آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۳۸۱۶
صفحه آخر
۱۲
روایت

حذف به بهانه احترام

دکتر سید مهدی نوریان

اول. در چند روز اخیر، حذف تصویر دختران از روی جلد کتاب ریاضی سال سوم دبستان موجی از اعتراض را در فضای مجازی به راه انداخته است. روابط عمومی و امور بین الملل سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در بیانیه ای به این اعتراضات واکنش نشان داد و اعلام کرد که «تصویر قبلی بسیار شلوغ بود» و در طرح جدید «تصویر خلوت تر» شده است. در بخشی از بیانیه آمده است که این «اصلاح» در قالب «پیشنهاد دوستانی که از منظرهای هنری، زیبا شناسی و روان شناسی بخش های مختلف کتاب را بررسی می کنند»، انجام شده است. شخص وزیر هم پس از شنیدن صدای اعتراضات در توییتی ادعا کرد که به مسئولان ذی ربط ماموریت «رصد، اصلاح و گزارش» داده است و اینکه «دختران میهن شایسته احترام اند». جای این پرسش هست که آیا با اتفاقاتی که پیش آمده نباید به این فکر کنیم که معانی متفاوتی می تواند بر احترام و زیبایی که قطعا صفات دل نشینی هستند، مترتب باشد؟ مثلا نمی شود که کسی احترام به زن را این طور معنی کند که او در خانه بنشیند و بیرون نیاید و به پخت وپز و شست وشو و رتق وفتق امور منزل بپردازد تا احترامش حفظ شود؟ یا زیبایی را این طور ترجمه کند که تربیت فرزند که زیباترین وظیفه یک انسان است وقتی به زن محول شود یعنی زیبایی را به او هدیه داده ایم؟ یا مثلا زیبایی زن به معنای دیده نشدن اوست؟ با این حساب تعجبی ندارد که حذف دختران از روی جلد کتاب به معنای «احترام» به ایشان و از منظری «زیباشناسانه» انجام شده باشد. براساس همین نگاه است که تصویر دختران روی جلد چیزی اضافی دیده می شود و حذف آن نه تنها لطمه ای به چیزی نمی زند بلکه باعث می شود به لحاظ «زیبایی شناسانه» تصویر را نیز «خلوت تر» کند و از شلوغی آن بکاهد. تصویرگر جلد کتاب نیز گفته که چند سال پیش که این طرح را کشیده، طرح اولیه «کلی ممیزی خورد و اجازه ندادند یکی از دخترها بالای درخت باشد! در طرح اولیه جلد کتاب ریاضی سوم دبستان نیز مقام های وزارت آموزش وپرورش حتی جایی گفته بودند که انگار یکی از دخترهای روی جلد در حال رفتن به سمت یکی از پسرهاست که او را بغل کند».

دوم. تلاش برای تکوین ذهنیت افراد توسط حکومت، مورد مطالعه اندیشمندان و متفکران علوم انسانی بوده است. زمانی کارل مارکس در «ایدئولوژی آلمانی» نوشت که ایده های طبقه حاکم در هر دوره ای ایده های حاکم آن دوره است؛ یعنی طبقه ای که نیروی مادی جامعه را در اختیار دارد به طور هم زمان، نیروی فکری حاکم بر آن نیز است. بعدها نظریه پردازانی به مرور به شیوه دیگری به ماجرا نگاه کردند. آنها گفتند که این طور هم نیست که حاکمیت همیشه در تکوین ذهنیت مردم موفق باشد. این نظریه پردازان از مقاومت مردم در پذیرفتن ایده های حاکم سخن به میان آوردند. به این ترتیب استوارت هال در مقاله «رمزگذاری و رمزگشایی» خود مطرح کرد که مخاطبان ضرورتا پیام ها را با معانی مرجحی که فرستنده در آنها قرار داده رمزگشایی نمی کنند. هال معتقد بود که هرچند برخی از مخاطبان ممکن است معنای مرجح فرستنده را بپذیرند اما برخی از آنان نیز ممکن است آن را نپذیرفته یا حتی عده ای از آنها آن معنا را به چالش بکشند. میشل دوسرتو از تاکتیک مقاومتی مردم در برابر استراتژی ساختارهای قدرت در زندگی روزمره حرف زد؛ اینکه مردم ازطریق کنش های خود در زندگی روزمره در برابر استراتژی طبقه حاکم مقاومت می کنند و  آنها را به چالش می کشند و به مرور آنها را متزلزل می کنند.

سوم. اما طراحان و متولیان حذف تصویر دختران از روی جلد کتاب چقدر در تکوین ذهنیت مخاطبان موفق هستند؟ درست است که معنای مرجح خویش را به شکل پیامی (و البته صدها پیام دیگر) به دانش آموزان رسانده اند. محمد رضایی در کتاب «ناسازه های گفتمان مدرسه: تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزی» نشان می دهد که چطور «گفتمان سیاسی حاکم، گفتمانی ناکارآمد بوده و گاه ‏در نزاع گفتمانی عرصه را به گفتمان های رقیب واگذار کرده است‏». رضایی که در پژوهش خود به تحلیل چند مدرسه در تهران پرداخته است، معتقد است که دانش آموزان نسبت به پیام های ایدئولوژیک در مدرسه مقاومت یا بی اعتنایی نشان می دهند. بر همین اساس، دانش آموزی که می بیند مادرش بعد از آنکه او را به مدرسه رساند، به محل کار می رود، چطور خانه نشینی مادر و زن را که در کتاب های درسی مدارس به شکلی ایدئولوژیک تبلیغ می شود، باور می کند؟ یا مثلا وقتی دانش آموز پسری با دخترهای فامیل یا همسایه بازی می کند و حضور آنها را درک می کند، چطور صرفا با پیام های نخ نماشده کتب درسی می تواند حذف آنها را از صحنه جامعه بپذیرد؟ دسترسی به شبکه های اجتماعی و دیگر رسانه های بدیل نیز مقاومت و بی اعتنایی دانش آموزان به ایدئولوژی مدرسه را افزایش داده است. چسباندن عکس مریم میرزاخانی، بزرگ ترین ریاضی دان معاصر ایران یا طرح کتاب سال قبل، روی جلد «اصلاح شده» را می توان مصادیق این مقاومت یا بی اعتنایی دانش آموزان دانست.

چهارم. در اینکه شبکه های اجتماعی به عنوان رسانه هایی بدیل برای رسانه های حکومتی می توانند ایفای نقش کنند، شکی نیست. در اینکه رسانه های حکومتی بنا به انواع و اقسام «مصالح» و منافع «نمی توانند» و نمی خواهند وارد خیلی از مسائل شوند یا آنها را آن طور که هست -البته اگر چنین چیزی اساسا ممکن باشد- مطرح کنند و اینجا شبکه های اجتماعی می توانند در رساندن صدای بی صدایان در راستای رسالت انسانی قدمی بردارند و حتی رسانه های حکومتی را مجبور به واکنش کنند و به سخن درآورند نیز شکی نیست. اما تجربه نشان داده است که مسائل و معضلات جدی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به موضوع سرگرمی طبقه متوسط اینستاگرام رو و توییتر تبدیل می شوند و به موج های سطحی و زودگذر تقلیل می یابند. موجی راه می افتد، پست هایی لایک می شوند، پیام هایی بازنشر می شوند، هشتگ هایی ترند می شوند و به زودی این موج تمام می شود و مسئله فراموش می شود: مثل داستان تجاوزها و تعرض های جنسی که الان در سایه موج جدید بسیار کم رنگ شد. در این فضاها معمولا شاهد عکس العمل های هیجانی و بدون تحلیل و عمق هستیم. مثلا در همین مورد #حذف_دختران، پیشنهادهایی عجیب و یا حجمی از فحش و توهین در شبکه های اجتماعی به چشم می خورد. البته تاکید می کنم که اولا احساسات جریحه دار شده محترم اند و ثانیا شبکه های اجتماعی نیز خالی از بحث های دقیق و تحلیل های عمیق نیستند، اما اینجا مراد من وجه غالب محتوای این شبکه هاست.