آرشیو یک‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۹۸۲۸
صفحه آخر
۱۲

معراج السعاده

یا مثل حیوانی است که بعضی سخنان آدمی را آموخته باشد و حکایت کند ، یا بعضی افعال انسان را تعلیم گرفته باشد و به جا آورد .و اما «عفت» : شناختی که آن عبارت است از این که : قوه شهویه در فرمان و اطاعت عقل  و همه تصرفات آن موافق و مطابق امرونهی قوه عاقله بوده باشد   و آنچه متضمن مصلحت معاش و معاد باشد بر آن اقدام نماید ، و هر چه موجب مفسده باشد از آن دوری کند و کناره جوید  و هرگز مقتضای صوابدید عقل را مخالفت نکند . و باعث بر این ، فرمان برداری و اطاعت هم نباشد ، مگر کمال نفس و بزرگی ذات او ، یا تحصیل سعادت دنیا و آخرت . و غرض او فریب مردم یا محافظت آبروی خود نباشد   و ترس «شحنه» و سلطان او را بر این نداشته باشد .و بسیاری از کسان اند که ترک دنیا را هم به جهت دنیا نموده اند ، و ترک بعضی لذات دنیویه را نموده اند و مطلب ایشان رسیدن به لذات بالاتر است . پس چنین اشخاص ، صاحب فضیلت عفت نیستند .

 و همچنین اند آن کسانی که از راه اضطرار والجاء ، یا به سبب بی آلتی   و بی قوتی ، یا به جهت این که از بسیاری از آن ها متنفر شده اند ، یابه جهت تشویش حدوث بعضی مرض ها و ناخوشی ها ، یا از بیم اطلاع مردمان و خوف ملامت ایشان ترک لذت می کنند . پس چنین کسان را نیز عفیف نتوان گفت . و بسیاری ازاشخاص هستند که بعضی لذات را ترک آن ها می کنند . و پیروی بعضی لذات را نمی کنند به جهت آنکه آن ها را نفهمیده اند ، و به لذت آن ها نرسیده اند . همچنان که در میان بسیاری از بادیه نشینان و اهالی کوهستان مشاهده می شود ، و این نیز صفت عفت نیست . بلکه صاحب عفت کسی است که : باوجود صحت قوی و قوت آن ها ، و دانستن کیفیات لذات و مهیا بودن اسباب و آلات ، و عدم تشویش از آفات و مرض  و بی آنکه مانعی از خارج بوده باشد ، در استیفای لذات دنیویه پا از جاده اطاعت شرع و عقل بیرون نگذارند . و اما صفت «شجاعت» : دانستی که عبارت است از اینکه : قوه غضبیه ، منقاد و مطیع عقل بوده باشد ، تا آنچه را که عقل امر به اقدام آن نماید اقدام کند ، و آنچه را نهی کند از آن حذر نماید . و باید داعی و باعثی در این امر ، غیر از تحصیل کمال و سعادت نداشته باشد .