آرشیو یک‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۲۲۵۲۸
معارف
۷
با خورشید انقلاب

خاطراتی از رهبر معظم انقلاب

احسان به پدر و عنایت خدا

منبع: آیت الله مصباح یزدی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، 24/7/1390

پدر رهبر معظم انقلاب یکی از ائمه جماعات مشهد بودند. ایشان به دلیل یک عارضه چشمی در معرض نابینایی قرار می گیرند و برای معالجه و درمان، لازم بود به تهران منتقل شوند، در ضمن ایشان به یک پرستار نیاز داشتند، از طرفی این پدر و فرزندانش علاقه وافری نسبت به همدیگر ابراز می کردند؛ همانند انس و علاقه ما بین حضرت یعقوب و یوسف. در این شرایط رهبر انقلاب مردد بودند که بمانند و درسشان را در قم ادامه بدهند یا اینکه از پیشرفت علمی خود صرف نظر کنند و پرستاری پدر را بر عهده گیرند.

این شبهه برای ایشان پیش می آید که شاید خدمت به پدر واجب تر باشد. با یکی از دوستانشان (که اهل معرفت بود) مشورت می کنند. او می گوید:

عقیده من این است که شما برای خدمت به پدر به مشهد بروید، خدا قم را به مشهد می آورد، یعنی آنچه خدا می خواهد در قم به شما بدهد در مشهد به شما می دهد.

این حرف به دل ایشان می نشیند، از تحصیل در قم و آن شرایط ممتازی که در قم پیش آمده بود صرف نظر می کنند و با پدر به مشهد برمی گردند.