آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۲۲۵۶۲
اخبار کشور
۲
یادداشت میهمان

خاک بی توجهی روی سند تحول آموزش و پرورش

سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی (نایب رئیس مجلس شورای اسلامی)

قانون اساسی نخستین سند بالادستی در نظام جمهوری اسلامی ایران است که وظایفی را برعهده مقام معظم رهبری گذاشته و از جمله این وظایف تدوین سیاست های کلی و نظارت بر حسن اجرای سیاست هاست که آن را برعهده مجمع تشخیص مصلحت گذاشته اند. تاکنون 40 سیاست کلی تدوین و 35 سیاست ابلاغ شده است. از آنجا که آموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی امری حاکمیتی است به طوری که در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری مدظله العالی 13 سیاست و احکام ذیل آن به مجموعه های ذی صلاح در امر آموزش و پرورش اعلام شده که ماموریت هایی را برای برنامه ریزان و دست اندرکاران حوزه آموزش و پرورش در چشم انداز کشور تعریف می کند.

سیاست های تحول در نظام آموزش مبتنی بر اسناد بالادستی به ویژه سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، از مهم ترین برنامه های اصلاح ساختار تعلیم و تربیت و تعالی همه جانبه کشور و ابزاری کارآمد برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصه های مختلف و روند اجرای آن نیازمند نظارت گام به گام و جدی از سوی مسئولان ذی ربط است.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش سال 90 در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده بود. سیاست های کلی مقام معظم رهبری هم در سال 92 ابلاغ شد. این سند بسیار مهم و به مثابه نقشه راهی برای تحقق ارزش ها و آرمان های متعالی انقلاب و ایجاد چشم اندازی روشن در حوزه آموزش و پرورش در افق 1404 است.

قانون برای اجرای هر سند بالادستی یک دوره پنج ساله آزمایشی در نظر می گیرد و بعد از آن نهاد مسئول باید یک نظارت جدی داشته باشد. می بایست در مدت پنج ساله آزمایشی این اسناد با یکدیگر منطبق و اجرا می شد؛ ولی متاسفانه نه تنها این تطبیق صورت نگرفت؛ بلکه اجرای سند هم بسیار کند بود.

در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و تطبیق آن با ابلاغیه مقام معظم رهبری، نهاد ناظر مجمع تشخیص مصلحت است که باید بعد از تدوین سیاست ها بر دستگاه های مربوط نظارت می کرد تا مشخص شود دستگاه ها در ماموریت خود جهت اعتباربخشی به سند بالادستی چه کارهایی انجام داده و چه میزان پیشرفت داشته اند؟

شورای عالی انقلاب فرهنگی هم وظیفه ارزیابی و نظارت راهبردی بر فرایند تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت را برعهده دارد که باید بر زیرنظام ها نظارت و راهکار اجرایی کردن سند را معین کند.

بسیاری از پراکندگی ها و برنامه های نابسامان در آموزش و پرورش به علت عدم انسجام ذهنی و نبود مبانی فکری و چهارچوب های نظری است و انتظار این بود که سند تحول بنیادین، بتواند این خلا را سامان ببخشد و آموزش و پرورش براساس چهارچوب این سند، یک حرکت محوری خوب و متمرکز داشته باشد. اما متاسفانه آنچه از سوی دولتمردان درک می شود این است که در یک دهه تدوین سند بخش ناچیزی از آن اجرا شده و اهتمامی در این قضیه نبوده که ممکن است در این بی توجهی ارزش ذاتی سند خدشه دار شود.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در بخش دوم بر برنامه ریزی در نظام اجرا تاکید دارد و شورای عالی آموزش و پرورش نیز به عنوان نهاد ذی صلاح موظف است با استفاده از تمام ظرفیت های وزارت آموزش و پرورش و امکانات کشور مسئولیت بررسی و تصویب و ابلاغ سیاست های اجرایی و اصلاح ساختار فرایندهای مربوطه به روزآوری و هماهنگی برنامه ها و حسن نظارت بر اجرای برنامه های تحول راهبردی را برعهده دارد.

باید گزارش پیشرفت اجرای سند و چگونگی عملکرد وزارت آموزش و پرورش حداقل به صورت سالانه به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه می شد تا مشخص شود که وزارت آموزش و پرورش چقدر به مسئولیت خود در قبال سند تحول توجه داشته است و مسئولان ذی ربط باید درباره وقفه طولانی پاسخگو باشند.

وزارت آموزش و پرورش در روند تعلیم و تربیت، مسئولیت نهادینه سازی و اجرای برنامه های سند تحول را داراست و باید ظرف مدت مشخصی برنامه های خود را به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش می رساند و برای اجرا تا کف آموزش و پرورش پیش می برد که اثری از چنین اقدامی دیده نمی شود.

آموزش و پرورش موظف است با تربیت نیروی انسانی توانمند، افراد واجد شرایط را به گونه ای ساماندهی و امکانات و منابع را تنظیم کند که برنامه های اجرایی کوتاه مدت، بلندمدت و میان مدت در سطح ملی و استانی داشته و نسبت به آن پاسخگو باشد.

سند تحول آموزش و پرورش دنبال اجرای ارزش های زیربنایی است که هویت حرفه ای معلم در آن مورد تاکید است. معلم در نظام آموزشی موثرترین عنصر است که نقش هدایت گری و الگو شدن دارد. هویت حرفه ای معلم در منزلت شغلی آن موثر است که در سند تحول برای رسیدن معلمان به این جایگاه راهکار پیشنهاد شده است.

راهکارهای ناظر بر ماموریت آموزش و پرورش در جذب نیروی انسانی و تثبیت جایگاه معلم در چند بخش بیان شده است که یکی از آنها استقرار نظام تربیت معلم و راه اندازی دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آموزش تخصصی و حرفه ای است که می گوید اگر قرار است معلم در دانشگاه فرهنگیان تربیت شود باید این آموزش بسیار متمایز از آموزش دانشجویان در سایر دانشگاه ها باشد.

آموزش حرفه ای معلم و ایجاد انگیزه در افراد باید به گونه ای باشد که دانشجویان دانشگاه فرهنگیان سطح خودشان را بالاتر از دانشجویان دانشگاه های دیگر ببینند و انگیزه قوی در حرفه معلمی داشته باشند.

راهکار دیگری که سند تحول برای تقویت جایگاه معلم در نظر گرفته؛ طراحی برنامه حرفه ای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و تاکید بر حفظ تعامل دانشجومعلمان با مدارس و نهادهای علمی و پژوهشی است؛ یعنی پایه علمی دانشجومعلمان نباید فقط مبتنی بر دانشگاه باشد؛ بلکه لازم است با کسب تجربه های واقعی از کلاس و توجه به محیط آموزشی خلاقیت خاصی در محیط آموزشی داشته باشند.

ایجاد سازوکار مناسب برای جذب و نگهداشت نیروی انسانی و رشد استعدادهای برتر و برخورداری از صلاحیت های دینی، اخلاقی، انقلابی و شخصیتی در رشته های دانشگاه فرهنگیان نیز از راهکارهای ارائه شده در سند تحول برای ارتقای جایگاه معلم است.

مورد توجه قرار دادن حقوق و مزایای معلم و سطح ارتقای تحصیلی و توجه به تجهیزات مراکز آموزشی، تسهیل در دانش افزایی معلمان به ویژه ادامه تحصیل فرهنگیان در مقاطع بالاتر و همچنین تامین تسهیلات امکانات و ایجاد سازوکارهای اثربخش در نظام آموزش ضمن خدمت فرهنگیان، همگی از راهکارهای تقویت جایگاه معلم است.

در بیانیه تفصیلی رهبری در گام دوم انقلاب مطالبات اندیشمندانه ای وجود دارد و باید مشخص شود آموزش و پرورش با توجه به ویژگی ها و مسئولیت ها نسبت به بیانیه گام دوم و تاکید آن بر نقش جوانان در آینده کشور می خواهد چه کاری برای قشر جوان انجام دهد؟ در گام دوم انقلاب بایدها و واقعیت ها در آموزش باید مورد توجه باشد که این تکلیف مجددی برای نهادهای ذی ربط در حوزه آموزش و پرورش است تا به رشد و ارتقای معلمان جوان با بهره گیری از تجربه پیشکسوتان توجه و اهتمام داشته باشد.

از جمله شاخصه های مهم این بیانیه جایی است که رهبر معظم انقلاب ضمن اشاره به فاصله آزاردهنده بین بایدها؛ واقعیت های ظرفیت و کم نظیر کشور در دو حوزه نیروی انسانی و منابع طبیعی را نشانه های امیدبخش در کنار چالش های پیش رو مورد تاکید قرار داده و نسبت به آن امیدبخشی می کنند. لازمه تحقق هدف نیز اجرای اسناد بالادستی است تا به کمک آن در رفع نقایص حال و گذشته و تحول در آینده به نتیجه برسیم.

در آغاز ورود به پنجمین دهه از حیات انقلاب، نیازمند خودسازی، جامعه ‎پردازی و تمدن سازی هستیم که لازمه آن بلوغ نیروی انسانی است و آموزش و پرورش به عنوان دستگاه مولد نیروی انسانی بسیار اثرگذار است.

مسئله جوانان از نظر رهبر معظم انقلاب یک واقعیت است که نسل های اول و دوم انقلاب را موظف می کند تجارب کسب شده را به نسل آینده منتقل کنند. ایشان در پیام اندیشمندانه شان به مجلس فرمودند: «جوانان پرانگیزه، پرایمان، پرتوان، تحصیل کرده و کارآمد» در کنار شماری از مدیران انقلابی و دارای سوابق اجرائی، و نیز شماری از پیشکسوتان دارای سوابق نمایندگی، مجلس یازدهم را به مجلسی بسیار خوب و امیدبخش تبدیل کرده است. بنابراین نباید نسل باتجربه رها شود؛ بلکه باید مسیری شفاف ایجاد کرد تا تربیت فرزندان و مدیران کشور را به نحو مطلوب پیش ببریم و ان شاءالله از وضع موجود به وضع مطلوب برسیم.