آرشیو شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۹۸۲۷
صفحه آخر
۱۲

معراج السعاده

و دانستی که : بعضی از آن ها متعلق است به قوه عاقله ، و برخی به غضبیه ، و طایفه ای به شهویه ، و بعضی به دو یا به سه قوه . پس ما آن ها را در چهار مقام بیان می کنیم . و بدان که والد ماجد حقیر - طاب ثراه - ابتدا بر سبیل اجمال ، جمیع اخلاق را از فضایل ورذائل بیان فرموده اند ، و بعدازآن در مقامات اربع ، تفصیل آن ها و معانی و معالجات و سایر متعلقات آن ها را بیان کرده اند ، (1) و چون فایده ای چندان بر ذکر اجمال مترتب نیست ، ما در این کتاب متعرض آن نشدیم .

فصل هشتم : مشتبه شدن صفات رذیله به صفات حسنه

از اموری که دانستن آن قبل از شروع در تفصیل اخلاق و معالجات آن ها لازم است ، آن است که بدانی که بسیار اتفاق می افتد که از بعضی مردمان صفات و افعالی چند به ظهور می آید که در ظاهر نیک است و صاحب آن ها از ارباب اخلاق حسنه متصور می شود و حال آنکه چنین نیست .پس باید فرق میان فضایل صفات و آنچه شبیه به آن هاست و حقیقتا از فضایل نیست دانسته شود ، تا بر غافل مشتبه نشود و بر گمراهی نیفتد . و هرکسی عیوب نفس خود را بشناسد تا طالب فریب نخورد ، و خود را صاحب اخلاق جمیله نشمرد ، و از تحصیل معالی اخلاق بازنماند .پس می گوییم که : دانستی که صفت «حکمت» عبارت است از علم به حقایق موجودات به نحوی که هستند ، و لازم این ، علم الیقین و اطمینان نفس و ثبات خاطر افتاده است . پس محض فراگرفتن بعضی از مسائل به عنوان تقلید و بیان تقریر آن ها بروجه لایق  بدون وثوق و اطمینان نفس ، حکمت نیست ، و صاحب آن را حکیم نمی نامند ، زیرا که حقیقت حکمت منفک نمی شود از اعتقاد جازم و تصدیق قطعی . و یقین چنین شخصی مانند طفلی است که خود را شبیه به مردان کند ، و سخنان ایشان را گوید .