زمان احمدشاه قاجار برمی گردد، خریداری کردیم و تعدادی فیلم 16 میلی متری مربوط به تعزیه و...  به عقیده من اگر مدیران فرهنگی ما بواقع اهمیت موزه را درک کنند و این مساله دغدغه فرهنگی شان باشد که تاریخ هنر این مملکت را باید حفظ کرد و آن را به آیندگان رساند تنها و بهترین راهکارش انتقال آنها به موزه است و ضرب الاجل برای تاسیس این موزه. اگر این ارزش درک شود سرمایه گذاری هم روی آن خواهد شد و البته این را هم در نظر بگیریم که این کار سرمایه عجیب و غریبی هم نمی خواهد و بیش از هر چیزی نیازمند یک درک درست از اهمیت این کار است. نسل امروز باید بداند این تئاتر، از کجا آمده، چه کسانی در پیشبرد و ترقی آن عرق ریخته و خون دل خورده اند و چه اقداماتی در این زمینه در طول تاریخ انجام شده اما متاسفانه اگر بخواهم بی تعارف حرف بزنم حتی دانشجویان ما آن چنان شناختی نسبت به گذشته تئاتر ایران ندارند و بخش اعظمی از این آگاهی بخشی و حفظ میراث گذشته کاری است که باید در موزه تعریف شود.

به حداقل ها راضی نیستم

قادر آشنا، مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: دوستان و همکاران من، پیش از حضور من در اداره کل هنرهای نمایشی زحمات بسیاری برای احداث و افتتاح موزه تئاتر ایران متحمل شدند که واقعا جای تقدیر و دست مریزاد دارد. سال هاست از مصوبه لازم الاجرای تاسیس خانه تئاتر می گذرد و باید موضوع عملیاتی می شد که به دلایلی تا امروز این اتفاق نیفتاده است. در ماده واحده تاسیس موزه تئاتر ایران مصوب پانصد و نود و سومین جلسه مورخ 23/08/1385 شورای عالی انقلاب فرهنگی به صراحت عنوان شده که به منظور تحقق اهداف فرهنگی و هنری جمهوری اسلامی ایران و در جهت حفظ و پاسداری از آثار گذشتگان در زمینه فعالیت های هنری و نمایشی و با عنایت به اهمیت اعتلای هنرهای ملی، محلی و بومی و ایجاد فرصت لازم به منظور تحقیق و پژوهش برای متخصصان و پژوهشگران عرصه هنر نمایش، موزه تئاتر ایران زیرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاسیس شود و امروز از مصوبه حدود 15 سال می گذرد، طی این سال ها بحث های مفصلی درباره مکان مناسب برای احداث این موزه وجود داشت و هر کدام هم مساله های خاص خود را داشت و باعث شد این مصوبه عملیاتی نشود.

تئاتر نصر که وضعیتش مشخص است و تقریبا دیگر در اختیار ما نیست که بتوانیم کاری آنجا انجام بدهیم و غیر از این هم از نظر ما به لحاظ شرایط امروزی مکان جغرافیایی اش مناسب این کار نیست. ساختمانی که پیش از این خریداری شد و از نظر ما کار بسیار بزرگ و تحسین برانگیزی بود، امروز میزبان کانون های ماست و به نظر من ساختمانی قدیمی که موقعیت مسکونی دارد برای تبدیل به موزه، مشکلات بزرگی سر راه خود خواهد داشت که یکی از آنها همین تغییر کاربری از مسکونی به اداری و پس از آن تبدیل شدن اش در مرحله سوم به کاربری تجاری است که با توجه به قدمت ملک و موقعیت اش از نظر ما چنین کاری مقرون به صرفه نیست و دولت ترجیح می دهد روی ساختمان و ملکی کار کند که روی آن اشراف، اختیار و تملک کامل داشته باشد. با همه اینها مشکل اصلی و بزرگ در حال حاضر به صورت خاص و روشن بحث مالی و تامین بودجه است. البته چند روز پیش جلسه ای داشتیم و دنبال این هستیم تا فضای اداره تئاتر را به این موزه اختصاص بدهیم و در این خصوص با کارشناسان امر هم صحبت کرده ایم و نظر آنها هم این است که اگر بخواهیم این ساختمان را مقاوم سازی کنیم مقرون به صرفه نیست و بهترین راه تخریب و ساخت مجدد ساختمان است و نقشه ای که در آن مطابق نیاز روز طراحی موزه هم در آن در نظر گرفته شود. این مساله البته هنوز وارد فاز عملیاتی نشده و نیاز به گفت وگوی بیشتری دارد. مساله به ثمر و نتیجه رسیدن موزه تئاتر برای من اولویت و دغدغه ای ویژه است و همان هفته اول و به محض ورودم به مرکز، بحث این موضوع را به عنوان یکی از سرفصل های اصلی در دستور کار قرار دادم و در همین راستا با بهروز غریب پور جلساتی تشکیل دادیم و مطالعاتی انجام شد و به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم کار ماندگاری انجام بدهیم باید این کار را در ساختمانی جدیدالحداث پی بگیریم و ساز و کارهای خاصی برایش تعریف کنیم. به عقیده من وقتی قرار است موزه ای برای تئاتر داشته باشیم باید نام و نشان و اصالت مکان و موضوع به هم ربط داشته باشند و نمی توانیم در این مسیر خود را درگیر سازوکارها و بروکراسی های پیچیده اداری کنیم. البته نمی خواهم بگویم که این کار منتفی است و از این ساختمان قطع نظر کرده ایم؛ خیر. ما همچنان به عنوان یکی از گزینه های اصلی روی آن فکر و کار می کنیم ولی همان طور که گفته شد واقعیت این است که دولت ترجیح می دهد روی ملکی کار کند که مال خودش باشد و اختیار کاملی روی آن داشته باشد. به عقیده من اگر خانه تئاتر بازسازی و نوسازی شود بهترین مکان برای موزه تئاتر خواهد بود و چنین اتفاقی اگر وارد پروسه اجرایی شود هم نقشه ها مبتنی بر نیاز روز طراحی می شوند و هم اینکه دولت روی ملک خودش سرمایه گذاری می کند. به نظر من اگر قرار است کاری انجام شود، حتما باید در بهترین شکل ممکن و بهترین شرایط اتفاق بیفتد و به همین دلیل هم اصرار من بازسازی خانه تئاتر و بهره برداری از موزه در این ساختمان است چون ساخت مجددش ظرفیت های لازم و مدنظر ما را برآورده می کند. روی صحبت ابتدایی خودم دوباره تاکید می کنم که من برای همه تلاش های دوستانم در این زمینه بسیار احترام قائلم ولی از نظر شخصی عقیده من به این اصل استوار است که برای انجام هر کاری هزینه و فایده نسبت به کاری که انجام می دهیم باید با هم تناسب داشته باشند. من به حداقل ها راضی نیستم و مساله ام این است که صرفا کاری انجام شود بلکه معتقدم اگر می خواهیم انجام بدهیم باید به بهترین شکل انجامش بدهیم.

 
کوتاه از دو موزه تئاتر معروف دنیا
سالن تئاتر شکسپیرز  گلوب

سالن تئاتر شکسپیرز گلوب بنای بازسازی شده سالن تئاتر گلوب در انگلستان، سالنی است که سال ها با ویلیام شکسپیر همکاری داشت.  بنای اصلی تئاتر گلوب سال 1599 ساخته و سال 1613 در اثر آتش سوزی ویران شد و بار دیگر سال 1614 گلوب مورد بازسازی قرار گرفت و دوباره در سال 1633 نابود شد.

شکسپیرز گلوب به عنوان منبعی بین المللی و منحصر به فرد، به بازیابی و پژوهش آثار شکسپیر اختصاص دارد.

موزه دولتی تئاتر آذربایجان

موزه دولتی تئاتر آذربایجان یکی از کانون های فرهنگی غنی و معروف جمهوری آذربایجان است که حدود بیش از 135 هزار اشیای نمایشی در خود جای داده و در «مرکز موزه» باکو قرار دارد. تاسیس و راه اندازی این موزه به سال 1934 بازمی گردد. مراسم افتتاحیه موزه 25 نوامبر سال 1935 با حضور هنرمندان مطرح وقت مثل بولبول، شوکت محمدوا، حسین قلی سرابسکی، آلکساندر توقانوف، اولوو رجب، اسماعیل هدایت زاده و غیره... برگزار شد. در نهایت سال 1963، موزه دولتی تئاتر آذربایجان تعطیل و به شعبه تئاتر و نمایش نامه موزه ادبیات آذربایجان تبدیل شد.