آرشیو یک‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۵۷۲۱
صفحه آخر
۲۰
دلنوشته

گرچه آهی در بساطم نیست، آه آورده ام

نمی دانم چندسال پیش بود که کلیپی در فضای مجازی منتشر شد از مراسمی که در ایام زیارت مخصوص امام رضا (ع) در یکی از صحن ها برپا بود. مثل همیشه حال خوشی در فضا وزیدن گرفته بود و همه مشغول اشک و آه و ناله با امام الرئوف بودند. در بین آدم هایی که در کلیپ حضور داشتند، حاج منصور ارضی را روی صندلی می شد دید و گوشه سمت چپ تصویر هم چهره گریان حاج محمود کریمی تماشایی بود. در این میان پیرمردی با عینک ته استکانی و لهجه آذری میکروفن را در دست داشت و ابیاتی از استاد غلامرضا سازگار را دکلمه می کرد:

خواهند اگر ببخشند، از مجرمی گناهی/ اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی

پیرمرد می خواند و خود به پهنای صورت اشک می ریخت. لهجه آذری، بغض نهفته در صدا و چشمان او از پشت آن عینک حال همه را آسمانی کرده بود.صیحه عاشقان امام هشتم با این بیت صحن های حرم را درنوردید و دل همه حتی بینندگان آن کلیپ را تکان داد. هیچ وقت یادم نمی رود که پیرمرد لبه کتش را گرفته بود و با همان لحن گریان می خواند: دامن آلوده و روی سیاه آورده ام / گرچه آهی در بساطم نیست، آه آورده ام

بعدها فهمیدم این پیرمرد باصفای تبریزی نامش، حاج فیروز زیرک کار است. تتمه نسلی بی نظیر از روضه خوان هایی که باند، میکروفنو میکسر، تیزر، بنر و صفحه اینستاگرام و اجرای استودیویی رمیکس شده برایشان اهمیتی نداشت. با میکروفن و بی میکروفن «بسم ا...» و «صلی الله علیک یا اباعبدا...» را که می گفتند در و دیوار حسینیه می لرزید و تک تک اعضا و جوارح شان حسین حسین می گفت. همه هیاتی ها حاج فیروز را با اشعاری که از بر است می شناختند.حالا خبر رسیده که روضه خوان باصفای امام حسین (ع) کارش به بیمارستان کشیده و در بستر بیماری است.  فقط می خواستم بگویم مردم تبریز! هیاتی ها! میدان دارهای محرم! عاشقان شعرهای ترکی! جوان ترهایی که دنبال نفس پیر هستید! و از همه مهم تر زائران آن شبی که حاج فیروز در حرم امام رضا(ع) خواند! برای حاج فیروز دعا کنید!