آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۵۷۵۵
سیاست: داخلی/خارجی
۲

گزارشی از تغییر کاربری برجام از «رفع تحریم ها» به «ایجاد اختلاف میان اروپا و آمریکا»

استحاله گام به گام برجام

فتاح غلامی

برجام در حال نزدیک شدن به یکی از تاریخ هایی است که به عنوان موعد رفع تحریم ، اهمیت فراوانی برای امضاکنندگان توافق هسته ای بخصوص ایران دارد. 27 مهرماه تاریخی است که طبق برجام، تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران باید برداشته شود و این صرفا یکی از تحریم هایی است که قرار بود در قالب برجام رفع شو د. در هفته های اخیر آمریکا سلسله اقداماتی را برای جلوگیری از رفع این تحریم ها انجام داده اما تلاش هایش در شورای امنیت به بن بست خورده است. این کشور ابتدا قطعنامه ای را برای تمدید تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد که تنها دو رای مثبت داشت و در مرحله بعد به مکانیسم ماشه متوسل شد که اعضای شورای امنیت با توجه به خروج آمریکا از برجام، این اقدام را غیرقانونی عنوان کردند. این دو شکست دیپلماتیک آمریکا تقریبا در تاریخ بی سابقه بوده و مقامات دولتی، از این اتفاق به عنوان یکی از دستاوردهای مهم برجام یاد کردند و محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان طی سخنانی گفت جنازه برجام آمریکا را شکست داد. با این حال نگاهی به روند برجام نشان می دهد توافق هسته ای در رسیدن به اهداف خود موفقیت چندانی کسب نکرده است. از 23 تیر 94 که برجام میان ایران و 1+5 امضا شد قرار بود تحریم های اقتصادی ایران لغو شود اما این اتفاق نیفتاد و با روی کار آمدن دونالد ترامپ شاهد افزایش تحریم ها نیز بودیم و در این سال ها برجام، فرسنگ ها از هدف اصلی خود دور شده و صرفا به بستری برای موضعگیری های سیاسی و دیپلماتیک و تسویه حساب سیاسی کشورها تبدیل شده است بدون این که تاثیری در گشایش اقتصادی برای ایران داشته باشد.

 رفع تحریم، موضوع اصلی مذاکرات

قضاوت درباره برجام و میزان تحقق اهداف آن برای کشور، از همان اولین ماه های پس از امضای توافق هسته ای، محل اختلاف بود. از همان روزها تا الان اگرچه برجام هیچ گاه تاثیر ملموسی بر سفره ایرانی ها نداشته اما رئیس جمهور و برخی مقامات دولتی و حامیان برجام، همواره از این توافق دفاع کرده و بر ضرورت الگوگیری از آن تاکید کرده اند.

برجام در شرایطی سال 94 میان ایران و 1+5 امضا شد که هر یک از طرفین، اهداف مشخصی را از این توافق دنبال می کردند. هدف ایران رفع تحریم ها بود و هدف 1+5 نیز جلوگیری از آنچه دستیابی ایران به سلاح اتمی می خواندند.

رهبر انقلاب از همان زمان مذاکرات بر هدف اصلی ایران از حضور در این گفت وگوها تاکید کردند تا این هدف در لابه لای سایر مسائل گم نشود. ایشان در سال 94 که مذاکرات در حال نهایی شدن بود در سخنانی تاکید کردند: رفع تحریم ها جزو موضوعات مذاکره است، نه نتیجه مذاکرات؛...این یک خدعه آمریکایی است که می گویند قرارداد می بندیم، نگاه می کنیم به رفتارها، بعد تحریم ها را برمی داریم! این جوری نیست؛ همین طور که مسوولان ما صریحا گفته اند و رئیس جمهور محترم صریحا گفت، رفع تحریم ها باید بدون هیچ فاصله ای در هنگام رسیدن به توافق انجام بگیرد، یعنی رفع تحریم جزو توافق است، نه چیزی مترتب بر توافق.»

بنابراین خواسته مشخص ایران از حضور در گفت وگوهای هسته ای، برداشته شدن تحریم ها بود و تمام مقامات مرتبط، بارها و بارها برآن اصرار و تاکید ورزیدند و به مردم ایران وعده آن را دادند. به عنوان مثال رئیس جمهور در این باره تصریح کرده بود: «به ملت شریف ایران اعلام می کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق، تمامی تحریم ها حتی تحریم های تسلیحاتی ، موشکی و اشاعه ای هم... لغو خواهد شد. تمام تحریم های مالی، تمام تحریم های بانکی ، تمام تحریم های اقتصادی به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق» .

عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای هم گفته بود: همه تحریم های اقتصادی و مالی در همان روز اجرا برداشته می شود. همچنین علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در این باره تصریح کرده بود:«تمامی تحریم ها رفع می شود و وضعیت تجاری و اقتصادی و داد و ستد مالی و بقیه امور جاری در ابعاد اقتصادی و مسائل تحریم مملکت به صورت عادی برخواهد گشت».

اندکی بعد، ایران براساس متن برجام به تعهداتش عمل کرد. جمع آوری سانتریفیوژها و پرکردن قلب رآکتور با سیمان، ارسال آب سنگین و اورانیوم غنی شده به خارج از کشور، یکی پس از دیگری انجام شد اما زمانی که نوبت بهره گیری مردم ایران از منافع برجام یعنی لغو تحریم ها رسید هیچ اتفاقی نیفتاد و به جز رفت و آمد مقامات و هیات های اروپایی در همان ماه های ابتدایی پس از برجام، اتفاق ملموس دیگری را شاهد نبودیم.

همزمان، آمریکایی ها انواع خباثت ها را از خود نشان دادند و نه تنها تحریم های ایران را برنداشتند بلکه تحریم های جدیدی نیز اعمال کرده، افراد تازه ای را به فهرست سیاه اضافه و از معامله و مراوده شرکت ها با ایران جلوگیری کردند و همه اینها در حالی بود که هنوز باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا بود.

همین شرایط باعث شد رهبر انقلاب در سخنرانی نوروز 95 از برجام به عنوان خسارت محض یاد کنند: «آمریکایی ها گفته اند که ما تحریم ها را برمی داریم و روی کاغذ هم برداشتند، اما از طرق دیگر جوری عمل می کنند که اثر رفع تحریم ها مطلقا به وجود نیاید و تحقق پیدا نکند. بنابراین، کسانی که امید می بندند به این که بنشینیم با آمریکا در فلان مساله مذاکره کنیم و به یک نقطه توافقی برسیم -یعنی ما یک تعهدی بکنیم، طرف مقابل هم یک تعهدی بکند- از این غفلت می کنند که ما ناگزیر باید به همه تعهدهای خود عمل کنیم [اما] طرف مقابل با طرق و شیوه های مختلف، با خدعه و با تقلب سر باز می زند و به تعهدهایی که کرده است عمل نمی کند. این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم می بینیم؛ یعنی خسارت محض.»

خیلی از کارشناسان، دلیل چنین وضعیتی را عدم رعایت خطوط قرمز تعیین شده از سوی رهبر انقلاب می دانند. حسین مظفر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در همین زمینه به جام جم می گوید: متاسفانه در مساله برجام عده ای ساده اندیشی کردند و نا بجا به قول و قرارهای آمریکایی ها و جان کری وزیر خارجه پیشین ایالات متحده اعتماد کردند.

وی می افزاید: اگر قرار بر عضویت ایران در برجام بود مسوولان سیاست خارجی موظف بودند چارچوب های محکمی را طراحی کنند تا امکان اشتباه و سوءاستفاده از مفاد آن مرتفع می شد، اما چون این پیش بینی های لازم صورت نگرفته و متاسفانه صرفا بنا به اعتماد به قول و قرارهای غربی ها گذاشته شده بود، شرایط به نفع ایران رقم نخورد.

 رنگ باختن کامل اهداف اصلی پس از ریاست جمهوری ترامپ

اگرچه از همان زمان امضای برجام و در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما هم هیچ یک از تحریم های ایران به صورت عملیاتی رفع نشد اما آمریکایی ها حداقل در ظاهر سعی می کردند خود را پایبند به برجام نشان دهند و در این سو نیز رفت و آمد هیات های تجاری و اقتصادی اروپایی به ایران باعث ایجاد دلخوشی برای بعضی ها شده بود که شاید این رفت وآمدها ثمره ای برای ایران داشته باشد.

اما از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، همین حداقل ها نیز از بین رفت و او که از همان دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، مخالفت خود با توافق هسته ای را اعلام کرده بود پس از ورود به کاخ سفید شروع به عملیاتی کردن وعده هایش کرد و در اردیبهشت سال 97 رسما از برجام خارج شد.

از همان زمان بود که عملا موضوع رفع تحریم های جمهوری اسلامی ایران به طور کامل رنگ باخت و می توان گفت با خروج آمریکا از برجام، توافق هسته ای که قرار بود برطرف کننده تحریم های ایران باشد عملا به مسیری دیگر افتاد.

اروپایی ها و چین و روسیه در زمان خروج آمریکا از برجام اعلام کردند که با اقدام آمریکا مخالف هستند و اگر ایران در توافق هسته ای بماند، می توانند با اقداماتی که انجام می دهند منافع ایران را تامین کنند.

در آن مقطع خیلی از حامیان برجام پس از آن که متوجه ناکارآمدی این توافق در رفع تحریم ها شدند تمرکز خود را روی مخالفت اروپایی ها با خروج آمریکا قرار دادند و از این اختلافی که میان آلمان، فرانسه و انگلیس با آمریکا ایجاد شده به عنوان رویدادی تاریخی یاد کردند که یکی از دستاوردهای برجام است.

اما رهبر انقلاب در همان ابتدا این گونه موضع گیری ها را اشتباه دانسته و در دیدار مسوولان نظام که دوم خرداد 97 و چند هفته بعد از خروج آمریکا از برجام انجام شد تاکید کردند: «اگر چنانچه به چیزهای کم اهمیت دلمان را خوش کردیم [ضرر می کنیم]. همین طور که آقای رئیس جمهور گفتند واقعا آمریکایی ها در این قضیه از لحاظ اخلاقی، از لحاظ حقوقی، از لحاظ آبروی سیاسی در دنیا شکست خوردند؛ خب بله، آمریکا بی آبرو شد؛ این یک واقعیتی است و در این تردیدی نیست اما من می خواهم این را مطرح کنم که آیا ما مذاکره را شروع کردیم برای این که آمریکا بی آبرو بشود؟ هدف مذاکره ما این بود؟ ما مذاکره را شروع کردیم برای این که تحریم ها برداشته بشود و شما ملاحظه می کنید که بسیاری از تحریم ها برداشته نشده، هدف این بود؟ یا گفته می شود مثلا بین اروپا و آمریکا شکاف به وجود آمد؛ خب بله، ممکن است یک شکاف ظاهری کم اهمیتی هم بینشان [به وجود آمده]، لکن ما برای این مذاکره نکردیم. ما مگر مذاکره کردیم که بین آمریکا و اروپا شکرآب به وجود بیاید؟ ما مذاکره کردیم که تحریم برطرف بشود؛ شروع مذاکره برای این بود، ادامه مذاکره برای این بود و این باید تامین بشود؛ اگر این تامین نشد، بقیه چیزهایی که حاصل شده، ارزش زیادی  نخواهد داشت.»

 ادامه مسیر اشتباه

پس از خروج آمریکا از برجام، اروپایی ها یک سال به دادن وعده و وعید بی حاصل ادامه دادند اما هیچ یک از این وعده ها را عملیاتی نکردند تا این که ایران در اولین سالگرد خروج آمریکا از برجام یعنی در اردیبهشت 98، کاهش تعهدات هسته ای خود را آغاز کرد.

این گام های کاهشی ایران در پنج مرحله ادامه یافت و در دی ماه سال قبل مسوولان سازمان انرژی اتمی اعلام کردند ایران از این پس به هیچ یک از محدودیت های فنی برجام پایبند نیست.

این رفع محدودیت ها باعث شد تا جلوی وارد شدن خسارت بیشتر به صنعت هسته ای گرفته شود و رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی که 10 مرداد داشتند تاکید کردند: «در برجام خسارت فراوانی در این زمینه (هسته ای) به ما وارد شد، اما خوشبختانه اصل این کار محفوظ است و کارهای بزرگ و خوبی هم در این زمینه دارد انجام می گیرد.»

با این وجود خط استحاله برجام همچنان ادامه دارد و به نظر می رسد این روزها با توجه به مخالفت های گسترده با اقدامات آمریکا شدت بیشتری گرفته است. این در حالی است که چنین موضعگیری هایی در گذشته، نفعی برای ایران نداشته و به قول حسین مظفر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اگر از همان ابتدا به جای توجیه اقدامات طرف مقابل، شرط هایی که از سوی مجلس، شورای عالی امنیت ملی و رهبری مطرح شده بود مورد توجه قرار می گرفت شاید ایران با چنین وضعی مواجه نمی شد.

مظفر معتقد است اکنون از برجام جز کالبدی روح و بی ثمر برجای نمانده و نه تنها دستاوردی برای ما نداشته بلکه به جای طلبکاری ایران، غربی ها به گونه ای رفتار می کنند که گویی کشورمان بدهکار آنها ست.  در چنین شرایطی به نظر می رسد مرور این روند و بررسی اهداف اصلی که مذاکرات برای دستیابی به آنها صورت گرفت باید بارها و بارها صورت گیرد تا از تحریف هایی که ممکن است در این زمینه صورت گیرد جلوگیری شود. شفاف کردن آنچه در سال های اخیر گذشته، می تواند در ادامه راه نیز از تکرار اشتباهات جلوگیری کرده و مانع از افزایش خسارت ها شود.

 
دیدگاه
ابزاری ناکارآمد
 سعدالله زارعی، تحلیلگر مسائل بین المللی

ماجرای برجام برای ملت ایران یک عبرت تاریخی است و مطمئنا تا ده ها سال دیگر باید از آن به عنوان عبرت تاریخی یاد کرد. ماجرا از این قرار است که در تعامل بین ایران و جهان غرب، غربی ها که داعیه قانونمداری داشتند و در عین حال همه ابزارهای اعمال قدرت را در اختیار داشتند و می توانستند طرف ایرانی را وادار به اجرای تمام جزئیات تعهدات بکنند، خودشان تعهداتی که ایجاد کرده بودند را نادیده گرفتند. از سوی دیگر غرب با زبان فصیح به دنیا اعلام کرد که اساسا قانونی وجود ندارد و ضرورتی بر وجود قانون نیست. در آینده و براساس واقعیت های تاریخی خواهند گفت کسانی در ایران به رغم این که ایرانی ها از یک جنبش بیداری لااقل 150 ساله از زمان مرحوم سید جمال اسدآبادی و امیرکبیر برخوردار بودند و بارها غربی ها را آزموده بودند، به همین مقدار که آمریکایی ها در جلسات خصوصی از پایبندی به قانون دم می زدند، اکتفا کردند و در واقع تن به خطر دادند تا خطری بزرگ تر را دفع کنند. البته برجام نشان داد ایران اهل تعامل است و تا حدی توانست تبلیغات مخالفان ایران را خنثی کند اما از آنجایی که در نظریه غربی ها افکار عمومی ارزش مطلق ندارد و امر باثباتی نیست، درواقع فشارها علیه جمهوری اسلامی به رغم مخالفت نسبی افکار عمومی استقرار پیدا کرد. امروز هم می دانیم که آمریکایی ها اگر بتوانند یک ضربه نظامی به ایران بزنند، قطعا ملاحظه افکار عمومی را نخواهند کرد، اما قادر به چنین کاری نیستند. در حال حاضر مقامات غربی و اروپایی در منطقه ما می چرخند و از انعقاد ائتلاف های نظامی علیه ایران حرف می زنند. در چنین شرایطی گرچه می توانیم بگوییم که برجام یک تاثیر محدودی برجای گذاشت و در یک مقطع زمانی کوتاه تا حدودی سلاح غرب علیه ایران را کند کرد، اما نتوانست مساله را به نفع ایران حل و فصل کند.