آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۷۴۴۳
اندیشه
۱۴

توجه به مسائل فرهنگی ما را در اقتصاد و سیاست هم جلو خواهد برد

«فرهنگ» شاه کلید چالش های اقتصادی

دکتر مهدی گلشنی (استاد دانشگاه صنعتی شریف و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی)

1 در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همه توجه مسئولان متمرکز بر دفاع از کشور در برابر حمله ارتش بعث عراق بود. اما پس از آن هم، دغدغه اغلب دولت ها، مسائل اقتصادی و سیاسی شد و «فرهنگ» برای کارگزاران ما در اولویت های چندم قرار گرفت. گواه این مدعا نوع انتصاب ها و انتخاب ها برای امور مختلف در سال های پس از انقلاب است. اگر مسائل فرهنگی برای سیاستمداران ما اولویت می شد بی شک شایسته سالاری بیشتری حاکمیت می یافت و اکنون ما باید در امور مختلف، حاصل متفاوت تری را حس و تجربه می کردیم.

2همان سال های نخست انقلاب اسلامی ایران یکی از ارکان دولت که مقام مهمی هم داشت به دانشگاه صنعتی شریف نزد من آمدند. پرسش ایشان این بود که چه کار مهمی را به ما دولتمردان پیشنهاد می کنید؟ به صراحت پاسخ دادم: «در انتصاب ها رعایت شایسته سالاری را بکنید. تفحصی در کل کشور بکنید و افراد شایسته را بشناسید و در امور مختلف به کار بگیرید.» متاسفانه شایسته سالاری مد نظر برخی دولت های ما نبوده است و نخبگان کمتر در انتصاب ها به کار گرفته شده اند یا کمتر طرف مشورت مسئولان بوده اند. دلیل این امر را باید در بی توجهی به فرهنگ ریشه یابی کرد. بلوغ سیاسی و حتی اقتصادی در یک جامعه ریشه در میزان رشدیافتگی و توجه به فرهنگ آن جامعه دارد.

3 در سال 2003 در اجلاس آکادمی علوم جهان اسلام در کوالالامپور مالزی شرکت کرده بودم. در آن نشست از رئیس آکادمی علوم کره جنوبی پرسیدند که رمز موفقیت شما در سال های اخیر چه بوده است. ایشان گفت: «رئیس جمهوری ما از نخبگان برجسته ما خواست که جلساتی تشکیل دهند و اولویت های ما را معین کنند و آنان هم چنین کردند و ما هم بر آن اساس پیش رفتیم.» متاسفانه تا آنجا که من شاهد بوده ام این امر در ایران بسیار به ندرت در سیاستگذاری های ما اتفاق افتاده است و انتخاب ها و انتصاب ها بیشتر بر اساس شهرت و ارتباطات صورت گرفته است تا صلاحیت افراد. تعامل سیاست و دانشگاه نزد دولت های مختلف فراز و فرود بسیار داشته است. یک بار رهبر معظم انقلاب به دانشگاه شهید بهشتی تشریف برده بودند و استادان در آنجا پرسش هایی را مطرح کردند اما چون وقت محدود بود فرصت سوال برای بسیاری دست نداده بود. از دفتر معظم له از من و جناب دکتر مخبر خواستند که به دانشگاه شهید بهشتی برویم و ببینیم که سوالات باقیمانده چه بوده است؟ در دانشگاه شهید بهشتی یکی از گله های مکرر استادان زبده این بود که «چرا دولت ها و مجلس ها با نخبگان و صاحبنظران مشورت نمی کنند؟» در واقع نخبگان دنبال این نیستند که خود را به سیاستمداران معرفی کنند بلکه این سیاستمداران هستند که باید نخبگان حوزه های مختلف را شناسایی کنند و از فکرشان بهره لازم را ببرند. در دهه اخیر هم، تلاش محسوسی در جهت تعامل سیاست با نخبگان ندیده ام و هرچه پیش تر رفته ایم این تعامل کمتر صورت گرفته است. اگر هم جلساتی با اقتصاددانان، جامعه شناسان و نخبگان دیگر حوزه ها برگزار شده، نظرات آنان چنانکه باید به کار گرفته نشده است. این است که مکررا شاهد گلایه نخبگان از جمله اقتصاددانان از توجه نکردن دولت ها به پیشنهادهای آنان بوده ایم.

4ریشه اغلب مشکلات اساسی کشور، اولویت نداشتن مسائل فرهنگی توسط دولت ها بوده است. آنان بیشتر به مسائل اقتصادی و سیاسی توجه داشته اند، در حالی که یک فرهنگ قوی است که می تواند باعث انتخاب ‎ها و تصمیم‎های درست در زمینه اقتصاد و سیاست شود. توجه نکردن به مسائل فرهنگی باعث شده که احساس هویت ملی تضعیف شود و دانشگاهیان و کارگزاران حکومتی بیشتر نگاه شان به غرب باشد تا به توان ملی و اهمیت خودکفایی برای کشور، آن هم در زمانی که غرب اصرار بر عدم پیشرفت ما دارد.